21 👁 بازدید

The EXO’luXion in Vancouver

خووووب یکی دیگی از کنسرت های تور آمریکای شمالی اکسو هم تموم شد فقط 3 تا دیگه مونده

شرمنده دیر شد گزارش … تا میومدم پست بزارم یه چی میشد●_●(چشمای همزر کیونگیمه 😂😍)

بفرمایید ادامه برای خوندن گزارش کنسرت ونکوور و دانلود عکس های بی کیفیت

××××××××××××

سوهو:خب بیاید انگلیسی سلام کنیم
اکسو ب انگلیسی:سلام وی عار وان
شیومین : ونکور وووو ( ژااان فندقکم چه ذوقی میکنه 😍)
چن(انگلیسی)سلام من چنم
بکهیون:سلام من بکهیونم اوضاع چطوره؟

چانیول:فن های زیادی اومدن و اون عقب یکم جا هست برای اینکه جاتون امن باشه پس همگی یکم برید عقب(یاد برنامه کودکا افتادم😐که میگفتن برید عقب چشاتون ضعیف نشه😂 فک کن جمعیت چقد بوده 😳😂)
سوهو:یکم برید عقب من نمیخوام کسی صدمه ببینه چون اوت موقع قلب من صدمه میبینه(کنسرت قبلم همینو گفت😐 فدااای همزر لیدری فرشته 😍😍❤)

اکسو:ی قدم برید عقب
اکسوال:نههه
کیونگ سو میکروفن میگیره ( تاااداا😑)
اکسوال:اوهه (ترسیدن) و 3849950201 قدم ب عقب رفتن(جونم جذبه کیونگی😂 ناموسا از همزر من میترسن؟؟ 😑 ترس داره؟ مگه لولو خورخورس 😳😳😒 همزر به این ژذابی 😍 )

وقتی سوهو چیزی درمورد عدم حضور لی گفت فن ها اه کشیدن(عرررینگ لی😭میش یو😭 لی😭 همزر چال لپیم 😭 ور عار یو 😭 یو شود بی در 😭 ویت سوهو 😭 سولی عیز ریل 😭😍 من در هر فرصتی استفاده میکنم و یلداوری میکنم که سولی عیز ریله 😒😍😂)
سوهو ب انگلیسی:این اولین کنسرت ما تو کاناداس..لی امروز با نیست و ما تلاش میکنیم تا بهترین اجرامونو بکنیم

سهون:شماها اینستای منو چک کردید نه؟؟ ( بهله که چک کردیم 😒 ماشالله از وقتی رسیدین امریکا بیش فعال شدی 😂😂)من با مینجرم رفته بودیم کشتی الاسکا ببینیم..کانادایی ها مهربونن وقتی ما رفته بودیم به جاهای دیدنی کانادا و میخواستیم عکس بگیریم کانادایی ها پیشنهاد میدادن ک عکس بگیرن(منظورش اینه که به کسی نمیگفتن ازشون عکس بگیرن اونا خودشون پیشنهاد میدادن ک از اینا عکس بگیرن😑 چه غلطا 😒 یه پسر ژذاب دیدن میخوان مخشو بزنن 😒 سهونیم که سادس 😒 )

چان:کی میخواد معلم من بشه؟من سخت تلاش میکنم که انگلیسی یاد بگیرم و ممنون برای لذت بردن(بیا خودم یادت میدم😛😂)
چان به انگلیسی:من برمیگردم دوستون دارم (کجا -_- همینم مونده بخوای برگردی امریکا -_-)

یه فن غش کرد و محافظین نتوستن بقیه فن هارو کنار بزنن تا بیرون بیارنش(بدبخت😐😂اکسو دیده فشارش افتاده😂😂 بیچاره له شده 😶)

کای بخاطر اینکه نتونسته بود تو کنسرت دالاس حاضر باشه عذرخواهی کرد و گفت که خوشحاله که به کنسرت ونکوور رسیده ( ای جانم… واقعا خوشحال بود… قشنگ حسش کردم 😍 از اینکه دوباره میتونست برقصه هم خیلی خوشحال بود 😍)
کای گفت که میدونه فن ها میخوان ب اونا نزدیک باشن و اگر فقط استیج وسط باشن میتونن نزدیک فن ها باشن

سوهو:بالاخره نوبت من شد من حس میمکنم ما داریم یکی میشیم با این اجرا ها ما فردا میریم ولی برمیگردیم ولی اینبار با لی،باشه؟(عاقا مای سولی😍❤️ سولی عیز ریل 😍❤ سولی عیز مای نفس 😍)
ما عکس میگیریم باشه؟عکس عکس عکس عکس عکس(😐😐شورش کرد 😶 وات د هل 😑)
بک:ژست س.ک.س.ی بگیرید همگی( دوباره شروع کردا -_- انگار باید برم با بکی هم مذاکراتی داشته باشم 😑 با سوهو حرف زدم دیگه از این حرفا نزد 😍)
کارکنان کنسرت متوقف کردن دوباره تا فن ها برن عقب و زخمی نشن(عرر😐😂این فن ها اکسو ندیدن الکی مثلا ما اکسو از نزدیک دیدیم😶😑)
سوهو:ما باید ی چیز مخصوص بگیم اینکه خیلی ها مصدوم شدن و مجبور شدن اینجا ترک کنن(فاجعه منا رخ داده فک کنم😐‌واقعا چرا اینجورین ملت 😶😑 )
چان:اهنگ زیادی باقی نمونده پس ما میخوایم این کنسرت خوب تموم کنیم.اون فن هایی که وایسادن میدونن من چی میگم(😐 خو بگو مام بدونیم -_-)

بکهیون تحملش تموم شده بود و یه فن داد زد:همه شما دیدید که بخاطر کارشما دلخور شدهههه( چ فن با فرهنگی😐 ببین دیگه کار به کجا کشیده که بک عصبی‌شده 😶)
اکسو همه ش به فن ها میگفتن که برن عقب تا صدمه نببینن و همه هل ندن ( کل کنسرت فقط گفتن برین عقب برین عقب 😶)
چان:همه سرجاشون بلند شدن لطفا بلند شید-با حالت کیوت همه بهشون خوش گذشت از الان به بعد همه باید انرژی شونو تو بدنشون خالی کنن
سهون:سلام ب همه،من سهونم احساس خوبی داشتیم منم اگر شما احساس خوبی داشته باشید احساس خوبی دارم اگر خوشحال باشید پس منم خوشحالم(فدای مکنه 😍❤️ ژذااب‌😒😒)

ترجمه : محیا

خوب اینم از کنسرت ونکوور …

چانی غیرتش کجا رفته؟😶 هعی بکی رو میفرسته بغل این و اون 😑 دالاس که فرستاد بغل سهون 😒 ایندفعه هم که داشت بین کای و همزر کیونگی ده بیست سی چهل میکرد اخر قرعه به نام کای افتاد هلس داد تو بغل بک -_- 😑 اونم جلوی کیونگ -_-

عرررینگ 😂😂 عاغااا این چیزای فشفشه مانند هست رو استیج؟ سر اجرای کال می بود یا لاو می یهو یکیش با صدای بلند میپره هوا 😂😂 دقیق جلوی کای 😂 کای خندش گرفته بود وسط اجرا 😂😂

چانیم که اصن دیگه کولاک کرد 😂😂 یه جا بند نمیشد … هعی بپر بپر میکرد ازین ور به اونور میرفت 😂 حالا من هعی میگم اینا رفتن امریکا جو زده شدن شما بگین نه 😒😒

موقعی که داشتن خدافظی میکردن میخواستن برن پشت صحنه درو ببندن بکی رو به زور کشیدن بردن ولی هعی میومد بیرون 😂😂😒

خوووب امیدوارم مورد پسند واقع شده باشه 😍

yuy (3)



About Angel Unicorn

Avatar25 ساله...
الف ، اکسوال ، اس ام لاور...
چانبک شیپر... سولی شیپر...
دانشجوی زبان و ادبیات انگلیسی...
ادمین سایت اکسو پرشین فیکشن ...





31
نظر بگذارید

avatar
30 نظرات
1 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
پرطرفدار ترین نظرات
نظرات با بیشترین پاسخ
30 نظرات نویسندگان
Jeengulparniansaida_exolMariaShanli نظرات اخیر نویسندگان
  اشتراک  
جدیدترین نظرات قدیمی ترین نظرات
آگاهی از :
Jeengul
مهمان
Jeengul

ممنون

parnian
مهمان
parnian

ممنون مهرنوش جووون تو معرکه ای/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

saida_exol
مهمان
saida_exol

ایییییییینااااااااااااااااا عجقننننننن ینیییییییییییی مرسییییییی مهرنوشممممممممممم♥___________♥/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (35).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/8a3fa35a.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (6).gif

Maria
مهمان
Maria

مهرنوش جون عزیزم خیلی خوب بود مثل همیشه عالی بود واقعا خسته نباشی فنکماش رو میزاری؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (6).gif

Shanli
مهمان
Shanli

کلا باید یه صحبت با همه شون داشته باشیم… رفتن اونور آب خیلی جوگیر شدن! 🙂 هی دخترای هیکل درشت می بینن…..
همزر کیونگیت کاراش ترس داره!/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gifباز مثل فستیوال رفته میکروفن گرفته داد زده؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gifیعنی عاشق دیوونه بازیاشم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif
چقدر خوشحالم کای بوده… کاش لی هم بود