5 👁 بازدید

27
نظر بگذارید

avatar
5 نظرات
22 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
پرطرفدار ترین نظرات
نظرات با بیشترین پاسخ
5 نظرات نویسندگان
گیت فروشگاهیدیکشنری나나معنی کلمهsara نظرات اخیر نویسندگان
  اشتراک  
جدیدترین نظرات قدیمی ترین نظرات
آگاهی از :
گیت فروشگاهی
مهمان

ممنون خیلی خوب بود

دیکشنری
مهمان

ممنون از این مطلبتون

معنی کلمه
مهمان

ممنون عجب مطلب خوبی

sara
مهمان
sara

خب خب خب چ خبرا؟بز کوهی چیکارا میکنه

나나
مهمان
나나

چقدر دیر امدی پوکیدم از دلتنگی عررر هیچی تو چرا هی فک میکنی یه چی میشه خخخخخخخخ بدبخت خوابیده یه پشه هم رو دهنش نشسته خخخخخ شتر امروز اومد خونه میخواست راجب یه جیزی با بزکوهی حرف بزنه ولی بز کوهی گفت بهش بگو من نیستم خیلی عجیب نیست؟؟؟؟ اجی ترو خدا یه تحقیقی کن دیگه تو که همش خبرا دستت بود چی شد پش همش میگی نمیدونم اجی من مگه اجیت نیستم همش بلدی ایده های خاک برسر ی بدی یه گاری برا خواهرت کن من این همه تو گفتی انجام دادم تو هم یکاری کن بخدا بگی نمیدونم… ادامه »

sara
مهمان
sara

خاب باشه بابا.ی لحظه وایسا به دوستام بزنگم ببینم خبر چی دارن(اجی ببخشید دیر کردم ی تصادف وسط راه شده بود تا بیام خونه دیر شد)

나나
مهمان
나나

منتظرم :jhsdhugP:

sara
مهمان
sara

خب خب مثه اینک هیچ خبر خاصی نیست ناموسا این چند مدته هیچ اتفاق خاصی نیفتاده خب من چیکار کنم خبری نیس دیگه…بعدشم من حیطه کاریم مشاوره ی کارای خاک برسریه دیگه….خواهر دیوث من تو با مهربونی و از اون کارا میتونی دلشو بدست بیاری چند بار بهت بگم بچه…(مثلا عصبانیم الان..)

나나
مهمان
나나

نمیدونم دوستات جه کارن واقعا هیجی نمیدونن اصن هیچ وقت هیچی نمیدونن کافی شاپ نفهمیدن چیه الانم که اصلا نمیفهمن کلا نمیدونن هیچی
هعی مارو باش خواهر داریم
به خوهار مردم بگی بِ میرن جد ابادشو در میارن بعد تو عرررر(مثلا ناراحتم عصبیم و عصبانیم)
اجییییی یه گاری کن از زبون کای بکش اون که الان خونه شماست دی او خونه شماست برو تو حال دی او و کای خونه شمان بپرس از کای فاز برادرت چیه دعوام شد اگه با دیا و دعوا افتادی یا با گای بهم بگو چی گفتید برو بدو (خخ)

sara
مهمان
sara

(ناموسا خونه مان….خخ)باشه رفتم تو حال راستی چی بپرسم ازش؟وویییی استرس گرفتم …اصن واسه چی اومدن خونه ما؟؟؟؟؟

나나
مهمان
나나

نمیدونم از کای بپرس تو میدونی مشکل برادرت جیه؟ یا بگو چرا برادرت این طوری شده بگو قضیه چانی چیه تو میدونی چرا چانی این روزا اشفته اس؟؟؟(قابل توجه تو که کای دوست صمیمیه چانیه و چانی وقتی میومده پیش کای بکی رو میدیده گرفتی؟) ازش بپرس چان این روزا چکار میکنه چرا دنبال بکیه تو کافی شاپ با کی کار داشت چرا اومدش خونه بکی چکارش داشت بمرس اینارو جواب میده همه رو کای اون ادمی نیست که جواب نده اون همه چیزو میگه بهت فقط بمرس ازش و اون جواب میده(فقط ببینم بگی نمیدها میگشمت همش من داستان… ادامه »

sara
مهمان
sara

گمشو رفتم بپرسم….عرر حالا خوبه اصن جواب نده ای بخندما خخخ قیافت اون موقع دیدنیه

sara
مهمان
sara

عرررر اجی نتونستم بپرسم….نمیدونی چیشد که؟؟نمیدونی ک ..نمیدونی این برادرت چیکار کرد که..عرر

나나
مهمان
나나

😐
سارااااااااا بیااااااا اینجاااااااااا میخخخخواااااممممممممم جرتتتتتتتتتتتت بدددمممممممممممممممم
ینییییی اززززز یههههه کارررررر اسادههههههههه همممم بببرررر نیووووومدییییییی دیوثثثثثثث من با تتتوووووووو چکاررررر کنم مممممممم بیشعورررررررررررررررر ینییییی لللاااشهههههه گوسسسفننننددددددد ببیگرنننننننننننن شااانسسسسمووووووووووو دیوثثثثثثثثثث
خب حالا چیشد؟ :negative:

sara
مهمان
sara

عرر اجی.از برادرت بپرس ب من چه؟اون موقع ک تو گفتی برو ازش بپرس اون موقع هنزفری تو گوشم بود داشتم باهاش میخوندم صداهارو نمیشنیدم پشت ب در وایساده بودم داشتم لباس عوض میکردم برم پیش دی او وکای نیمه لخت بودم یعنی فقط لباس زیرام تنم بود یهو نمیدونم چرا حس کردم ی صدایی میاد هنزفریرو از گوشم در اوردم انداختم رو زمین برگشتم پشت دیدم دی او تو ی اتاقه ی جیغی کشیدم ک نگو نمیدونستم کجامو بپوشونم اصن هنگ بودم دیدم راس راس داره نگام میکنه سریع رفتم رو تخت پتو رو انداختم روم گفتم تو مگه… ادامه »

나나
مهمان
나나

حرفی ندارم واقعا بار 13 است گه میخونمش ناموسا چطوری بوسیدت که لبتم خون اومد میبینی؟؟؟چند بار بهت گفتم؟؟؟ نه من چند بارذبهت گفتم عشوه نیا دیوث بازی در نیار این تورو میخواد تو خواب صدات میکنه گوش نمیدادی مث کفتر رو حرف خودت بودی دیدی جی شد دیدی؟ اگه از همون اول باهاش خوب بودی الان کار به اینجا نمیرسید الان مجبور نبودی جیغ بزنی و خودتم همراهیش میکردی اجی میبینی عرررر عرررر از پایین صدای صدا کردن میاد برم ببینم(ناموسا چه داستانی شده اوففف 13 بار خودندم متنتو خخ) عرررررررر وایییییی کای و دی او دارن دعوار میکنن… ادامه »

sara
مهمان
sara

(اجی دی او جمعا 5ثانیه هم منو نبوسید بعد از این ک دی اورفت من انقد لبمو شستم که اخرش خون اومد)عررررر دی او.. کای کثافت گمشو به درک. کای چیکارش کرده کایو ببینم خودم لهش میکنم مرتیگه عوضی.عررررر اجی دی او رو ببر بیمارستان بدو ببرش تو اونجا چی کار میکردی چرا جلوشو نگرفتی بدو زنگ بزن امبولانس بدو میگم.(ناموسا داره اشکم در میاد اون تیکه ک گفتی عشق دست نیافتنی من داشتم عر میزدم من کیم ک جلوی ریل شدن کایسو رو بگیرم عررر یعنی ته این داستان چی میشه عرر اجی چه قد خوبع داستانی ک خودمون… ادامه »

나나
مهمان
나나

ناموسا منم گریم گرفت
عرررر خوبه حالش خوبه ولی من نگران کایم نکنه براش اتفاقی بیوفته اخه حالش خیلی بد بود دی او الان خوبه دایی بکی که اسمش لیه دکتره اومده بود خوبش کنه (ناموسا دو قطره اشکم ریختم اخرذاین داستان چی میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این داستان هیچ وقت تمومی نداره چون اگه نباشه هیچی نداریم باهم حرف بزنیم عرررررر )

sara
مهمان
sara

(خخخخخ ناموسا وسط غصه خوردنم از اون جمله ی اخرت خندم گرفت این داستان نباشه ما درباره ی چی باهم بحرفیم واقعا…)عرر خوبه ک حالش خوبه عررر بکی کدوم گوریه؟

나나
مهمان
나나

خخخ راس میگی

sara
مهمان
sara

اجی نگین بیا ی ساعت معین واسه حرفیدن داشته باشیم برای روزایی ک مدرسه داریم همیشه ساعت 2 فک کنم خوب باشه و واسه بقیه روزاهم ک تعطیل بودیم هر وقت عشق کردیم میحرفیم دیگه نظرت چیه اجی؟

나나
مهمان
나나

نظرم مثبته!
خیلی خوبه
ایده خوبی بود
خوشمان امد
مث فردا عررر فردا اخرین پست ساعت 2 میبینمت
فعلا خسته ای شبت سانگسو

나나
مهمان
나나

کای الان خونه مایه همش به یه جا خیره میشه اشک میریزه بکی کنارش نشسته داره ارومش میکنه ارونش میکنه بعد هی کای میره بغل بکی گریه میکنه و اسم دی او رو صدا میکنه بکیم هی بغلش میکنه و میگه هیشش برادر کوچولویه من خیلی قویه
عررررر ررررر

sara
مهمان
sara

ناموسا دلم واسه کای میسوزه خوب اونم عاشقه دیگه:(

sara
مهمان
sara

دی او کجاعه؟

나나
مهمان
나나

نمیدونم از دیشب خونه نیومده خبری دهم از شتر و بز کوهی

مینا جوووون!
مهمان
مینا جوووون!

:zardak (61): :zardak (61): :zardak (61):