25 👁 بازدید

sehun monster interview

مصاحبه ی سهون (مانستر) با ترجمه ی مترجمه خوبمون معصومه

سوال:چه خاطره ی قدیمی ای از خودت یادته؟
سهون:زمانیکه ۴ یا۵ سالم بود, یادمه تو شهرکمون خیلی بازی میکردم. صد وون سکه(داخل دستگاه) میذاشتم و بعد “پوپ,پوپ,پوپ!”(صدای کلیدای دستگاهه رو درمیاره). من “سلطان مبارزان ” هم خیلی بازی میکردم.(“سلطان مبارزان” یا همون”king of fighters” یه سری بازی ویدیوییه ), معمولا هم تنها بازی میکردم. یکی از اونا(دستگاه های بازی) جلوی مغازه ی لوازم التحریر بود. من بهتر از همه “سلطان مبارزان” رو بازی میکردم و توی محلمون بهترین بازیکن بودم. همچنین تایم بازی در ازای صد وون خیلی زیاد بود. حقیقت اینه که من با یه پاکت پول که حاصل تلاشهام بود, بازی میکردم و برای بازی کردن, باید توی صف می ایستادم. سخت تر از اون این بود که من بیش از حد بهش اهمیت میدادم و براش نگران بودم. فکر میکنم زمانیکه بچه بودم بیشتر دوسش داشتم.
سوال:اگر زندگیت میتونست دوباره از اول شروع بشه, دوست داشتی به چه زمانی برگردی؟
سهون:به وقتی که یه بچه بودم, یه نوزاد تازه متولد شده که هنوز تو بغل مامانم بودم. چیزای زیادی هست که بابتشون افسوس میخورم. اگر میتونستم به عقب برگردم, میخوام اونا رو بهتر کنم و همه رو خوشحال کنم.اما به هر حال من همین الانشم خوشحالم و نمیخوام به عقب برگردم.
سوال:زمانی بوده که به خودت به عنوان یه آدم بالغ فکر کنی؟
سهون:من فکر میکنم تو زمانی بالغ میشی که پدر یا مادر شده باشی. من واقعا نمیتونم اینو درست تشخیص بدم اما زمانی میتونم احساس کنم که:”خب! من خیلی بزرگ شدم”, که دیگران و آدمایی که دوسشون دارم رو درک کنم, و زمانیکه یه نفر اخلاص و صمیمیت منو بپذیره و زمانیکه یه آدم مفید شده باشم.
سوال:زمانی بوده که بتونی از زیر فشار توقعات دیگران شونه خالی کنی ؟(پ.م:به روایت دیگر همون از زیر کار در رفتن خودمون)
سهون:زمانیکه سخت بازی میکنم. من میذارم همه چی واسه خودش بگذره و بازی میکنم. بعد دوباره هوش و حواسم میاد سرجاش و سرکارم بر میگردم. دقیقا مثل یه پیچ که هر چقدر سعی میکنی شل ترش کنی سفت تر میشه. وقتی که خودتو یه بار شل کنی(و سخت گیری رو کنار بذاری), مثل هوا(سبک) میشی. باید امتحانش کنی. نباید با دلواپسی و نگرانی زیاد به خودت سخت بگیری.

سوال:فکر میکنی چه چیزی برای دستیابی به هدف مهمه؟
سهون:جوابی که معمولا همه به این سوال میدن اینه که:”باید سخت تلاش کنی”, اما من فکر میکنم این سوالیه که کلی جواب مختلف داره. فک میکنم حین تلاش کردن برای رسیدن به اهداف و رویاهات, اینکه بهترین خودتو خالصانهذو شرافتمندانه عرضه کنی, جواب این سواله. من باور دارم که برای این سوال, هیچ جوابی توی شیوه ی زندگی مردم وجود نداره اما فکر میکنم این(سوال) , باید یه جوابی داشته باشه.
سوال:بین “عملکرد” و “نتیجه”, به نظرت کدوم مهمتره؟
سهون:نتیجه. تلاش و عملکرد هم مهمه. تو باید سخت تلاش کنی اما به تنهایی, ایرادی نداره که عملکردت خوب باشه, من فکر میکنم زمانیکه نتیجه ی کارتو به دیگران نشون میدی, خیلی خوبه, (اینطوری) خودم هم ازش راضی خواهم بود. تو با یه عملکرد خوب, میتونی به خودت راحتی و آسایش بدی, ولی اگر نتیجه ی کارت خوب از آب در نیاد, بیشتر از همیشه رقت انگیز و متاسف خواهی بود.
سوال:چه چیزی هست که بیشتر از هر چیزی ازش بترسی؟
سهون:من از اضطرابی که موقع گفتن یه دروغ زمانیکه هیچ انتخاب دیگه ای نداری, گریبان گیرت میشه, وحشت میکنم.(پ.م:منظورش دروغ مصلحتیه) این یه دروغ مخملیه، چون باعث میشه که ایمانتو از دست بدی.(چه با ایمان!)
سوال:فکر میکنی چی بیشتر از همه, برای درک کردن و پذیرفتن یه نفر مهمه؟
سهون:فکر میکنم مهم ترین چیز صادق بودنه, بدون هیچ دروغی. اگه اون فرد یه آدم ظاهر نما(و دروغگو) باشه, میتونی اینو حس کنی. به هر حال, تو آدما رو ملاقات میکنی چون چیزی هست که بتونی ازشون کسب کنی, ولی با این وجود فکر میکنم (بودن با مردم) برای سود بردن ازشون درست نیست, اما استفاده کردن از اونا(برای کسب توانایی و منفعت), چیزیه که آروم آروم متوجهش میشی. من به هیونگ هام میگم که از من(برای اهدافشون) استفاده کنن. من فکر میکنم شیوه ی درست زندگی کردن اینه:”کمک کردن به سایرین”.
سوال:فکر میکنی دلیل اینکه آدما عوض میشن(و تغییر میکنن), چیه؟
سهون:من فکر میکنم سنگ ثابت بودن و یا ماشه ی اسلحه بودن, برای هر فردی متفاوته(پ.م:اینجا هم یه حالت ضرب المثله که متاسفانه معادل فارسیش رو پیدا نکردم اما معنیه سنگ ثابت بودن یعنی کنترل کردن خود و پرهیز و معنیه ماشه ی اسلحه بودن انفجار درونی خود و بر انگیخته شدن احساسات و توانایی هاست.), اما آدمایی هم وجود دارن که عوض نمیشن. قطعا یه تغییر برای پرورش خودت لازمه. این برای هرکسی متفاوته, ولی فکر میکنم که هر چقدر بیشتر آدما رو ملاقات کنی(و بهشون نزدیک باشی), میتونی تاثیر بیشتری روی تغییراتشون بذاری.

سوال:این تغییران ناشی از باطن و درون شخصه یا عوامل بیرونی؟
سهون:من فکر میکنم تو اول عوامل خارجی رو تجربه میکنی و بعد این تجربیات به درونت راه پیدا میکنه. این شبیه اینه که تو با ملاقات آدما, تجربیات و دانسته هاتو بیشتر میکنی, این تو رو وادار میکنه به یاد گرفتن چیزهای جدید, یاد گرفتن چیزایی که توی حافظه ی تونیست(و تو نمیدونی). من فکر میکنم از ملاقات مردم تاثیرات زیادی میگیری.
سوال:فکر میکنی چه چیزی تو وجودت, حتی اگر محیط اطرافت تو رو مجبور کنه, هیچ وقت تغییر نمیکنه؟
سهون:فکر میکنم روش رفتارم با مردم همینطوری باقی بمونه, طرز برخورد صادقانه ام و مراقبت از آدمای اطرافم(کساییکه بهشون نزدیکم)اینا تغییر نمیکنن. این حقیقت که تو حتی برای آدمایی که بیشتر از همه بهشون نزدیکی هم تغییر میکنی, خیلی خیلی بده, ولی”تغییر” خودش چیز بدی به نظر نمیرسه. شخصیت تو باید تغییر کنه, و من احساس میکنم تو با تغییر کردن پیشرفت میکنی, مثلا, وقتی کار آموز بودم, یه کم خجالتی بودم, اما حالا بهتر شدم ,چون همه سخت کار کردن, پس فک کنم فقط یه خورده از اون ترس گذشته هنوز برام مونده که البته مشکلی واسم ایجاد نمیکنه.
سوال:تو چیزای واضح و شفاف رو دوست داری یا چیزای تاریک و مبهم؟
سهون:من چیزای شفاف و روشن رو دوس دارم. من واقعا از چیزایی که تهش به هیچی ختم میشه خوشم نمیاد. من چیزایی رو دوس دارم که درست و معتبر باشن, چیزایی که بتونن مسءله ای رو روشن کنن تا اینطوری(مبهم) نباشن. من دوست دارم دور و بر مکانهای عمومی باشم,جاهای خلوت,خب حدس میزنم(اینجور جاها) راز آلود و مبهم باشن. من یه آدم ساکت و آزاد هستم.

سوال:کدومو بیشتر باور داری:توافقی بودن یا اجباری بودن؟
سهون:فکر میکنم هردوشون. توافق, تو روابط آدما, واقعا غیر منتظره به وجود میاد. فکر میکنم(توافقات) زمانی به وجود میاد که فکرشم نمیکنم. راجع به اجبار هم مطمءن نیستم.
سوال:چه چیز غیر قابل مشاهده ای هست که فکر میکنی بیشترین ارزش رو داشته باشه؟
سهون:احساسات. فکر میکنم تک تک احساس ها-لذت, عصبانیت, غم و خوشی. همشون مهمن. اینو وقتی احساس میکنم که آدمایی رو میبینم که نمیتونن با زبانشون(منظور زبان گفتاری مثل کره ای, انگلیسی,فارسی و..) با من ارتباط برقرار کنن, ولی احساساتشونم حسابه! فقط با نگاه کردنت میتونی حرف بزنی. حرف هات طبق احساساتت تغییر میکنه. من دلم میخواد بتونم با یه نگاه احساسمو منتقل کنم. فکر میکنم آدما واقعا شگفت انگیز و جادویین. من میخوام راجع به اینکه آدما چطوری ساخته شدن, تحقیق کنم.
سوال:اگر فقط یه چیز باشه که بتونه برای همیشه و به عنوان آخرین چیز توی این جهان باشه, امیدواری که اون چی باشه؟
سهون:نسل بشر. من احساس میکنم اگر نسل بشر وجود داشته باشه, اونا میتونن هرچیزی رو به دست بیارن. من اسی دارم که میگه اونا همه چیز رو برای ادامه ی زندگی اداره خواهند کرد. اگر فقط آدما رو داشته باشی, حتی بدون هیچ بازی یا موبایلی, فقط با گوش دادن به قصه هاشون میتونی بخندی و شاد باشی.

ترجمه توسط تیم مترجمی سایت اوه سهون فنز

مترجم:معصومه

کپی فقط با مجوز مترجم امکان پذیره



About Admin ♛ Samira

Avatarسمیرا هستم مدیره سایت امیدوارم پستامونو دوست داشته باشید و ازمون حمایت کنید فایتینگگگگگگگگ





40
نظر بگذارید

avatar
34 نظرات
6 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
پرطرفدار ترین نظرات
نظرات با بیشترین پاسخ
35 نظرات نویسندگان
s&s..atena.tsarshilbekisara 13 نظرات اخیر نویسندگان
  اشتراک  
جدیدترین نظرات قدیمی ترین نظرات
آگاهی از :
s&s..
مهمان
s&s..

:zardak (35): :zardak (35): :zardak (35): :unsure: :unsure: :unsure: :unsure:

atena.ts
مهمان
atena.ts

وااایییییی قربوننن حرفاااااااش برررممممم چ حرفای قشنگی و بزرگی میزنه این پسر
واقعا عالی بود مرسی به خاطر ترجمه منکه مرددددممممم
اصلا نمیتونم باورکنم پوکرفیس این نرفارو زده عژیژم :zardak2 (11): 😥 :00330000:

arshil
مهمان
arshil

دستتون درد نکنه.خسته نباشین

beki
مهمان
beki

وواااااااااااااااووووووووووواااااااااااااااااااوووووووووووووووو سهون خیلییییییییییییییی خوبه کی اینقدر بزرگ شد
کاش یه ویدیو داشت دوست داشتم موقع زدن این حرفا ببینمش

sara 13
مهمان
sara 13

واو ! وقتی به فیس پوکرش یا کخ ریزی های این بشر فکر میکنم نمی تونم این حرفای اقا منشانه رو کنارش بذارم !
خخخخخخ خیلی شخصیت دوست داشتنی داره . خیلی موجود پاکی به نظر می رسه و ذهن بازی داره .
من که شخصیتشو خیلی دوست دارم . :zardak (61): :zardak (61): :zardak (61):