31 👁 بازدید

luhan bazaar Interview

ترجمه ی مصاحبه ی مجله ی BAZZAR با لوهان توسط تیم مترجمی سایت

توجه کنید کپی مصاحبه ها ی سایت حتی با ذکر منبع هم ممنوعه کپی فقط با مجوز مترجم امکان پذیره

مترجم:آیدا

“الان من آینده ی منه”
یک جای خالی. یه کم خطر و مقدار زیادی تاریکی دیده نشده. و بعد یه صدای افسرده با شجاعت به گوش میرسه ، زیر تنها نور موجود لوهان با کمی گرد و خاک وارد میشه. یک سریال از چرخش های خالی یکی از تمرین هایی که قبل از اینکه مشهور بشه توش تجربه کسب کرده بود و همچنین وضعیت اون رو بعد از لحظه ای که به طور غیر قابل کنترلی افتاد و دوباره ایستاد رو نشون داد. توی ویدئو عمومی اون و آهنگ جدید اون لوهان تنها توی تصویر ظاهر شد. قدرت قوی ای که نمیتونی متوقفش کنی یا چیز دیگه ای. و بعد ما میدونیم چه چیزهایی هستند که لوهان حتی توی این زمان طولانی بهشون وفادار مونده.

شکی درش نیست که لوهان موقع ایجاد تصورات عالی عمل کرد درحالی که خیلی زود و به طور کامل بیدار شد.
《有点儿意思》(That Good Good)
(به چینی) ، اگه این پنج کلمه رو اگه با لحن بیجینگی بخونید یک حس بی تفاوت غرور و تکبر رو القا میکنه و همچنین میتونه تحسین کردن یک چیز ویژه رو تا مراحل بالا نشون بده. میگه که کسی که “یکم باحال” ئه ولی در واقع بیشتر شبیه ‘احترام بیشتری گذاشتن ئه’.
(اگه بخوایم این متن رو درک کنیم باید چینی بلد باشیم ?)

توی استودیوی عکس برداری دو تا اتاق با افرادی که مشغولانه راه میرفتند بود. نور افکن ها و سیم ها و خیلی چیز ها اطراف راهرو هستند. کارمندا خیلی جدی مشغول اند. همه چی به خوبی آماده شده بود و تنها چیزی که باقی مونده این بود که لوهان برسه. حدس میزنم من خیلی بی دقت بودم که لحظه ای که لوهان از در ورودی وارد شد رو از دست دادم. وقتی که همه حواس ها برگشت اون تقریبا وارد اتاق گریم شده بود. این تقریبا عجیبه که پسری که همیشه برای هر حرکتش یه تاثیر مثل طوفان میذاره چطور میتونه انقدر طرز زندگی ساکت و در عین حال دلپذیری داشته باشه.

با یه لباس آستین کوتاه سفید به این جا و اون جا میرفت و وقتی که از کنار نورپرداز رد شد تصادفا پاش رو روی سیم گذاشت. اون به سرعت دستش رو بالا آورد و عذرخواهی کرد. چشم های اون یه روشنایی خاصی داشتند چشم هایی پر از بیان بی آسیب. گرچه وقتی که لباس هاش رو عوض کرد کاملا ‘اتاق پرو ی ویژه’ رو که استایلیست ها مخصوص اون ساخته بودنش رو نادیده گرفت. مستقیما نصف بازوش رو نشون داد و به طرف دیگه ای رفت و بعدا خودش هم به بی نظمی خودش خندید.

“خدای مرد بین المللی” با یا حس نادیده گرفت. به خاطر نگاه های کور کننده ای که داره باعث میشه اون با اعتماد به نفس تر به نظر برسه. البته که اون از هیچ نامگذاری (لقب دادن) ای نمیترسه و همچنین به شایعات هیچ اهمیتتی نمیده. فقط میذاره دنیا به تغییرات خودش ادامه بده. لوهان خودش ریتم و قدم های خودش رو داره. (طرز زندگی خودش) توی آهنگ جدیدش 《that good good》 اون خودش رو با موسیقی ثابت کرد : “من نمیخوام رقابت کنم ، من فقط دارم مشتاق میشم”

لوهان این اسم رو روی آهنگش گذاشت چون این یه تشویق برای خود لوهانه ، آسون به نظر میرسه اما در واقع این درخواست بزرگیه.

به عنوان یه خواننده سولویی که تازه اولین آلبون خود رو تموم کرده و همچنین تازه به درست کردن موسیقی و آهنگ پیوسته ، فیلم برداری با افراد آمریکایی و کار کردن با تیم ساخت کانادا برای لوهان “مثل گذروندن تعطیلات با دوستاش میمونه”. وقتی که صحبت از موسیقی میشه مثل این میمونه که بیشتر از همیشه میتونه صحبت کنه “ژانر این آلبوم خیلی جلوتر و روی مد تر ئه و استایلی داره که زیاد توی چین نیست حتی کشور های دیگه هم تازه این سبک موسیقی رو شروع کردند”

اون قبلا به اینکه “موسیقی آینده” رو توی ذهن مردم رهبری خواهد کرد و وقتی همه توی دوره ای هستند که به موسیقی چین شک دارند و اون رو مسخره میکنند اون خواهد درخشید.

اون و تیم تولیدش یه چیز باحال رو امتحان کردند “کمپ نویسندگی”
به معنی اینکه خواننده و تولید کننده اش ، آهنگساز و همه تیم تولید توی استدیو جمع میشند و به طور مخفیانه کار میکنند. برای تقریبا 2 هفته اونا هر روز تمام مدت رو باهم بودند. هرچی که بهشون الهام میشد رو ضبط میکردند و با همدیگه در میون میذاشتند با همدیگه کل لیست آهنگ ها رو ساختند. “این واقعا باحال بود”

لوهان این طرز زندگی رو واقعا و قلبا دوست داره. “یه گروه از برترین موسیقی دان های دنیا وقتی که آهنگ ها رو درست میکردند و وقتی که ملودی اون ها هم زمان بیرون میومد ، وقتی که ملودی ها تایید میشدند نویسنده آهنگ هدست رو روی گوش هاش میذاشت و شروع میکرد به نوشتن متن آهنگ و اونجوری ما میتونستیم هر موقع خواستیم نظرمونو بگیم”
این نوع از آهنگ ساختن باعث شد که اون طبیعت خلق کردن (آهنگ) رو با چشم خودش ببینه. “هر وقت که ما ضبط یه آهنگ رو تموم میکردیم من واکنش مردم رو نسبت به اون آهنگ تصور میکردم”

لوهان یک نوع چهره ی خوشحالش رو به ما نشون داد. اون حتی سرعت صحبت کردنش رو هم بالا برو. این طبیعت آدمه که وقتی که صحبت از بحث مورد علاقه اش میشه بیشتر صحبت میکنه. “من تو رو خوشحال میکنم/نمیذارم هیچوقت گریه کنی” بر اساس چیزی که اون توی آهنگ خونده.

موقع خوندن دیگه خبری از اون پسر جوان خجالتی نیست. صدای اون مثل این میمونه که دسته ای از پرنده های مشکی یکدفعه از غار بیرون میان (میخواد بگه صداش یهو انرژی میده به آدم). این عشقه که توی قلب اونه و بعد از صبر برای مدت طولانی تبدیل به آتش شده.

“هنوز برای رسیدن به آینده ای که دوست دارم راه طولانی ای در پیش ئه. جایی که کار میکنم توی خیلی چیزها تصمیم گیری میکنه ولی یه چیزی که من میتونم تایید کنم اینه که همه به موسیقی نیاز دارن. با ساختن آلبوم های بین المللی میذارم که مردم بیشتری موسیقی رو دوست داشته باشند و این که موسیقی چین داره تغییر میکنه رو حس کنند. این چیزیه که من میخواستم.” لوهان این رو میدونه ، همه چیزهایی که به اون مربوط میشه قبلا هزاران بار ضبط شده و “ضبط کردن” یه چیز استرس زا و هیجان زاست. مسئولیت هزاران نگاه رو به دوش داره (اینکه تو چشم اونا چجور به نظر برسه). لوهان باید کاری انجام بده که حتی در نظر خودش هم فوق العاده به نظر برسه.

“من به عنوان یه خواننده دیبوت کردم. موسیقی برای من ، برای قلب من شادی میاره. برای این موضوع امیدوارم بتونم کارای بیشتری راجبش انجام بدم.” در گذشته همه ی این احساسات رو فقط در قلبش نگه می داشت اما الان وقتی که من حرف میزنم اون هم با قاطعیت همراه با من حرف میزنه. به خاطر اینکه اون از اولین قدمش بیرون اومده و داره با عشق قدم دومش رو برمیداره و هیچ دلیلی نیست که از راهش برگرده.

– کاراکترت توی “The witness” رو چجور توصیف میکنی؟ کار کردن با یانگ می چه حسی بهت میده؟
لوهان : اون یه مرد جوون گردن کلفت با یه عالمه وفاداری ئه. (میخنده) شروع کار با یانگ می جو یکم غیر عادی بود ولی یکم که گذشت با هم صمیمی تر شدیم ما همیشه باهم حرف میزنیم و راجب بازی ها صحبت میکنیم.

-وقتی که با یه سوال عمومی رو به رو میشی معمولا ساکت میمونی ، در واقع پیش خودت راجب قضیه چه فکری میکنی؟
لوهان : واقعیت واقعیته. اگه اون درست نباشه پس من سخت روش کار میکنم. ولی که حقیقت داشته باشه پس سعی میکنم خودم رو درست کنم زمان همه چی رو درست میکنه.

-بیجینگ جاییه که تو توش متولد شدی ، توی مدرسه ی هایدین تو پسر معروفه ی مدرسه بودی (هایدین یه مدرسه توی بیجینگ ئه) . چجوری جایی که توش بزرگ شدی رو توصیف میکنی؟ توی بیجینگ بیشتر کجاها میرفتی؟
لوهان : “پسر معروفه ی مدرسه” (خجالت میکشه و

میخنده) ..وقتی که جوون تر بودم جاهایی که بیشتر توی بیجینگ میرفتم تیات آن من و شی دان بودند. چون اون ها به خونه ی ما نزدیک بودند. من همیشه به جاهای عمومی که نزدیک خونه امون بودند میرفتم و با عمو هام فوتبال بازی میکردم.

-بزرگترین ثروت و دارایی که خانواده ات به تو دادن چی بود؟
لوهان : زندگی!..

-تو خیلی با کار هات مشغول شدی ، نگران این نیستی که وقت کافی برای سر زدن بهشون (خانواده اش) نداری؟
لوهان : بله ، من امیدوارم وقت بیشتری برای سر زدن بهشون کنار بذارم. میدونم که میگن نیازی بهش نیست ولی ته قلبشون خیلی دوست دارن که من این کار رو بکنم. فکر میکنم هر پدر و مادری همین وضعیت رو دارن. وقتی که جوون باشی اونا همه چی رو با جدیت بهت آموزش میدن ک ممکنه فک کنی اونا خانواده واقعیت نیستن اما وقتی که بزرگتر بشی میفهمی که در واقع اونا خیلی خیلی دوستت دارن.

-چجور دختری توجه تو رو به خودش جلب میکنه؟
لوهان : همونطور که قبل گفتم دختری با موی بلند ،زیبا ، مهربون و پوست سفید و صاف و خیلی چیز های دیگه. گرچه الان فهمیدم که بعضی ها بدون داشتن چیزهای که گفتم هم به نظرم خوب به نظر میان. مثل کاراکتر انیمه ای که من دوست دارم.موهای بلندی نداره و موهاش کوتاهه. پس فکر میکنم همینکه ببینمشون میفهمم که چه نوع دختری توجه منو جلب میکنه.

-اگه کسی رو داشته باشی که دوسش داشته باشی ، آیا این رو توی عموم بیان میکنی که “باهمید”؟
لوهان : من دوست دارم که توی رابطه باشم اما همه چیز همینجور که پیش میره خیلی خوبه. نمیخوام کسی رو مجبور کنم. همونجور که گفتم اگه یک روز خبرای خوبی داشته باشم و کسی بپرسه حتما حقیقت رو میگم.

-چرا همیشه دستات موقع عکس گرفتن میلرزه؟ (عکسات تار میشه)
لوهان : نمیدونم اتفاقا من اینو جدی هم گرفتم اما نمیدونم چرا عکسا تار میوفته. من گوشیم رو جدیدا عوض کردم و همچنین من راهنما هایی که بقیه واسم فرستاده بودند رو خوندم اما باز هم بهتر نشد.

اگه سربازی نباشه فرمانده ای هم دجود نخواهد داشت
“نماینده ی موسیقی در سطح بین المللی” آقای لوهان از اولین آلبوم جدیدش زیاد راضی نیست و میخواد قوی تر بشه . توی برنامه ی 《نمایش بزرگ bazaar》 وقتی که قسمت اول به صورت زنده داشت فیلم برداری میشد اون مثل یه مسابقه دهنده حرفه ای به نظر میرسید که یه مکعب روبیک رو توی 90 ثانیه درست کرد. در کنار اون لوهان این توانایی رو داره که صدای اردک در بیاره و همزمان بخونه و اینکه توپ رو با کفش چرمی تکون بده ( 😐 ) … همه این مهارت های باحال که پشت چهره ی چنین هنرمندی با این همه شهرت قایم شده باعث شده لقب بامزه ی “مرد کوچک” دنیای موسیقی به اون داده بشه.

اون سرعت بی اندازه بالایی برای وارد یک فیلم شدن داره. اوایل 2015 اون اولین فیلمش 《back to 20》 که ورژن چینی یک فیلم کره ای بود رو بازی کرد. بعد از اون فیلم های جدیدش 《the witness》 و 《the great wall》 یکی پس از دیگری به سرعت بالا اومدند. نقش اصلی 《the great wall》 بازیگر مشهور هالیوودی مت دیمون هم گفته که از شهرت لوهان واقعا حیرت زده شده بود.

گرچه لوهان تحت تاثیر این نتایجی که به دست خودش به دست اومده قرار نمیگیره و نمیذاره به خاطرش مغرور شه. “توی موضوع ظاهر شدن توی فیلم ، من هنوز یه تازه واردم ، من به تمرین بیشتر توی بازیگری نیاز دارم” موقع گفتن اینا یکمی اخم کرده بود و به اون مود سنگینش برگشته بود. وقتی که ازش پرسیدیم ‘بعد از این همه فیلمی که بازی کردی چه احساسی دادی؟ بازی کردن آسون تر شده یا برعکس حتی سخت تر هم شده؟‘ برای مدت طولانی ای فکر کرد و جواب داد : “نمیدونم ، من باید تجربه ای بیشتری به دست بیارم و برای جواب آسون یا سخت بودنش فک کنم باید تا اون موقع صبر کنم تا جواب رو بفهمم” اون هیچوقت تصمیم جاه طلبانه ای نگرفته و هیچ کدوم از سوال هایی که ازش پرسیده شد رو با غرور الکی و با همه جزئیات جواب نداده. تنها چیزی که اون تایید کرد این بود که وقتی که بازیگر شده خوشحالی بزرگی رو تجربه کرده که قبلا هیچوقت تجربه نکرده بود. “کارگردان ها و بازیگر های زیادی هستند که میخوام باهاشون کار کنم چون وقتی که جوون بودم آیدول های موردعلاقه ام خیلی زیاد بودند و الان یکمی بیشتر شده و امیدوارم اگه شانسی بود بتونم به دستش بیارم” موقع گفتن این جمله ، صورت لوهان با یه امید خالص و یه لبخند ویژه پر شد.

چهره های زیادی در بدن اون هست و این چیز دلپذیریه. بعضی اوقات جسور و بدون ترس ، بعضب وقتا بدون صدا و خجالتی اما اگه صبر کنی و آروم آروم سوال بپرسی
-چه تجربه هایی رو توی اولین بار موقع فیلم برداری 《the great wall》 کسب کردی؟
“هرچیزی که توی طول فیلم برداری اتفاق افتاد برای من ‘اولین بار’ بود”
-مثل؟
“… سفر بین المللی فیلم بزرگ”
جواب اصلی لوهان ، لوهان بعد از جواب دادن احساس خوشحالی میکرد. لوهان هیچوقت فکرش رو هم نمیکرد که جزئی از یه “فیلم بزرگ” بشه و همچنین هیچوقت فکر نمیکرد که اولین احساسش بازی های مجسم سازی ئه. پوشیدن یه زره ی سنگین ، حمل کردن یه صلاح سنگین (یه نیزه ی بلند و سنگین 4.5 متری) ، راه رفتن با گام های سنگین و قوی و حرکت های کشنده مثل حرکت نکردن و یک جا ایستادن برای کل روز. سرباز کوچولو شیائو لو با جدیت تجربه اش رو برای ما میگه ” وقتی که برای دو روز پشت سر هم این کار ها رو تکرار کنی دیگه حسی بهش نداری (مثل اولش سخت نیست) بعد از فیلم برداری 《the great wall》 حس میکنم بدنم روی فرم تر از قبله ، بیشتر عضله ای شدم نه؟” اون میخواست آستین هاش رو بالا بده تا عضله هاش رو نشون بده اما بعد برای مدتی صبر کرد و بعد همونجا متوقف شد.

خوشبختانه لوهان فقط نقش یه سرباز کوچولو رو توی این بازی داشت. “یه سرباز کوچولو و همچنین یه کاراکتر مهم ، اگه سربازی نباشه پس فرمانده ای هم نخواهد بود.”قبل از اینکه لوهان وارد گروه فیلم برداری بشه اون تصور میکرد که اگه نقشش موقع فیلم برداری تموم شده باشه هم سعی میکنه که بمونه و بازی ارشد هاش رو تماشا کنه و یاد بگیره. گرچه بعدا فهمید که کارمند های “گروه بزرگ فیلم برداری بین المللی” خیلی زیادن و هرکس کار خودش رو داره و صحنه فیلم برداری خیلی شلوغه و نمیدونست که کجا بایسته. “بعد این همه مت هنوز هم تازه واردم ، وقتی که هیچ نقشی ندارم نمیدونم که کجا بایستم فقط نمیخوام بقیه رو توی دردسر بندازم پس فقط سر جای خودم می ایستم و منتظر میمونم که برای فیلم برداری صدام بزنن”

لوهان میخواست که با اهمییت قوانین آشنا بشه.

اگه یه روز لازم باشه در برابر دشمن توی ارتش بری فک میکنی چه نقشی خواهی داشت؟ توی خط مقدم خواهی بود و اون جلو میجنگی؟

نه. همه فکر میکنن من اون جلو جلو میرم؟ درسته ؟ ههه. من جز نیروی پشت خواهم بود. وضعیت رو کنترل میکنم. البته اگه اون جلو به من احتیاج پیدا کنند درنگ نمیکنم و به کمکشون میرم. بستگی به نیاز های جنگشون داره” وقتی که از کاراکتر قهرمان مورد علاقه اش پرسیدیم لوهان بدون فکر کردند گفت “آیرون من”.

لو-یه با قلبی بزرگ (یه به چیزی که یه خودش اشاره داره)
20 آپریل سال 1990 به تقویم چینی جمعه 25 مارچ. تولد لوهان

فن ها تصادفی فهمیدند که این پسر جوون توی جمعه به دنیا اومد و لوهان به تازگی مشتاقه که بازی سیگنالی مخفیش به اسم “جمعه” رو توی ویبو بازی کنه. در اصل لوهان آدمیه که زیاد حرف نمیزنه اما الان حتی رعد و برق هم نمیتونه اون رو از ظاهر شدن توی هر جمعه متوقف کنه. توی هر پست جدیدی که جمعه ها میذازه جمله ی “امروز جمعه اس” رو به همراه یه عکس بامزه و دوست داشتنی پست میکنه.

از وقتی که اون به “رانینگ من چینی” پیوسته هوش بالای اون خودش رو خیلی خوب نشون داده. دنگ چائو اونو توی ویبو اذیت کرد : “لوهان اگه بخوایم عادل باشیم گفتی که بین ما کی جذاب تره؟” لوهان جواب داد “چائو (که به معنی بیش از اندازه هم میشه گفت) جذاب …….. لوهان” این دنگ چائو رو تحریک کرد و گفت : “اون میتونه چیزهای زیادی با قیافه اش به دست بیاره ، دیگه چرا میخواست بیاد و اسم هامون رو پاره کنه؟”

توی این دوره ی همفکری و جمعی کار کردن ، درخشندگی یک نفر واقعا سخته که با دلیل های واقعی دفاع بشه. لوهان توانایی این رو داره که قدم های بزرگتری رو برداره اون میدونه که چی رو نگه داره و چی رو رها کنه میدونه که چه وقتی قایم شه و چه وقتی خودش رو نشون بده.

ازش پرسیدم که خودت رو توی یک کلمه توصیف کن و اون خیلی ساده جواب داد : لو-یه خون گرم”
یه جور نیروی “من متقاعد نشدم” از سمت این پسر بیجینگی حس میشد. با نگاه کردن به صورتش که با وفاداری پر شده بود نتونستم جلوی خودمو بگیرم و پرسیدم حالا خیلی از جوون ها فکر میکنن که باید خودشون رو ثابت کنند ، تو هم اینجوری فکر میکنی؟ فک میکنی باید از چی استفاده کنی که خودت رو توی راه درست ثابت کنی؟ لوهان یک دفعه جواب داد : “بعضی وقتا با خودم فک میکنم من همینی ام که هستم چرا باید خودم رو ثابت کنم؟” اون واقعا گیج شده بود ، ابروهاش بهم گره خورده بود و برای مدتی ساکت بود.

جوونی واقعا چیز خوبیه ، چیزهای زیادی هستند که منتظر تو هستند و رویاهایی هستند که تو هنوز بهشون نرسیدی. اگه واقعا لازم بود که چیزی رو ثابت کنی چجوری ثابت میکردی؟ “سخت کار کن تا به رویاهات برسی، این درخواست من از خودمه و این تنها راهیه که خودمو نا امید نمیکنه. درک من از رویاهای خودم اینه که خیلی بدون اینکه خستگی برام مهم باشه سخت برای اون چیزی که دوست دارن تلاش کنم ، مهم نیست چه سختی های میکشیم هیچی نمیتونه منو باز داره از رویاهام” این اولین بار نیست که لوهان چیزی مثل این رو توی مصاحبه ای مثل این میگه. برای عموم این چیز سختی برای تصور ئه ، یه آیدول که مردم بی شماری دوسش دارن و کارش رو به رونق ئه چرا باید به “موانع” اشاره کنه و همچنین چیزی مثل یه چالش که باید هی به خودش یادآوری کنه که باید سخت تلاش کنه؟

حجم کار لوهان این اواخر خیلی زیاد بود و یانگ می هم اشاره کرده بود که فیلم برداریشون تا ساعت 6 صبح طول میکشه ، همه خیلی خسته اند اما لوهان هنوز هم پر انرژی به نظر میرسه. شاید برای اون خوشحالی بزرگ تر از ناراحتیه؟ آیا اون حس خستگی رو داره تا لحظه ای که دیگه نتونه تحملش کنه؟ “همه احساس خستگی خودشون رو دارن، روحی یا حتی جسمی ، وقتی که حس میکنم از فیلم برداری خسته شدم به آدم هایی فکر میکنم که از من خسته ترند. به ارشد هایی نگاه میکنم که همراه من ضبط دارند و همینطور خدمه ای که اونجا هستند.اونا همیشه زود تر از من بلند میشن و دیر تر از من میخوابن و حتی خوب هم مواظب من هم هستند بهم میگن که خوب بخورم در مقایسه با اونا خستگی من هیچی نیست. من واقعا از ته قلب ازشون متشکرم و امیدوارم که بتونم موقع کار کردن خوشحالشون کنم.” اون همه ی اینا رو گفت. و انسانیت توی تک تک جمله ها و کلمه های اون به سادگی موج میزنه.

عکس برداری 《harper’s bazaar》 به وسطای کارش رسیده و عکس بردار و استایلیست تصمیم گرفتن که آرایش لوهان رو عوض کنند. موهای بهم ریخته و خط چشم تیره و دایره های تیره ای روی اون بکشن و صورت تمیز و صاف اون رو به یه چهره تیره تبدیل کنند. این چیز جدیدیه که لوهان قبلا تجربه نکرده بود. بعد از اینکه کامل گوش کرد چشم هاش از تعجب بزرگ شد و برای چند ثانیه بی حرکت موند اما بعد بدون اینکه چیزی بگه بلند شد و به اتاق آرایش خودش رفت اما لحظه ای بعد کنار بقیه میشینه و با همه حرف میزنه و میخنده.

توی زمان مناسب و جای مناسب کارایی رو بکن که لازمه بکنی. معتدل یا تفریط بستگی به جایی که تو توشی داره : اینکه نگه داری یا رها کنی هردوشون درسته. لوهان همه این قواعد رو درک میکنه.

امیدواریم از مصاحبه لذت برده باشید

با تشکر از آیدا جون



About Admin ♛ Samira

Avatarسمیرا هستم مدیره سایت امیدوارم پستامونو دوست داشته باشید و ازمون حمایت کنید فایتینگگگگگگگگ





17
نظر بگذارید

avatar
15 نظرات
2 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
پرطرفدار ترین نظرات
نظرات با بیشترین پاسخ
15 نظرات نویسندگان
MaryhanbahareارشیلNellyjina نظرات اخیر نویسندگان
  اشتراک  
جدیدترین نظرات قدیمی ترین نظرات
آگاهی از :
Maryhan
مهمان
Maryhan

ایدا جون خسته نباشی
کلی زیاااد مرسیییی
لوهان منبع انرژی منه
امیدوارم همیشه موفق باشه و به تمام رویاهاش برسه /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

bahare
مهمان
bahare

aida junam/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/76519_n7.gifkhaste nabashi

ارشیل
مهمان
ارشیل

دستتون درد نکنه.ممنوووووون خیلی خوب بود..خسته نباشید/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (47).gif

ارشیل
مهمان
ارشیل

دستتون درد نکنه.ممنوووووون خیلی خوب بود..خسته نباشید

Nelly
مهمان
Nelly

ممنون ك متن به اين طولاني اي رو ترجمه كرديد/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif