2 👁 بازدید

NO LOVE TRAILERNO LOVE EP 5

دوستای گلم اینم قسمت پنجم داستانه دوسته عزیزمون سپینود

پیام سپینود نویسنده ی داستان:

سلام دوساتی گلم.ببخشید که تو خماری نگهتون داشتم.عیدتونم مبارک.من ممکنه برم مسافرت و نتونم ادامه ی فیکو بذارم اما قول می دم جبران کنم. بازم به خاطر نظرات سازندتون ممنونم.

راستی یه سؤال:اگه کار این فیک به بکش بکش بکشه و یکی از اعضای اکسو تبدیل به یه آدم کش جانی روانی بشه عکس العمل شما در مورد این حادثه چیه؟؟؟

دوستان عزیز لطفا حس بگیرید تا حال لی فلک زده و سوهوی بدبختو درک کنید……..

La
با عصبانیت رفت تو اتاقو درو کوبید.می دونستم دلیل همه ی رفتاراش نگرانی بابت موضوع لوهانه.کلی با خودم کلنجار رفتم که نرم سراغشو بذارم به خورده تنها باشه ولی نتونستم خودمو کنترل کنم.خیلی دلم براش تنگ شده بود.رفتم جلوی درو تا اومدم بازش کنم سوهو درو باز کردو محکم زورد به سینم.آماده شده بود بره بیرون.با تعجب بهش نگاه کردم.سرشو انداخت پایینو از کنارم رد شد.دنبالش رفتم.
-سوهو…………سوهویا………..کجا می ری؟………..وایسا………….چرا جواب نمی دی؟حداقل صبر کن منم بیام…….
سوهو:لازم نکرده!من دارم می رم که پیش تو نباشم.
-آخه چرا؟ببین،اگه از اون موضوع ناراحتی من…….
سوهو:می خوام فراموشت کنم….
-چ….چی؟؟؟فکر کنم درست نشنیدم؛می شه یه بار دیگه تکرار کنی؟؟؟
سوهو:مگه کری؟!گفتم می خوام از قلبم،مغزم،زندگیم،از همه چیزم بیرونت کنم.
-تو……تو چی داری می گی؟؟؟ح….حالت خوبه؟می دونم از دیتم ناراحتی ولی…….
سوهو:ولی چی؟جواب بده.ولیییییییی چیییییییییی؟؟؟عشق ما به هم از اولشم اشتباه بود.آخه مگه می شه دوتا پسر به هم علاقمند بشن؟این عشق نیست،هوسه.بهتره از همین الان جلوشو بگیریم تا اتفاق بدتری نیوفتاده.وقتی برگردم چیزی بیشتر از یه دویت برام نیستی.تو هم به خودت بیا!باید منو فراموش کنی،این طوری راحت تری…….
نمی تونستم حرفاشو باور کنم.احساس می کردم با هر کلمه ای که به زبون میاره خنجری تو قلبم فرو می ره.دیگه نتونستم طاقت بیارم. محکم از پشت بغلش کردم.فکر می کردم اگه یه قدم،فقط یه قدم دیگه ازم دور بشه آرزوی بوسیدن لبای شکلاتیش برای همیشه به دلم می مونه.هولم می داد ولی من محکم تر از این حرفا چسبیده بودمش.دلم نمی خواست هیچ رقمه زندگیمو،عشقمو،همه چیزمو(منظورش سوهوئه)از دست بدم.تقلا می کرد.ولی من همچنان با تموم وجودم نگهش داشته بودم.بالاخره تسلیم شد.دستمو رو سرش گذاشتمو اونو به سینم چسبوندم.دستم خیس شد.به صورتش نگاه کردم آروم آروم اشک می ریخت.محکم تر از قبل تو بغلم فشارش دادم. سرشو تو گردنم فرو برد،نفس عمیقی کشید و گفت:بوی تنت………بهم آرامش می ده………..دوست دارم لعنتی…………
…………………………………..
su
دلم نمی خاست براش درد سر درست کنم برای همینم تصمیم گرفتم فراموشش کنم.وقتی بعد از اون همه حرفای تلخی که بهش زدم بغلم کرد با تمام وجود احساس شکست کردم.احساس کردم بدون اون هیچی نیستم.بغض به گلوم چنگ می انداخت.رهاش کردمو اجازه دادم قطرات اشکم روی دستای مردونش بچکن.تو آغوشش خودمو رها کردم.سرمو تو گردنش فرو بردمو ریه هامو از عطرتنش پر کردم.نه …….من بدون این آغوش،بدون این بو،بدون لی زنده نمی موندم.جلوی احساساتمو نگرفتمو همه چیزو بهش گتم:بوی تنت………بهم آرامش می ده………..دوست دارم لعنتی…………
با احساس چیز گرمی روی لبم انگار دنیارو بهم دادن.لی با ولع خاصی شروع به بوسیدن لبام کرده بود.با زبونش سعی داشت لبامو از هم باز کنه.دوباره تسلیمش شدم.زبون داغو سرکششو تو دهنم حس می کردم.زبونشو رو زبونم می کشیدو صداهایی که حاکی از لذت بی حدو حصرش بودن از خودش در میاورد.خندم گرفته بود.
………………………………………..

صدای خندش تو دهنم خفه می شد.نمی خواستم اون بوسه ی شیرینو قطع کنم ولی داشتم از فضولی سقط می شدم.سرمو عقب بردمو نگاش کردم.لباش سرخ سرخ شده بود.در گوشش زمزمه کردم:توت فرنگی خوردی؟
سوهو:آ…..آره،از کجا فهمیدی؟
-دهنت مزشو می داد……
اینو گفتمو دوباره از طعم شیرین توت فرنگی لبای سوهو لذت بردم…….
…………………………………………
L
از حموم اومدم بیرون.موهامو به بهترین حالت ممکن اتو کشیدمو گردنبندی که دکتر مایرز بهم داده بودو انداختم گردنم.یه جین مشکی با یه آستین کوتاه راه راه پوشیدمو عین موشک از اتاق پریدم بیرون که……….وای خدا………..سوهو دوباره تو حلق لی بود!!!…..
با چشمای از حدقه در اومده بهشون نگاه کردم.این لی بی شعور بازم نتونسته بود خودشو کنترل کنه.سوهو متوجه من شدو لیو با لگد از خودش دور کرد.
سوهو:لو……
-فقط ساکت شو……
سوهو:به خدا اونجوری که تو فکر می کنی نیست.
-تو در مورد من چی فکر می کنی؟می خواستم به روتون نیارم ولی حالا…….
لی:ما همدیگرو دوست داریم!
سوهو:لوهانی تو رو خدا…….این پلانگتون بی مغز قول می ده که دیگه نزدیک من نیاد تو هم به کسی چیزی……
-مگه من چنین چیزی گفتم که تو فکر کردی می خوام به بچه ها بگم؟!
سوهو:یعنی نمی خوای…..
-نه نمی خوام………الانم دارم می رم بیرون…….تکلیف شما دوتارم هر وقت برگشتم مشخص می کنم.بدبختای عاشق!
تا اومدم برم بیرون لی گفت:می شه الان تکلیف ما بدبختای عاشقو مشخص کنی؟
-واقعا که……
لی:آخه یوهو داره پس میوفته!
به صورت سوهونگاه کردم.رنگش مثل گچ سفید شده بودو شرشر عرق می ریخت.بدنشم به بد ترین شکل ممکن ویبره می رفت.رفتم سمتشون.یه دستمال برداشتمو عرق پیشونیشو پاک کردم:یعنی اینقدر همدیگرو دوست دارید؟
لی:بیشتر از اون چیزی که فکرشو بکنی!!!……
-هوی سوهو!تو چی؟
سوهو:……………
-آهای با توام!
سوهو:آ….آره.منم……منم دوسش دارم.اونقدر دوسش دارم که فکر جدایی ازش تنمو می لرزونه و اشکمو در میاره…..
لی:مرگ من؟!راست می گی؟؟؟
سوهو:یعنی تا حالا نفهمیدی؟!پس خییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی خنگی!!!
-البته تو خییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی خنگ بودن لی هیچ شکی نیست!
سوهو:یایایااااااااااااااااااااا……..یه بار دیگه به عشقم توهین کنی کتلتت می کنم!
-خوب شد گفتی وگر نه……….
لی:حالا تصمیمت چیه؟
من به کسی چیزی نمی گم به شرطی که رابطتون به یه بویه و قوبونت برمو فدات بشم ختم بشه!من الان باید برم سر قرارم.نیام ببینم سوهو بد راه می ره یا بعدا صداش در بیاد دو قلو بارداره ها……..
سوهو:یاااااااااااا……لی باید مراقب باشه من باردارش نکنم!!!…..
لی:نه بابا!
سوهو:آره بابا!
لیخیله خب،کاری نداره.امشب می فهمیم کی باردار می شه……..
-شما دوتا یا خفه می شین یا جفتتونو راهی زایشگاه می کنم…….
سوهو:لی غلط کرد!
لی:……………..
-حالا دست نگه دارید همدیگرو باردار نکنید تا من بیام……..خداحافظ
سوهو:بای بای جیگر…..
لی:……………..
سوهو:راستی؛با کی قرار داری هیونگ؟
-با یه فرشته…..
سوهو:……………
لی:……………….
این دفعه جفتشون هنگ کردن!خب،نظرتون؟؟؟



About Admin ♛ Samira

Avatarسمیرا هستم مدیره سایت امیدوارم پستامونو دوست داشته باشید و ازمون حمایت کنید فایتینگگگگگگگگ





66
نظر بگذارید

avatar
40 نظرات
26 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
پرطرفدار ترین نظرات
نظرات با بیشترین پاسخ
39 نظرات نویسندگان
nesi$@ف00ر@sagharSophiesara نظرات اخیر نویسندگان
  اشتراک  
جدیدترین نظرات قدیمی ترین نظرات
آگاهی از :
nesi
مهمان
nesi

بی بو بی بو بی بو بی بو عاقا یکی اتاق زایمانو اماده کنه دوتا زائو باهم داریم
بازم عالی بود تنکس

$@ف00ر@
مهمان
$@ف00ر@

Eshhhh doctor mayer
Sehune bichare

saghar
مهمان
saghar

عالی بووووووود

Sophie
مهمان
Sophie

لولو چـه شخـصت پـایه ای داره هـا /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
فقـط این دکـتره رو اعـصابه 😐

جـواب سـوال :
اگه کار این فیک به بکش بکش بکشه و یکی از اعضای اکسو تبدیل به یه آدم کش جانی روانی بشه عکس العمل شما در مورد این حادثه چیه؟؟؟ خـب خـعلی تـعجـب مـیکنم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loosing-it-smiley.gif

sara
مهمان
sara

لی بی چاره چه فحشی از این سوهو میشنوه….خخخخخخخخ