13 👁 بازدید

progressive education-21

سلام من اومدم ^__^

زود اومدم این قسمتم زیاده تازه

قسمت بعدیم حاضره باید ببینم بچه های خوبی هستین زود بزارم یا نه ^_____^

پوستر یادم نیس از کیه هرکی هست دستش درد نکنه

21

بعد از ناهاری که البته جونگین پولش رو حساب کرد. به گردش تو فروشگاه ادامه دادن , وقتی دیگه از ویترین مغازه ها خسته شدن , روی نیمکت نشستن و مشغول تماشا کردن مردمی که از جلوشون رد میشدند شدند تا وقتی که زمان ملاقاتشون با دوستاشون بشه.

جینا یه رستوران کوچیک کنار تاتر رو انتخاب کرده بود و وقتی که جونگین و کیونگسو رو دید اصلا خوشحال به نظر نمیرسید , مدام با خشم به بکهیون و دختری که همراهش بود ,میونگ, نگاه میکرد.

وقتی که رسیدند جینا با هیجان گفت ” اوپا! بیاید بریم تو , فکر کنم یه جا برای 6 نفر باشه” و دوباره با اخم به بکهیون و میونگ نگاه کرد.

چانیول چشماش رو چرخوند ” کدوم رستورانی برای 6 نفر میز نداره؟”

” ولی امروز شنبه است” جینا همونطور که دوست * پسرش در رو باز میکرد گفت ” ببین رزرو شدن”

چانیول بی اعتنا به نق نق جینا گفت ” خب نمیمیریم که وایسیم”

6 تایی وارد محوطه ی کوچیک انتظار شدند ” ولی من نمیخوام دیر به فیلم برسم”

جونگین با لحن تندی که جینا رو ساکت کرد گفت ” اگه دیر شد یه سانس دیگه رو میریم”

پشت کیونگسو و جونگین , بکهیون و میونگ دست دست هم رو گرفته بودند , میونگ اروم زمزمه کرد ” اگه انقدر مهمه من میتونم برگردما”

جونگین و کیونگسو و بکهیون با هم گفتند ” نه ” که میونگ رو متعجب کرد.

بکهیون اروم گفت” میونگ شی نزار اخلاق بد جینا اذیتت کنه”

جونگین صداش رو اورد پایین که جینا و چانیول نشنوند و با لبخند کج و معوجی گفت ” اره , اگه شما برید ما دیگه با کی میتونیم حرف بزنیم؟”

میونگ لبخندی از روی رضایت زد وقتی که فهمید تنها کسی که از حضور اون و چانیول تو اون جمع ناراحته جیناس.

جینا چانیول رو دنبال خودش کشید و اومد بین جونگین و میونگ ایستاد ” من خیلی برای این فیلم هیجان زده ام” لحنش رو دوستانه و هیجان زده کرده بود ” باید خیلی ترسناک باشه , من عاشق فیلمای ترسناکم”

“خوبه ” بکهیون لبخند ارومی زد و دستاش رو تو جیب شلوار جین تنگش کرد ” چانیول از فیلم های ترسناک متنفره”

جینا نگاه تیزی به بکهیون انداخت ” اصلا هم اینطور نیست , اونم عاشقه فیلم ترسناکه مگه نه چانی؟”

چانیول خیلی بی تفاوت شونه بالا انداخت ” راستش من خیلی فیلم ترسناک دوست ندارم , فیلم اکشن رو ترجیح میدم”

صورت جینا جمع شد , جوری که انگار چیز ترشی خورده باشه , دستاش رو مشت کرد و به بکهیون که با یه نیشخند وایساده بود نگاه کرد.

کیونگسو به دوست * پسرش که دستاش رو دور کمرش حلقه کرده بود نزدیکتر شد , اصلا دوست نداشت بعد از ظهرشون اینجوری بگذره.

وقتی که بالاخره یه میز خالی شد , کیونگسو بین جونگین و میونگ نشست و خودش رو پشت منوی بزرگ مخفی کرد , اصلا دلش نمیخواست با جینا بحث کنه.

جونگین هم کنارش منو رو بالا اورد تا بتونن خصوصی حرف بزنن , با لحن شیطونی گفت ” قایم شدی؟”

کیونگسو زمزمه کرد ” معلومه که نه فقط میخوام انتخاب کنم ببینم چی بخورم”

جونگین مثل یه گرگ نیشخند زد ” دروغگو”

” این واقعا مضخرفه دوست دارم برگردم اتاق و بغلت دراز بکشم ، این قرار گروهی خیلی ایده مضخرفی بود”

” عیبی نداره” جونگین ل*ب های پسر بزرگتر رو اروم بو*سید ، ولی به نظرش کافی نیومد چون دوبار دیگه هم اینکار رو کرد “وقتی برگردیم میتونی هرکاری میخوای بکنی ، به نظرم دیگه نباید مثل برده و ارباب باشیم چون به اندازه کافی ثابت کردی که متاسفی “

” واقعا؟” کیونگسو خیلی متعجب بود

جونگین خندید و دوباره بو*سیدش ” اره ، ولی خب له چندتا سا*ک دیگه نه نمیگم اگه تو مودش باشی”

کیونگسو بلند خندید و دست دوست * پسرش رو از روی زانوش کنار زد ” خیلی قابل پیش بینی هستی میدونستی؟”

جینا با صدای بلندی که معلوم بود به زور میخواد خوشحال به نظر برسه گفت ” شما دوتا چی پچ پچ میکنید؟” کیونگسو و جونگین هردو منوی غذارو از جلوی صورتشون پایین اوردن.

جونگین با پوزخندی جواب داد ” هیچی ، یه کم با هم چیزای عاشقونه میگیم” کیونگسو سرخ شد ، ولی جونگین فقط بهش چشمک زد.

شام به معنای واقعی کلمه افتضاح بود ، جینا مدام سعی میکرد سر صحبت رو با کیونگسو و جونگین و چانیول باز کنه ، ولی همیشه میونگ و بکهیون رو از بحث بیرون میکرد. اگه هرکدوم سعی میکردن حرفی بزنن جینا با صدای بلندی میپرید وسط حرفشون.واقعا داشت غیر قابل تحمل میشد و کیونگسو میتونست حس کنه که جونگین هر لحظه ممکنه کنترلش رو از دست بده.

وقتی غذا رسید واقعا خوشحال بود که حالا میتونستند به جای صحبت کردن روی غذا تمرکز کنند.

غذا رو زود خوردند تا بتونن برن فیلمی رو ببینند که جینا گفته بود ، هر 6 نفرشون رفتند به تاتری که همون نزدیکیا بود تا بلیط بخرند ، جینا به سمت صندلیاشون که وسط نزدیک به ردیفای اخر بود راهنمایشون کرد.

کیونگسو روی صندلی خودش بین بکهیون و جونگین نشست ، خیلی خوشحال بود که جینا کاملا دور از بکهیون و میونگ نشسته ، با اوضاعی که اون میدید مطمئن بود که حتی وسط فیلم هم میخواد بحث کنه.

هنوز 10 دقیقه از فیلم هم نگذشته بود که کیونگسو فهمید که جینا واقعا حرافه و دوست داره که مدام راجع به فیلم حرف بزنه ، خیلی هم صداش بلند بود ، جوری که با وجود این که دو نفر بینشون نشسته بودن میتونست صداش رو بشنوه . سینما به خاطر روز تعطیلی شلوغ بود و چند نفر از مردم هم حتی داشتند به جینا چپ چپ نگاه میکردند ، حتی همون موقع که تیتراژ هم هنوزتموم نشده بود.

وسطای فیلم بودن که میونگ بلند شد و رفت ، کیونگسو با اخم برگشت طرف بکهیون ” چرا رفت ؟ جینا که اذیتش نکرد ، کرد؟”

بکهیون اروم خندید “نه بابا فقط داره میره دستشویی الان برمیگرده”

با این وجود یه ربع گذشت و از میونگ خبری نشد ، بکهیون با نگرانی دم گوش کیونگسو گفت ” به نظرت من رو پیچوند؟ میدونم جینا خیلی عوضیه ولی فکر میکنی میونگ بدون این که به من بگه میره؟”

” برو ببین کجاست”

بکهیون سرش رو تکون داد و سریع رفت بیرون.

کیونگسو انتظار داشت بکهیون زود برگرده ، با میونگ یا بدون میونگ ، ولی 10 دقیقه گذشته بود و هنوز پیداش نشده بود ، اروم روی شونه ی جونگین زد تا توجهش رو جلب کنه ” میونگ و بکهیون هنوز برنگشتند ، میرم ببینم چی شده”

جونگین بو*سه ی سریعی به ل*بای کیونگسو زد ” اوکی ، زود برگرد ، فکر نکنم اینجا با جینا و چانیول زنده بمونم”

کیونگسو خندید و با شیطنت زد رو بازوی جونگین ، بعد خیلی سریع از سالن خارج شد.

وقتی رفت بیرون بکهیون و میونگ رو دید که روی نیمکت نشسته بودن میگفتن و میخندیدن ، با دیدن کیونگسو خیلی متعجب شدن ” نگرانتون شدم ، وسط فیلم گذاشتین رفتین”

میونگ با شرمندگی لبخندی زد ” هیچ فیلمی انقدر خوب نیست که حرفای جینا رو ب خاطرش تحمل کنی”

کیونگسو خندید و کنار بکهیون نشست ” اره خب خیلی سخته روی فیلم تمرکز کنی وقتی اون اونقدر وسطش حرف میزنه نه؟”

میونگ با کنجکاوی پرسید ” چرا اون اندر ازم بدش میاد ؟ بکهیون اوپا میگه که فقط ازم خوشش نمیاد ولی تو راستش رو بهم میگی اوپا مگه نه؟”

کیونگسو شونه ای بالا انداخت ” خب جینا از بکهیون به خاطر این بدش میاد که اون بهترین دوست چانیوله و جینا مجبوره برای توجه چانیول باهاش رقابت کنه ، از تو هم به خاطر رابطت با بکهیون خوشش نمیاد”

میونگ سرخ شد و یه نگاه از زیر مژه های بلندش به بکهیون انداخت ، بکهیون هم سرخ شد و وانمود کرد که چیزی ندیده.

کیونگسو دقیق نمیدونست چقدر اونجا مشغول حرف زدن بودند ولی جونگین هم بهشون ملحق شد.

نشست کنار کیونگسو و دستش رو دور کمرش حلقه کرد ” نگرانت شدم ، بهت گفتم زود برگردی”

” معذرت میخوام داشتیم حرف میزدیم” کیونگسو عذر خواهی کرد و خم شد تا گونه ی دوست * پسرش رو بب*وسه.

بکهیون لبخند گل گشادی زد ” اینجا نشستن بهتر از گوش دادن به حرفای جیناست مگه نه؟”

جونگین اروم خندید ” تو این یه مورد حق با توعه”

فیلم 1 ساعت و نیم بعد تموم شد و جینا و چانیول به همراه جمعیت بیرون امدن و رفتند پیش بقیه.

چانیول که به نظر یه کم ناراحت میومد پرسید ” کجا رفتین؟ وسط فیلم همتون گذاشتین رفتین”

میونگ با لحن شیرینی گفت “من حالم بد شد بکهیون اومد دنبالم ، کیونگسو اومد دنبال اون و جونگین هم اومد دنبال کیونگسو ، اینجوری شد که هممون سر از اینجا دراوردیم ، احتمالا زمان از دستمون در رفته”

جینا بازوی چانیول رو گرفت ” خب یه فیلم عالی رو از دست دادید”

بکهیون اروم زمزمه کرد ” در هر صورت هم نمیتونستیم ببینیم بس که تو حرف میزنی” کیونگسو که کنارش بود تنها کسی بود که شنید.

دیگه داشتن میرفتن که یکی کیونگسو رو صدا کرد

کیونگسو با تعجب برگشت و و ییفان رو دید که با دختر زیبایی که پاهای بلندی داشت و کوتاه ترین دامن ممکن رو پوشیده بود وایساده ” سلام ییفان” کیونگسو لبخند زد و رفت سمتش ، جونگین هم همراهیش کرد ولی 4 نفر دیگه دم در ایستادند.

” چطوری؟”

ییفان با لبخندب جواب داد ” عالی این دوست من چرین چه هست اینم کیونگسو”

کیونگسو تعظیمی کرد ” خوشوقتم ، این دوست پسر من جونگینه”

ییفان همونطور که دستش رو جلوی جونگین گرفت بهش نگاهی انداخت ” پس این اون دوست پسر معروفته راجع بهت زیاد شنیدم”

جونگین زورکی لبخندی زد ” جدا؟ ولی من راجع به تو چیزی نشنیدم”

جونگین حس کرد که بهتره زود همه چیز رو راست و ریس کنه ” بهتره ما دیگه بریم دوستامون منتظرمونن” بازوی جونگین رو گرفت و دنبال خودش کشید.

” خداحافظ” ییفان لبخندی زد و به سمت مخالف برگشت و دختر پا بلند رو دنبال خودش کشید.

” اون کی بود؟” جونگین سعی داشت اروم به نظر بیاد ولی کاملا مشخص بود که حسودیش شده.

کیونگسو اهی کشید ” یه دوست ، اونم تو مدرسه ی ماس”

” خودم میدونم تو مدرسه ی ماس الان 3 ساله تو مدرسه ماس ، دارم میگم تو از کجا میشناسیش؟” یه کم از چیزی که میخواست تند تر حرف زده بود.

کیونگسو با این که دوست نداشت ماجرای تولد رو دوباره باز کنه ولی اعتراف کرد ” تولد جونمیون تو خونه ی ییفان بود”

جونگین از جواب کیونگسو خیلی خوشحال نشد ، ولی دیگه ادامه هم نداد ؛ دستاش رو رو شونه ی کیونگسسو انداخت ” تا وقتی که همه بدونن مال منی مشکلی نیست”

” فکر نمیکنم با محبوبیتی که تو داری کسی مونده باشه که ندونه ما با همیم “

” گفتم که بدونی ” جونگین بعد از این که این رو گفت اخمی کرد ” ببخشید میدونم لحنم بد بود ولی منظوری نداشتم”

کیونگسو اهی کشید ” عیبی نداره”

وقتی رسیدن به محوطه ، جینا اروم گونه ی بکهیون رو بوسید و اول از همه رفت سمت خوابگاه دخترا تا مجبور نباشه با جینا بره ، جینا زمان زیادی رو صرف کرد تا از چانیول حسابی خداحافظی کنه تا اخر که بالاخره دوست * پسرش رو بو*سید و رفت تا 4 تا پسر هم برگردند به اتاقشون.

دیروقت بود ولی هنوز چندتا از دانش اموزا تو محوطه بودن ” خیلی بد بود که وسط فیلم مارو پیچوندین ؛ جینا یه کم زیاد حرف میزد ولی خب این یه قرار بود”

بکهیون مغرورانه گفت ” یه قرار واسه شما دوتا و ما 4تا شاید این دوست * دختر تو بود که خیلی……”

جونگین سریع پرید وسط حرفش ” شاید بهتر باشه این حرفارو تو اتاق خودتون بزنید”

چانیول و بکهیون زیر لب غر زدند ولی دیگه ادامه ندادند چون میدونستند که اگه ادامه بدن دعوا میشه. تو طبقه ی چهارم از هم جداشدند.

” چه شبی بود” کیونگسو صورتش رو به کمر دوست * پسر قد بلندش که داشت در رو باز میکرد چسبوند ” ضایع ترین شب عمرم بود”

جونگین لبخند بزرگی زد و رفت تو و چراغ بین تختشون رو روشن کرد ” نه میتونست بدتر باشه ، حداقل کسی کسی رو نزد”

کیونگسو خندید ” منم انتظارش رو داشتم راستش رو بخوای ، درباره جینا حق با تو بود”

” البته که حق با من بود ” جونگین نیشخندی زد و لباس خوابش رو پوشید ” هنوزم دلت بغل میخواد؟”

کیونگسو لبخند زد و سریع رفت سمت دوست * پسرش ” فکر نمیکردم بپرسی”



About Admin ♛ Samira

Avatarسمیرا هستم مدیره سایت امیدوارم پستامونو دوست داشته باشید و ازمون حمایت کنید فایتینگگگگگگگگ





65
نظر بگذارید

avatar
61 نظرات
4 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
پرطرفدار ترین نظرات
نظرات با بیشترین پاسخ
58 نظرات نویسندگان
saha1982mahi exonenafas glambertasalailar نظرات اخیر نویسندگان
  اشتراک  
جدیدترین نظرات قدیمی ترین نظرات
آگاهی از :
saha1982
مهمان

قضیه چیه؟؟؟؟؟

mahi exone
مهمان
mahi exone

جونگین جینا رو بزن یالا :300:

nafas glambert
مهمان
nafas glambert

ممنونم…..

asal
مهمان
asal

وای خیلی جینا رو اعصاب بود ایشششش
دستتون درد نکنه عالی بود

ailar
مهمان
ailar

عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (6).gif