80 👁 بازدید

the landlord had left his shadow behind_teaser

سایه آرایشی منظورم نیست!

کاپل:هونهان

پوستر :کاری از خودم

اتاق زیر شیرونی آخرین مکانیه که کسی بخواد توش بمونه…اتاق زیر شیرونی تاریک و نم داره …در ورودیش مثل دهن بازی میمونه که میخواد بخورتت ..حتی تصور اینکه جلو درش وایسی هم ترسناکه و مطمئنا اتاق شیرونی جای خسته کننده ایه ..شایدم ارواح هم توش باشن!.سهون عروسک خرسیش رو توی دستش فشرد ، 18 سالش بود اما با اینکار احساس امنیت کرد …همه ما موقع ترس عروسک خرسیمونو بغل میکنیم نه ؟!

سهون در رو به آرومی باز کرد و اجازه داد که اشعه های نور راهرور به داخل اتاق بخزن .در با صدای غژغژی باز شد و سهون میتونست قسم بخوره که دقیقا شبیه فیلم های ترسناک بود وقتیم که پا به داخل گذاشت دیگه مطمئن بود .فضای اتاق به هم ریخته بود ….تکه های چوب از شی های نامعلوم اینجا و اونجا بودن..یه تخت کهنه جلوی پنجره دایره ای شکل قرار گرفته بود و سهون میتونست گرد و غبار رو توی نوری که از پنجره میتابید تو رو ببینه .تارهای عنکبوت بالای کمد کهنه هم ترسناک بنظر میرسیدن .لکه های سیاه تا نصف دیوار رو پوشیده بودن و بخاطر رطوبت سهون میتونست خزه هایی روکه داشتن رشد میکردن رو ببینه..

جو اتاق بخاطر سکوت سنگین شد و یهو یکی دستشو گذاشت روی شونش .سهون اون دست رو بخوبی میشناخت اون برادر بزرگترش کریس بود .سهون اخم کرد و برگشت تا با کریس رو در رو شه .

سهون:تو میخوای من تو این جهنم پر از روح بمونم؟!

کریس: روح وجود نداره!در ضمن اینقدراهم بد نیس اگه که تمیزش کنی .

سهون لب و لوچش رو آویزون کرد و دوباره اتاق زیر شیروونی ترسناک رو نگاه کرد

کریس:هی هنوزم عروسک خرسیتو داری ؟!

سهون سریعا سعی کرد تا عروسکو مخفی کنه اما دیگه دیر بود ..

کریس نیشخند زد

کریس :و تو میگی من مرد مردام هاه؟!

سهون به بازوی کریس با عروسک خرسیش ضربه زد و کریس خندید

کریس:اوکی ببین متاسفم!اما تاعو اینهمه راهو اومده تا بمونه!نمیتونه که توی این جهنم بمونه درسته؟!

سهون:چی باعث شده که فکر کنی من میتونم؟!

کریس اهی کشید و شونه های سهون رو گرفت

کریس:ببین میدونم عصبانی هستی اما …ما برادریم درسته؟؟تو اینکارو بخاطر برادرت میکنی ؟!

سهون فکر کرد.. .کریس به عنوان یه برادر بزرگتر همیشه کنارش بوده وموندن توی این جهنم به مدت چند هفته ای اون رو نمیکشت ……….

******

این داستان یهو به ذهنم رسید هیچ ایده ای ندارم که چطور رسید اما خب رسید!اسم جالبی داره مگه نه ؟!”صاحب خونه سایه شو جا گذاشته “خب اگر که تیزر رو انتشار دادم به این علته که گشادیم رفع بشه و بنویسمش :/و یه چیزی نمیدونم کوتاه یا بلنده اما نمیخوام بلند باشه چون کیفیتش از بین میره .خوانندگان نفرین این هفته نت من قطع میشه سعی میکنم نفرینو از مامان الی برسونم به هر حال اگر نبودم ینی نت ندارمسایلنت ریدرا خوشحالم میکنین اگر که شما هم نظری بدین …



About Admin ♛ Samira

Avatarسمیرا هستم مدیره سایت امیدوارم پستامونو دوست داشته باشید و ازمون حمایت کنید فایتینگگگگگگگگ





32
نظر بگذارید

avatar
32 نظرات
0 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
پرطرفدار ترین نظرات
نظرات با بیشترین پاسخ
32 نظرات نویسندگان
hesamsanamJinaEXO LOVERnastaran نظرات اخیر نویسندگان
  اشتراک  
جدیدترین نظرات قدیمی ترین نظرات
آگاهی از :
hesam
مهمان
hesam

قرار نیست ادامه اش گذاشته شه؟

sanam
مهمان
sanam

و/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (6).gifای میشه بزارین خیلی مشتاق این داستانو بخونم.خیلیییییییییییی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (6).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (6).gif

Jina
مهمان
Jina

Mishe lodfan begi ganeresh chie?

EXO LOVER
مهمان
EXO LOVER

فکر کنم عاشق داستان شدم

هرچی زودتر داستانو بذارررر

مرررسی

nastaran
مهمان
nastaran

man rajebe in chera khabar nadashtam haaaaaaaaa?
>__< unja ba ruhe luhan doos mishe ? /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wow.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif