32 👁 بازدید

PROGRESSIVE EDUCATION-3

قسمت سوم فیک ترجمه ای PROGRESSIVE EDUCATION

سلام ^^

اول ممنون از کسایی که اعلام حضور کردن و نظر گذاشتن

من همه رو خوندم ببخشید که جواب نمیدم

اول بگم این فیک اصلش 94 قسمته ولی از اونجایی که قسمتا کوتاهن شاید بعضیاشون رو ادغام کنم که اونم بستگی به تعداد خواننده ها داره

دوم بگم میدونم کوتاهه ببخشید ولی خب پارتای اصلی همینن من کل قسمتو میزارم ، ولی خب عوضش دارم تند تند اپ میکنم ^^

سوم این که بازم ممنون که وقتتون رو میزارین ، بازم اگر ترجمه مشکلی داره شرمنده

بفرمایید بخونید ^^

3

بکهیون با ناباوری تکرار کرد ” هم اتاقیت کیم جونگینه؟” با کیونگسو و چانیول سه تایی روی تخت نشسته بودند و پاپ کرن میخوردند و یه فیلم مربوط به زامبیارو تو تلوزیون اتاق بکهیون و چانیول میدیدند.

کیونگسو با ناراحتی سر تکون داد ، یه مشت پاپ کرن ریخت تو دهنش و گفت ” شما میشناسیدش؟”

چانیول پاهاش رو روی تخت کوچیک اتاق دراز کرد ” کی نمیشناسه اونو؟ جونگین شهرت خاصی داره ، میفهمی که چی میگم؟”

کیونگسو ی معصوم و بی تجربه اصلا روحشم خبر نداشت منظور دوستاش چیه ، با درموندگی سرش رو کج کرد .

بکهیون اروم خندید و یه نگاهی معنی دار با هم اتاقیش رد و بدل کردن ” اونم مثل ما سال سومیه ، هممون از سال اول اومدیم سونبی ، واسه همین همدیگرو خوب میشناسیم”

” و ؟” کیونگسو بهشون نگاه کرد ” راجع بهش چی میدونید؟”

چانیول اعتراف کرد ” اون پسر واقعا ایده ال همس ” بکهیون حرفی نزد ” اون محبوب ترین پسر مدرسه است و خودشم میدونه ، همه میخوانش ، همه! از دخترا گرفته تا پسرا و حتی بعضی از معلما هم میخوانش “

بکهیون با شیطنت زد رو شونه ی دوستش ” داره اغراق میکنه بابا”

چانیول اعتراف کرد ” حالا شاید یه کم اغراق کرده باشم”

بکهیون شروع کرد به توضیح دادن ” اون محبوب هست ، خودم تجربشو نداشتم ولی مثل این که خیلی از س*ک*س خوشش میاد . مثلا….با هرکسی میخوابه ، تا وقتی جذاب باشن ، جنسیتشون مهم نیست . شاید فکر کنی این کارش باعث میشه مردم پسش بزنن ولی نه ، خیلی هم محبوب ترش کرده . باید ببینی چند نفر منتظرن تا برن تو تخت اون ، شده حتی برای یک شب”

چانیول همونطور که یه مشت پاپ کرن برمیداشت گفت ” حتما همه بهت حسودی میکنن که هم اتاقی اونی”

کیونگسو با غرولند گفت ” همش مال خودشون من نمیخوامش ، به نظرت کسی هست بخواد اتاقشو با من عوض کنه؟”

بکهیون به بالشت ها تکیه داد ” شک دارم ، اینجا قوانین سفت و سختی داره ، باید یه دلیل قانع کننده برای تعویض اتاقت داشته باشی ، که دوست نداشتن هم اتاقیت شاملشون نمیشه”

“اگه یکی رو پیدا کنم که بخواد اتاقش رو با من عوض کنه چی ؟ اینجوری که مشکلی درست نمیشه!”

چانیول گفت ” اجازه این کارو دارید ، ولی اول باید یه رضایت نامه از طرف جفت دانش اموزا امضا بشه”

کیونگسو زیر لب گفت ” خب خوبه حداقل امکانش هست”

از بخت خوب کیونگسو ، مثل این که جونگین برنامه هایی داشت ، وقتی کیونگسو برگشت به اتاق جونگین رفته بود. کیونگسو نفس راحتی کشید و ژاکتش رو اویزون کرد ، فقط یه روز گذشته بود و ازالان داشت هم اتاقیش رو میپیچوند.

نشست پشت میزش و چراغ مطالعه رو روشن کرد ، یه سری دفتر یادداشت از کیفش دراورد و جلوش گذاشت ، خیلی برای کلاسای روز بعدش هیجان داشت. خوندن کتاباش و یادداشتاش قبل از کلاس از قدیم عادتش بود ، مشتاقانه کتاب اقتصاد رو باز کرد و به فهرستش یه نگاهی انداخت .

تقریبا نیمی از یادداشتای تاریخش رو خونده بود که صدای باز شدن در اومد. اهی کشید ، تصمیم داشت به بی محلی به هم اتاقیه اعصاب خرد کنش ادامه بده تا شاید بفهمه که ازش خوشش نمیاد.

با بسته شدن در یه صدای نا اشنا هم اومد ، صدای خنده ی یه زن ” ج…جونگین” ناله ای کرد و دوباره خندید.

کیونگسو خشکش زد ، چشماش از حات عادی بزرگتر شد.

بی شک صدایی که داشت میشنید صدای به هم خوردن لبا و لباسای دو نفر بود.

ناگهان صدای بو*سه قطع شد ” اه ….جونگین هم اتاقیت اینجاست” دختر با صدای ارومی گفت که مثلا کیونگسو نشنوه.

به نظر میومد برای جونگین مهم نیست که هم اتاقیش پشت میز خشکش زده ” اشکالی نداره ” با یه صدای اروم گفت ” شاید بخواد نگاه کنه”

دختر از دفعه ی قبل بلندتر ناله کرد ، کیونگسو میتونست تصور کنه که جونگین دوباره به لباش حمله کرده.

کیونگسو سریع بلند شد و قبل از این که بیفته رو پاهاش وایساد . جونگین و اون دختر ریز اندام با سی*نه های بزرگ حتی نیم نگاهی به کیونگسو که کلیدش رو برداشت و از اتاق زد بیرون ننداختن.

وقتی رسید جلوی در اتاق بکهیون و چانیول ، هنوز سرخ بود. حتی با وجود این که ساعت نه بود نتونسته بود جلوی خودش رو بگیره و پاهاش کشونده بودنش اونجا.

چانیول در رو باز کرد ، یه عینک مطالعه ی شیک زده بود و متعجب به نظر میومد. بلیز تنش نبود و یه گرم کن گشاد پوشیده بود که تا پایین پهلوهاش رو گرفته بود و تتوی روی کمرش رو نمایان کرده بود. دستشو برد تو موهای فرش ” کیونگسو ؟ چیزی شده؟”

کیونگسو از این که مزاحم دوستاش شده بود خجالت کشید ” جونگین یه دختر اورده بود تو اتاق و میخواست جلوی من باهاش بخوابه ، مجبور شدم بیام بیرون و نمیدونستم کجا برم ، نمیخوام مزاحمتون بشما….”

” میخوای بیای تو؟” چانیول با یه لبخند عجیب غریب پرید وسط حرفش.

کیونگسو از قبل هم بیشتر سرخ شد ” اه نه نمیخوام مزاحمتون بشم”

چانیول چشماش رو چرخوند و کیونگسو رو کشید تو اتاق.

بکهیون دمر دراز کشید بود روی تخت و داشت با لپ تابش کار میکرد ، سرش رو بلند کرد و با دیدن کیونگسو متعجب شد ” کیونگسو؟ چی شده؟”

چانیول نشست روی تخت خودش و به کیونگسو اشاره کرد تا بشینه ” جونگین باز ح*شرش زده بالا چیز جدیدی نیست”

بکهیون چشماش رو چرخوند و لپ تاب رو بست و نشست ” باز چی کار کرده؟”

چانیول توضیح داد ” با یه دختر اومده تو اتاق “

بکهیون با ناراحتی گفت ” متاسفانه این چیزیه که باید بهش عادت کنی ، اگه چیزایی که راجع به جونگین شنیدم درست باشه ، هر چند روز یه بار با یه ادم جدید میاد تو اتاق”

کیونگسو اه بلندی کشید و صورتش رو با دستش پوشوند ” خدایا! حالا من چیکار کنم”

بکهیون لبخند زد ” امشبو که میتونی اینجا بمونی . بعم باید باهاش حرف بزنی ، شاید قبول کنه تو یه ساعتای مشخصی این کارارو بکنه”

چانیول و کیونگسو هردو عاقل اندر صفی به بکهیون نگاه کردند و چانیول با طعنه گفت ” اره نه که جونگین خیلی هم منطقیه”

چانیول و بکهیون با پتوها و بالشت های اضافیشون روی زمین برای کیونگسو جا انداختن و کیونگسو چند بار اینور اونور شد تا یه کم جاش رو رو زمین سفتی که حتی از روی پتو ها اذیتش میکرد راحت کنه. و پیش خودش فکر میکرد ” این وضع قرار نیست اینجوری بمونه”



About Admin ♛ Samira

Avatarسمیرا هستم مدیره سایت امیدوارم پستامونو دوست داشته باشید و ازمون حمایت کنید فایتینگگگگگگگگ





86
نظر بگذارید

avatar
86 نظرات
0 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
پرطرفدار ترین نظرات
نظرات با بیشترین پاسخ
86 نظرات نویسندگان
golabadکایسو شیپرsaha1982فاطمهmahi exone نظرات اخیر نویسندگان
  اشتراک  
جدیدترین نظرات قدیمی ترین نظرات
آگاهی از :
golabad
مهمان
golabad

اووهه یسسسس کایه بی منطق ایز این مای استاییللل…
من خیلی هیجان زدم. مرسی مترجم عزیز :’دی

کایسو شیپر
مهمان
کایسو شیپر

من عاشقه این کایه بدجنسم خب
خخخخخ
مرسییییییی

saha1982
مهمان

بمیرم واسه کیونگیم…

فاطمه
مهمان
فاطمه

ترجمش بهتر از این نمیشه مرسییی

mahi exone
مهمان
mahi exone

کای بیشرففففف :300: :300:
خیلی شخصیتشو تو این فیک دوس دارم

او اوه کیونگی جدی میشود :6543a6e2:

مرسیییی :zardak (61):