2 👁 بازدید

NO LOVE TRAILERNO LOVE EP 6

دوستای گلم اینم قسمت ششم داستانه دوسته عزیزمون سپینود

پیام سپینود نویسنده ی داستان:

سلامممممممممممممممممممم!!!!
ببخشید که این همه تاخیر کردم.
ببخشید که با وجود این همه تاخیر بازم فیکم تعریف چندانی نداره.
ببخشید که این قسمتم مثل قبلیا خیلی کمه.
ببخشید که این قسمت خیلی بی خود شده ولی خب مهمه.
ببخشید که نمی تونم بعضی از نظرا رو تو داستان تاثیر بدم چون روند داستان خراب می شه.
و ببخشید که…..
.
.
.
حالا بگذریم!خوبید؟خوشید؟سلامتید؟عید بهتون خوش گذشت؟
به من که خیلی خوش گذشت!(آره مرگ خودم!!!…)
یه سؤال:
حوصله دارید داستان کش پیدا کنه یا می خواید سریع جمعش کنم؟
لطفا جواب بدید.من تعداد نظراتو می شمارم هر کدوم که بیشتر بود به همون عمل می کنم!
در ضمن!تعداد کامنتا خیییییییییییییییییییلی کمه و اشتیاق من برای نوشتن کم شده.لطفا بیشتر نظر بذارید!!!…

(لوهان خان با فرشتشون تو پارک سر قرار)
وقتی می خندید انگار زلزله تو قلبم میومد.همین طور که مبهوت خندیدنش شده بودم اسم خودمو شنیدم:
ترو:دکتر لو کجا سیر می کنی؟!
-چ…چی؟همین جا!!!
لی لی:آخه به نظر میاد فکرتون خیلی مشغوله!
-نه….راستش…..
نینا:با ما راحت نیستین؟
ترو:خب حق داره!اولین باره داره با یه گروه حرفه ای جراحی میاد بیرون منم بودم خجالت می کشیدم….
نینا:تو اصلا می دونی خجالتو چه طور می نویسن؟!
ترو:حالا اونو وللش!دکتر لو رو بچسب!
همشون به من نگاه کردن. یهو تروانگار چیزی رو کشف کرده باشه داد زد:راستی!تو چرا با ما رسمی حرف می زنی؟؟
لی لی:چرا داد می زنی؟زهرم ترکید!!!
-خب پس چه جوری با شما صحبت کنم؟!
ترو یهو بلند شد،یقشو صاف کردو با حالتی جدی گفت:من احساس می کنم…..
لی لی:خدا به دادمون برسه باز این شروع کرد!!!
ترو:لی لی خفه بمیر!!!خب کجا بودم؟!
نینا:داشتی احساس می کردی!
ترو:بله ممنون از یادآوریت!!!من احساس می کنم این دکتر خواننده ی جذابه خوشتیپه دختر کش ما….
یه چشمک به من زدو ادامه داد:هنوز احساس غریبی می کنه!برای اینکه یخش باز شه پیشنهاد می کنم با ما راحت باشه…..
نینا:خودت تنهایی به این نتیجه رسیدی؟؟؟
ترو:پس چی؟!حالا نظرت چیه دکتر لو؟!
-من…..من خب……چیزه…..
پسره ی احمق موافقت کن!مگه دنبال همچین موقعیتی نمی گشتی؟؟؟
-من…خب….خ….خیلی وقته دنبال موقعیت می گشتم تا بتونم با شما صمیمی تر باشم!!!
ترو:عالیه!با من شروع می کنیم لوهان.اسم من تروئه اما بهم تراکتور و ترترو م می گن.
-ترترو؟!
ترو:آخه زیاد خرابکاری می کنم!!!
-از آشنایی مجددت خوشحالم تری.
لی لی:تری؟!
-مخفف تراکتوره!
ترو:خوبه منم به تو بگم لوهی؟!
-نه!
نینا:آهوکوچولو چی؟!
-……………..
لی لی:نینا اذیتش نکن سکته کرد طفلکی!اسم من لیلیاناس ولی بچه ها بهم می گن تو هم هر چی دوست داری صدام کن!
-همون لی لی چه طوره؟!
لی لی:خوبه!
-اما لوله هم بد نیستا!!!………یا لولا(لولای در!!!)…..یا شایدم…..
لی لی داشت منفجر می شد:اسم خودت که بیشتر به لوله می خوره!!!
-اگه بخوایم به وزن حساب کنیم اسم من می شه لوهه!
نینا و ترو داشتن زمینو گاز می زدن.
نینا:وای….خیلی با نمکی لولو!
با چشمای از حدقه در اومده نگاش کردم.لبخند قشنگش محو شد:بب……..ببخشید حواسم نبود لوهان….
-نه نه!!!اصلا اشکالی نداره.می تونی همون لولو صدام کنی!
نینا:یعنی مشکلی نداره؟!
-نه بابا!چه مشکلی.
نینا:تو هم می تونی منو نین صدا کنی….
ترو:وایسا وایسا!صبر کن ببینم،ما بگیم نین بده؛لوهان بگه اشکالی نداره؟!
نینا:چیه؟حسودیت می شه ما با هم صمیمی هستیم؟!تازه امشب قراره بیاد خونم.مگه نه لولو؟
اینو گفتو یه چشمک زد.بدجور دستو پامو گم کردم:ه….هان؟!
ترو:عهههههههه……نینا؛اذیتش نکن.این طفلی به رفتارای تو عادت نداره،سنگ کپ می کنه ها!!!!
لی لی:نترس لوهان.امشب به مناسبت اضافه شدن یه عضو جدید به گروهمون شام خونه ی نینا مهمونیم!
-آهان!
یهو نینا با ترس گفت:واااااااااااااااااییییییییییی…..پاشید،پاشید بریم که غذام سوخت!!!
لی لی:پاشید غلطه،پاش شید درسته!
ترو:نه بابا!
نینا:اصلا همتون پاشیده شید بریم……
………………………………………
(جناب لوهان تو خونه ی اون دختره ی ایکبیری)
به موقع رسیدیم.هنوز غذاش نسوخته بود.اما انصافا دستپخت فوق العاده ای داشت.
-نینا….می گما….اینو….منظورم غذاست……واقعا خودت درست کردی؟؟؟
نینا:آره،خیلی بد بود؟!
-فوق العاده بود!!!
نینا:الان یه نوشیدنی خنک می چسبه.لوهان تو چه نوشیدنی رو دوست داری؟
-بعیده داشته باشی…..راستش من رز دوست دارم.
Rose
(شراب بسیار سبک و صورتی رنگ)
ترو:چیییییییییییییییییییی؟؟؟
لی لی:نینا مگه درمورد مصرف الکل چیزی به لوهان نگفتی؟
نینا:نه!به کلی فراموش کردم….
ترو:پس باید دنبال یه همکار جدید بگردیم!
دلم می خواست بهش بگم:مگه خودت نگفتی من محرم اسرارتم،حالا چرا در باره ی یه موضوع به این مهمی که ممکنه باعث بشه دیگه اون لبخند شکلاتیتو نبینم باهام حرف نزدی؟!اما گفتم:
-تو رو خدا یه چیزی بگو،این چه چیزیه که ممکنه شغلمو که با اون همه زحمت بدست آوردم ازم بگیره؟!
نینا:تو الکل می خوری؟
-چ…..چی؟؟؟
نینا:پرسیدم تو الکل می خوری؟
به چشماش نگاه کردم.قاطعیت عجیبی توش موج می زد.
-خب،نه.من دلم می خواد همیشه کنترل رفتارم دست خودم باشه دلم نمی خواد چیزی بخورم که باعث از ین رفتن عقلو هوشم بشه…این همه نوشیدنی خوشمزه و مفید تو دنیا هست؛حالا چرا باید از بین اونا بدترینشو انتخاب کنم؟!
لبخند محوی زد:خوبه،چون من از آدمایی که مشروب می خورن متنفرم…..
-چرا؟!
نینا:آدم وقتی مشروب می خوره قدرت تفکرشو از دست می ده،تنها چیزی که باعث تمایز انسان از حیوان می شه.آدم مست هیچی حالیش نیست.نه عشق،نه نفرت،نه دوست،نه دشمن…..آدم مست دهن لقه.چون نمی فهمه چکار می کنه ممکنه در حین مستی چیزایی بگه که باعث خیلی از دردسرا و آشوبای زندگی خودشو دیگران بشه….من تو بیمارستان اجازه ی مصرف مشروب به پزشکا نمی دم.در واقع اگر پزشکی دو ساعت قبل و بعد از شیفتش مست دیده بشه یا توسط مدارکی مستی اون تایید بشه بار اول تنزل درجه وبار دوم اخراج در انتظارشه ودیگه حق کار کردن تو هیچ کدوم از بخشای بیمارستانو نداره و این برای اون پزشک با لغو پروانش هیچ فرقی نداره.هیچ کس به یه پزشک اخراجی از بیمارستان شینومیا کار نمی ده…..چون قابل اعتماد نیست……تو هنوز اول راهیو می تونی برای آیندت تصمیم بگیری….
به اینجا که رسید سرشو انداخت پایینو ادامه داد:من تا حالا به خاطر تو قوانین زیادی رو نادیده گرفتمو خیلیاشونم تغییر دادم.اما در مرد این یکی دیگه کاری نمی تونم بکنم…….
چونشو گرفتمو سرشو آوردم بالا:من اینو می دونستم!به خاطر همینم از دوسال پیش تا حالا مشروب نخوردم.در ضمن،منظورم از رز مشروب نبود،عصاره ی رز سرخ بود.برای تمدد اعصاب مفیده….
نینا با تعجب زیادی پرید وسط حرفم:تو طب گیاهی بلدی؟! @_@
-آره.برای درمان بیمارام سعی می کنم در کنار داروهای شیمیایی از دارو های گیاهی هم استفاده کنم.نمی شه که همش قرصو شربت بکنیم تو حلق بیمار بدبخت……
خ.شحالی تو چهره ی هرسه تاشون به وضوح دیده می شد.یهو نگام به نگاه مشکیش گره خورد.(با اون دختره ی چشم سفید چشم تو چشم شد)رسما سکته کردم.داشتم تو اون دوتا تیله ی سیاه غرق می شدم که……

خب،چه طور بود؟دمپایی هارو بیارید پایین!می دونم حسابی به خاطر رفتارای لوهان عصبانی هستین ولی باید تحمل داشته باشین.تازه اولشه…… 🙂



About Admin ♛ Samira

Avatarسمیرا هستم مدیره سایت امیدوارم پستامونو دوست داشته باشید و ازمون حمایت کنید فایتینگگگگگگگگ





63
نظر بگذارید

avatar
37 نظرات
26 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
پرطرفدار ترین نظرات
نظرات با بیشترین پاسخ
35 نظرات نویسندگان
nesi$@ف00ر@sagharSophiesara نظرات اخیر نویسندگان
  اشتراک  
جدیدترین نظرات قدیمی ترین نظرات
آگاهی از :
nesi
مهمان
nesi

الهی بگردم سهونی طفلی اول که زد پکوند بچمو بعدم چشم سهون روشن عاشق دختره شده چشمش روشن
ولی به هر حال بازم عالی بود تنکس

$@ف00ر@
مهمان
$@ف00ر@

دختره ی چشم سفیدو خوب اومدی!!!مرسی

saghar
مهمان
saghar

لوهان از دست رفت عرررر
تا آخرش قراره با دختر باشه؟؟؟

Sophie
مهمان
Sophie

دخــتره لـوسه 😐 لـــوسسسسسس /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/309.gif

sara
مهمان
sara

لوهان سر قرار:/
عالیییییییییییییییییییییییییییی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif