9 👁 بازدید

NO LOVE TRAILERNO LOVE EP 8

دوستای گلم اینم قسمت 8 داستانه دوسته عزیزمون سپینود

پیام سپینود نویسنده ی داستان:

سلام بر دوستان و خوانندگان گرامی!
بدلیل فوت ناگهانی نویسنده از این به بعد بنده وظیفه ی خطیر فیک گذاری را به دوش می کشم.ایشان که پس از خواندن نظرات پر مهر و محبت شما دچار سکته ی قلبی شده و دار فانی را وداع گفتند در آخرین لحظات زندگی خود وصیت کردند که اینجانب راه ایشان را ادامه داده و پا جای پای ایشان بگذارم……..

جدا از شوخی خوبید خوشید سلامتید؟چه کارا می کنید از دست منه بد قول؟!
دیگه حرف نمی زنم برید ادامه…..

بعد از کلی شوخیو خنده،خداحافظی کردنو رفتن.
نینا:خب،اگه امشب خیلی بهت خوش نگذشت من…..
-نه نه!این چه حرفیه؛اتفاقاً کلی هم خوش گذشت.
لبخند شیرینی زد.
نینا:خیله خب.راستی،یه پیشنهاد
-چه پیشنهادی؟
نینا:می خوای یه روز در میون بیام دنبالت؟چون اگه هرکدوممون هر روز یه ماشین بیاریم هم رفتو آمد آسون تره هم امنیتش بشتره.
-چ……چی؟میای دنبالم؟
نینا:آ…آره.اگه مخالفی من……
-نه!نه چه مخالفتی!فردا تو بیا که آدرس خوابگاهو یاد بگیری.
نینا:باشه.حالا خوابگاهتون کجا هست؟
-فردا آدرسو برات می فرستم.
نینا:مگه شمارمو داری؟!
-آره.امروز خودت بهم زنگ زدی!
نینا خندید:نه!اون شماره رو نمی گم!اون گوشی لی لی بود.
گوشیشو از جیبش درآوردو بعد از چند لحظه اونو کنار گوشش گذاشت.بعد از چند لحظه گوشیم زنگ خورد.شماره نا شناس بود.
-بله؟
نینا:این خط شخصیه منه.جز خانوادمو دوستای خاصم کس دیگه ای این شماره رو نداره.
خندیدو تلفونو قطع کرد:لطفاً به اسم خودم سیوش نکن.
-پس چی سیوت کنم؟
نینا:حالا هرچی.خیلی فرقی نداره.مثلا لی لی منو مرفه بی درد سیو کرده.
-ترو چی؟
نینا:دیوث!!!….
-چییییییییییییییییییییییییییییییییییییی؟؟؟
نینا لبخند زد.نمی دونم ترو چه طور دلش اومده اون به صورت زیبا بگه دیوث؟!
……………………………………..
(لوهان بعد از رسیدن به خوابگاه)
به صفحه ی گوشیم خیره شده بودم.نمی دونستم اسمشو چی سیو کنم.هی با خودم کلنجار می رفتمو بحث می کردم:اححححححححححح………هیچی به مغزم نمی رسه.خب اوهان،حواستو جمع کن.اسم خودشو که نمی تونم بذارم.آهان،چه طوره مخففش کنم؟نه بابا،نمی شه!اسمش همش 4 حرف داره……
هنوز با خودم درگیر بودم که دستام بی اختیار صفحه ی گوشیو لمس کردن.لبخند زدمو به اسمش خیره شدم.حالا من یه مخاطب جدید داشتم.مخاطبی به نام فرشته…….
……………………………………..
S
رفت.لوهان با دوستای جدیدش رفت سر قرار.خوشحال بودم که بالاخره تمامی زحماتش نتیجه دادو به یکی از آرزو هاش رسید.اما……..اما با دیدن اون خشکم زد.چشمای مشکی درشت،موهای بلند قهوه ای و پوست فوق العاده سفید.خودش بود.کسی که از وقتی تصمیم لوهانو برای رفتن به شینومیا شنیدم به خاطر وجودش احساس خطر کردم.می ترسیدم لوهانو مال خودش بکنه.حتی یه بار سعی کردم لوهانو نسبت به چهرش ترقیب کنم ولی وقتی که گفت به چهرش دقت نکرده کورسوی امیدی تو دلم روشن شد.اما حالا…….نه……نه!هیچ کس نمی تونه لوهانو ازم بگیره حتی اگه اون شخص زیبا ترین دختر دنیا نینا مایرز باشه……
………………………………………
سهون جلوی در خونه ی نینا)
تا حالا تو عمرم همچین خونه ای ندیده بودم.از فکر اینکه لوهان من با اون دختره الان تو خونشه بهم حس جنون دست می داد.دلم می خواست برم تو خونه دست لوهانو بگیرمو با خودم ببرمش نا کجا آباد.یه جایی که فقط خودمو خودش باشیم.دلم می خواست به اون دختره ی پری چهره ی دیو صفت که می خواد لوهانمو ازم بگیره بفهمونم که اون فقط و فقط مال منه…….
……………………………………….
L
ساعت6:30 بود.یه بار دیگه به سرو وضعم تو اینه نگاه کردم.ساده اما شیک مثل همیشه!
(خودشیقتگی لی به لوهانم سرایت کرده…)
به صفحه ی گوشیم نگاه کردم.سه تا پیام از نینا داشتم (مکالمه ی اس ام اسی لوهان با نینا):
نینا:سلام.صبح بخیر.آماده ای؟
نینا:نمی خوای آدرسو برام بفرستی؟
نینا:نکنه هنوز خوابی که جوابمو نمی دی؟! @_@
-سلام.ببخشید داشتم آماده می شدم.
نینا:خواهش می کنم!آدرسو نمی فرستی؟
-الان برات ایمیل می کنم….
-اومد؟
نینا:چی؟؟؟
-ایمیلم دیگه!
نینا:بله.رأس 7 اونجام.منتظرم نذاریا….
-نه.آماده ام.
نینا:می خوای همین الان بیام؟
-نههههههههههههههههههه…..من هنوز صبحونه نخوردم!!!
نینا:باشه.نوش جان.
رفتم پایین.همه دور میز بودن.
سهون:سلام هیو…….عه.کجا داری میری کله ی صبح؟
لی:پیش فرشته……
-زهرمار!نذار اول صبحی خلقم تنگ شه….
لی:مثلا بشه چی می شه؟
بکی:مشکلی نیست،خودم با مهرت های مردونم گشادش می کنم……
چانی:چیییییییییییییییییی؟!
بکی:هیچی!….
لی:نگفتی،مثلا بشه چی می شه؟
سوهو با کله پرید وسط حرفم:هیونگ گوشیت داره زنگ می خوره.
XO XO ` XO XO.yeh….
(الکی مثلا زنگ گوشی لوهانه:)
-بله؟
نینا:سلام
-س…..سلام.ببخشید که دیر جواب دادم.حواسم نبود.
نینا:نه،من باید عذر خواهی کنم؛مثل اینکه بد موقع زنگ زدم…..
-نه اتفاقاً کار خاصی نمی کردم.
نینا:آماده ای؟
-آ….آره.
نینا:پس ده دقیقه ی دیگه اونجام.
-باشه.خداحافظ.
نینا:خداحافظ.

خب،چه طور بود؟نظر بدهید.باشد تا عاقبت به خیر شوید……



About Admin ♛ Samira

Avatarسمیرا هستم مدیره سایت امیدوارم پستامونو دوست داشته باشید و ازمون حمایت کنید فایتینگگگگگگگگ





34
نظر بگذارید

avatar
32 نظرات
2 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
پرطرفدار ترین نظرات
نظرات با بیشترین پاسخ
31 نظرات نویسندگان
nesi$@ف00ر@sagharSophiesara نظرات اخیر نویسندگان
  اشتراک  
جدیدترین نظرات قدیمی ترین نظرات
آگاهی از :
nesi
مهمان
nesi

عالی بود
فقط خعلی کوتاه بود
ممنون

$@ف00ر@
مهمان
$@ف00ر@

Sehune bichare../wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif
Mersi

saghar
مهمان
saghar

اگه ترو یه کار خوبم کرده باشه اینه که اسم نینا رو دیوث سیو کرده

Sophie
مهمان
Sophie

آخـِی سـهونم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif

نـینا هـم کـه روز بـه روز … /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/309.gif

sara
مهمان
sara

سهون بدبخ…دلم براش سوخت…بیچاره/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif