2 👁 بازدید

titaniu love ep3

قسمت 3 فیک خارجی titanium love با ترجمه ی دوست عزیزمون ماندانا

از خواب بلند شدم و تلاش کردم که حرکت کنم ولی بدنم هنوز بسته شده بود.چرا بازم نکرده؟

اخر چشامو کامل باز کردم دیدم پشت به من نشسته.سرشو برگردوند و با اون صورت زیباش به من نگاه کرد.

قسم میخورم اگه یه باغ وحش از معدم خارج میشد نمیتونست با احساسی که الان دارم قابل مقایسه باشه.

دستام سرد بود و دهنم خشک شده بود.همه چیزی که میتونستم حس کنم گرما و خفقان بود.

قفسه سینم تپش پیدا کرده بود.

چشماش انگار داشت دنبال یه چیزی تو صورت من میگشت اخر حرف زد:هی..

سهون

چرا نمیتونستم فقط بکشمش؟

اون الان تنها نگرانی منه و به این معنیه که کس دیگه ای ندارم که بخوام مراقبش باشم.

تقاص خیلی خوبی بود…به چشمای لوهان خیره شدم.

بعد از اینکه همه زندگیمو تنهایی گذرونده بودم نمیدونستم چجوری یه مکالمه رو شروع کنم!!پس فقط تونستم بگم هی!

و چیزی که بعدش اتفاق میوفتاد یه موسیقی برای گوشهام بود.چشمای لوهان جرقه ای زد و شروع کرد به خندیدن.

نمیدونستم چرا ولی جوری که میخندید خیلی زیبا بود.

گوشه ی لبمو یه کم بالا بردم.

“چی اینقدر خنده داره؟”با پوزخند پرسیدم.

و اون خندشو بیشتر کرد جوری که از کنار چشمش اشک اومد.

خیلی عجیب غریب بود.دستمو بردم به سمت صورتش تا اشکی که اومده بود بیرونو پاک کنم.

خندش اپارتمان مرده و بیروحمو پر کرده بود.

وقتی که انگشتام پوست شیری رنگ و سفیدشو لمس کرد،یخ زد و من اشک کوچیکی که کنار چشمش بود رو پاک کردم.

چشماش از تعجب باز شد و تمام صورتش قرمز شد.

برای چند ثانیه ضربان قلبم بالا رفت.

دست و پاشو باز کردم و گفتم تو نمیتونی اینجا رو ترک کنی.

صدای ضعیفی از دهنش بیرون اومد:چرا؟!

این اولین بار بود که صدای فرشته ایشو میشنیدم.مغزم یخ زد.

_خب من قراره که تو رو بکشم.

تصمیم گرفته بودم مستقیما بهش گفتم.نمیخواستم چیزی رو مخفی نگه دارم که اگه خواست فرار کنه دلیلی برای کشتنش داشته باشم.

_اگه تلاش کنی که فرار کنی من میکشمت.قبل از اینکه حتی بتونی کمک پیدا کنی.

اینو گفتم و چشماش حالت ترس گرفت.

من هیچ وقت با نگاه کردن به چشمای کسی که میخواستم بکشمش احساس ترحم و گناه نمیکردم.

من برای کشتن اماده بودم ولی جذابیت صورتش باعث میشد یه کاری کنه بخوام خودمو بکشم.

_خب کی قراره منو بکشی؟ میتونستم صدای لرزیدشو بشنوم.داشت عصبانی و ناامید میشد.

_اگه برای خودم نیست پس همه باید خوشحال بشن.چرا الان منو نمیکشییی؟؟.

شروع کرد به داد زدن و گریه کردن..با هر اشک ریختنش ذره ذره وجودم نابود میشد.

لوهان

فکر نمیکردم اونا از من بخوان که برم.اونا یه نفرو استخدام کردن که منو بکشه.

چه بهتر..معنیش اینه که من نباید مجبور باشم که خودمو بکشم.جیغ زدم.و اشکام دیدمو ضعیف میکرد.

نمیتونم فرار کنم.دارم میمیرم و کاری نمیتونم انجام بدم فقط از روی ترس و عصبانیت گریه میکردم.

چرا من اشتباهی بودم؟چرا باید اینجا باشم؟

مغزم در حال جنگیدن با کلی سوال بود که دو تا دست دورم حلقه شد و من بر خلاف عقلم بغلش کردم.احساسی بود که هیچوقت تا حالا نداشتم.

بهش نزدیکتر شدم. اشکام پیرهنشو خیس میکرد.

بین هق هقام حلقه دستاش تنگ تر شد و من اخر نگاش کردم‌.وقتی صورت جذابشو دیدم شروع به نفس نفس زدن کردم.ابروهاش بهم گره خورده و چشماش بهم فشرده بود.

یه جواب کوتاه شنیدم._چرا نمیتونم انجامش بدم؟؟

صداش خیلی اروم بود و به سختی میتونستم بفهمم چی میگه.

اون فقط محکمتر بغلم کرد . من چشامو بستم و با تمام وجودم عطرشو بو کشیدم.

سهون

چرا باید بهش توجه میکردم؟

تو بغل گرفتن یه پسر نحیف رنگ پریده!

من میدونستم و مطمئن بودم که اون مرگ من خواهد بود



About Admin ♛ Samira

Avatarسمیرا هستم مدیره سایت امیدوارم پستامونو دوست داشته باشید و ازمون حمایت کنید فایتینگگگگگگگگ





44
نظر بگذارید

avatar
24 نظرات
20 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
پرطرفدار ترین نظرات
نظرات با بیشترین پاسخ
25 نظرات نویسندگان
NaginJulya kimarnikamandanahesaneh نظرات اخیر نویسندگان
  اشتراک  
جدیدترین نظرات قدیمی ترین نظرات
آگاهی از :
Nagin
مهمان
Nagin

وای جیغ اخه چه رمانتیک لوهان نمیکشی میدونم چون عاشقش
عالی بود مرسی

Julya kim
مهمان
Julya kim

واااای هونهانننننن
……زندگییییییم…
عرررر…عاااووولیییی

arnika
مهمان
arnika

/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif
فدا هونهانم بشم من/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/jhsdhufF.gif
جیییییغ خیلی قشنگهههههههه^^
مرسیییییییی بابته ترجمههههههه*.*

/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gifهمه هم بلا استثنا گفتن کمه#_#
لعنت به نویسنده عه که کم نوشته /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/dard.gif
کی پاسخگو ماعههههه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/309.gif

hesaneh
مهمان
hesaneh

مرسی عزیز ترجمت خوبه ولی چرا انقدر قسمتاش کمه?
منتظر بقیهشم مرسی

mandana
مهمان
mandana

خواهش عزیز دلم لطف دارییی.اجی راستش مقدار قسمتاش کمه کلا
ممنون بابت نظرت

Namira
مهمان
Namira

خیییییییییییلی عالی بود…

mandana
مهمان
mandana

ممنونم فدات شممم