19 👁 بازدید

same old love teaser

برای خوندن قسمتای بعدی فیک حتما تیزرو بخونید

تیزر فیک زیبای same old love به نویسندگی دوست عزیزمون azisha

حرفای نویسنده

سلام بچه ها امیدوارم خوشتون اومده باشه..تااینجا که خوندید دکمه توقف تون رو بزنین..تاااا قسمت اول که میریم‌باهم گذشته رو بخونیم

درمورد زوجاش تو داستان معلوم میشه
شخصیت ها:لوهان،سهون،بکهیون،کای،چانیول،دی او،….

ژانر:عاشقانه
تعداد قسمت هام معلوم نیس ولی قراره طولانی باشه
واین که از فرناز جوونم ممنوم واس گذاشتن فیکم
نظرم فراموش نشه…این فیک قسمتای رمزی هم دارهههههه

L♡L (lots of love). _Teaser

 

پشت در ایستاده بود.دستاشو روی دستگیره در گذاشت و درکلاس رو باز کرد

صدای قدم هاش توی کلاس طنین مینداخت

به تخته نگاهی انداخت که هنوز نوشته هایی روش بودن که انگار قصد پاک شدن نداشتن

سرشو برگردوند ، دستشو روی قلبش گذاشت که انگار داشت باهاش حرف میزد

“اها..ببین پیداش کردم…تاحالا هرچی بلا سرت اومده تقصیر این رفیق نامردم بوده”

و به طرف رفیق همیشگی اش رفت..رفیق قدیمی که باهاش معامله کرده بود که به شرط تمیزکردنش بذاره از صحنه روبروش نفس بگیره

پنجره ای که شاید تاالان به منظره بیرونش که حالا جای هزارتا برج و ساختمونو گرفته بود،خوب نگاه نکرده بوداما همیشه با وضوحش کسی روکه بادیدنش تپش قلبش شدید میشد رو باکمال زیبایی نشون میداد

اما حالا ازاون پنجره بزرگ و خوش نما چیزی جز چند شیشه شکسته نمونده بود…بالبخند لبه ها شیشه رو لمس میکرد

“هه..توام مثله من شکسته شدی رفیق!”

به صندلی ها نگاهی کرد…خوب میتونست جای تک تک دوستاش رو به یاد بیاره

همینطور که بین دو ردیف میزهای های دونفره قدم میگذاشت و پشت میز همکلاسی هاش رو تداعی میکرد…تااینکه لبخندش موقع رسیدن به یک میز محو شد..انگشتاشو روش کشید و از به یاد اوردن خاطرات شیرین لبخندی گوشه لبش نشست

“درسته نذاشتی بیشتر از یه روز کنارت بشینم اما همونم واسم غنیمت بود “

یکی از صندلی هارو عقب‌کشیدو روش نشست..دستاشو زیرسرش به صورت خوابیده روی میر گذاشت و به اون سمت دیگه میز خالی نگاه میکرد

“هنوزم میتونم بوی عطرتو حس کنم”

دستشو سمت اون طرف میز(جلوی صندلی کناریش) کشید

“کلک فکرکردی نفهمیده بودم وقتی سر زنگ تاریخ چشمامو روهم گذاشته بودم،ازدرس حواست پرت شده بودو داشتی دیدم میزدی….هه فک کنم واس همین منو پرت کردی بیرون”

ازجاش بلند شدو به انتهای کلاس قدم برداشت و به اخرین میز رسید رو صندلی نشست

” اما من هیچوقت حواسم به درس نشد..خیلی نامردیه نه؟ تو حواست به درس بودو من حواسم به تو “

همینطور که داشت خاطرات گرم و شیرینشو تو سکوت واس قلبش به یاد می اورد،زنگ گوشیش خلوت بین خودشو قلبش رو شکست..

_الو…….

 



About Admin ♛ Samira

Avatarسمیرا هستم مدیره سایت امیدوارم پستامونو دوست داشته باشید و ازمون حمایت کنید فایتینگگگگگگگگ





اشتراک
آگاهی از :
guest
24 Comments
جدیدترین نظرات
قدیمی ترین نظرات
Inline Feedbacks
View all comments
aysan
aysan
4 سال قبل

مرسی عااااالی بود

elnaz
elnaz
4 سال قبل

ههههه باژم عین این معتادا خخخخخخخخخخخخخخخخ منظورم بازم بود خخخخخخخخ از دست این کیبورد/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (51).gif

elnaz
elnaz
4 سال قبل

بریم که داشته باشیم این فیکو خدارو چ دیدی شاید عاشقش شدم باژم ممنون که مینویسیش/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (24).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/70000000.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (67).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif

Setibaek
Setibaek
4 سال قبل

واااای عرررر تیری خیدا آپ کن اصن من کنجکاااو شدمااا
با اینکه کم بود اما جذاب بوووود ممنووون
میگم میشه چانبکش فوق عاشقانه باشه من تاحالا فیک عاشقانه از چانبک نخوندم البت این نظر منه هر جور خودت میدونی
بازم ممنووون و لطفا آپ کن:)

azisha
azisha
Reply to  Setibaek
4 سال قبل

فعلا زوجاش‌معلوم نیس..ولی به احتمال زیاد واس بکی ، چانبک میشه که با فیکای دیگه خیلی متفاوته
چشم حتما اجی سعیمو میکنم

fatemeh.sh
fatemeh.sh
4 سال قبل

عزیزم نمیخای بذاری ما خیلی منتظریم

azisha
azisha
Reply to  fatemeh.sh
4 سال قبل

چرا گلم میذارم 🙂