7 👁 بازدید

same old love teaser

برای خوندن قسمتای بعدی فیک حتما تیزرو بخونید

تیزر فیک زیبای same old love به نویسندگی دوست عزیزمون azisha

حرفای نویسنده

سلام بچه ها امیدوارم خوشتون اومده باشه..تااینجا که خوندید دکمه توقف تون رو بزنین..تاااا قسمت اول که میریم‌باهم گذشته رو بخونیم

درمورد زوجاش تو داستان معلوم میشه
شخصیت ها:لوهان،سهون،بکهیون،کای،چانیول،دی او،….

ژانر:عاشقانه
تعداد قسمت هام معلوم نیس ولی قراره طولانی باشه
واین که از فرناز جوونم ممنوم واس گذاشتن فیکم
نظرم فراموش نشه…این فیک قسمتای رمزی هم دارهههههه

L♡L (lots of love). _Teaser

 

پشت در ایستاده بود.دستاشو روی دستگیره در گذاشت و درکلاس رو باز کرد

صدای قدم هاش توی کلاس طنین مینداخت

به تخته نگاهی انداخت که هنوز نوشته هایی روش بودن که انگار قصد پاک شدن نداشتن

سرشو برگردوند ، دستشو روی قلبش گذاشت که انگار داشت باهاش حرف میزد

“اها..ببین پیداش کردم…تاحالا هرچی بلا سرت اومده تقصیر این رفیق نامردم بوده”

و به طرف رفیق همیشگی اش رفت..رفیق قدیمی که باهاش معامله کرده بود که به شرط تمیزکردنش بذاره از صحنه روبروش نفس بگیره

پنجره ای که شاید تاالان به منظره بیرونش که حالا جای هزارتا برج و ساختمونو گرفته بود،خوب نگاه نکرده بوداما همیشه با وضوحش کسی روکه بادیدنش تپش قلبش شدید میشد رو باکمال زیبایی نشون میداد

اما حالا ازاون پنجره بزرگ و خوش نما چیزی جز چند شیشه شکسته نمونده بود…بالبخند لبه ها شیشه رو لمس میکرد

“هه..توام مثله من شکسته شدی رفیق!”

به صندلی ها نگاهی کرد…خوب میتونست جای تک تک دوستاش رو به یاد بیاره

همینطور که بین دو ردیف میزهای های دونفره قدم میگذاشت و پشت میز همکلاسی هاش رو تداعی میکرد…تااینکه لبخندش موقع رسیدن به یک میز محو شد..انگشتاشو روش کشید و از به یاد اوردن خاطرات شیرین لبخندی گوشه لبش نشست

“درسته نذاشتی بیشتر از یه روز کنارت بشینم اما همونم واسم غنیمت بود “

یکی از صندلی هارو عقب‌کشیدو روش نشست..دستاشو زیرسرش به صورت خوابیده روی میر گذاشت و به اون سمت دیگه میز خالی نگاه میکرد

“هنوزم میتونم بوی عطرتو حس کنم”

دستشو سمت اون طرف میز(جلوی صندلی کناریش) کشید

“کلک فکرکردی نفهمیده بودم وقتی سر زنگ تاریخ چشمامو روهم گذاشته بودم،ازدرس حواست پرت شده بودو داشتی دیدم میزدی….هه فک کنم واس همین منو پرت کردی بیرون”

ازجاش بلند شدو به انتهای کلاس قدم برداشت و به اخرین میز رسید رو صندلی نشست

” اما من هیچوقت حواسم به درس نشد..خیلی نامردیه نه؟ تو حواست به درس بودو من حواسم به تو “

همینطور که داشت خاطرات گرم و شیرینشو تو سکوت واس قلبش به یاد می اورد،زنگ گوشیش خلوت بین خودشو قلبش رو شکست..

_الو…….

 



About Admin ♛ Samira

Avatarسمیرا هستم مدیره سایت امیدوارم پستامونو دوست داشته باشید و ازمون حمایت کنید فایتینگگگگگگگگ





24
نظر بگذارید

avatar
21 نظرات
3 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
پرطرفدار ترین نظرات
نظرات با بیشترین پاسخ
21 نظرات نویسندگان
aysanelnazazishaSetibaekfatemeh.sh نظرات اخیر نویسندگان
  اشتراک  
جدیدترین نظرات قدیمی ترین نظرات
آگاهی از :
aysan
مهمان
aysan

مرسی عااااالی بود

elnaz
مهمان
elnaz

ههههه باژم عین این معتادا خخخخخخخخخخخخخخخخ منظورم بازم بود خخخخخخخخ از دست این کیبورد/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (51).gif

elnaz
مهمان
elnaz

بریم که داشته باشیم این فیکو خدارو چ دیدی شاید عاشقش شدم باژم ممنون که مینویسیش/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (24).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/70000000.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (67).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif

Setibaek
مهمان
Setibaek

واااای عرررر تیری خیدا آپ کن اصن من کنجکاااو شدمااا
با اینکه کم بود اما جذاب بوووود ممنووون
میگم میشه چانبکش فوق عاشقانه باشه من تاحالا فیک عاشقانه از چانبک نخوندم البت این نظر منه هر جور خودت میدونی
بازم ممنووون و لطفا آپ کن:)

azisha
مهمان
azisha

فعلا زوجاش‌معلوم نیس..ولی به احتمال زیاد واس بکی ، چانبک میشه که با فیکای دیگه خیلی متفاوته
چشم حتما اجی سعیمو میکنم

fatemeh.sh
مهمان
fatemeh.sh

عزیزم نمیخای بذاری ما خیلی منتظریم

azisha
مهمان
azisha

چرا گلم میذارم 🙂