2 👁 بازدید

Kris weibo update

اپدیت ویبوی کریس:

میخام امروز براتون ی داستان تعریف کنم

داستان از اینجا شروع میشه که

روزی بود روزگاری,مردي بود که:
مرد گفت:بس کن! تو ميخواي بهم خودروي زرهي رو بدي؟اگه ندي من از اينجا نميرم.
مرد ديگه:هه…هه…ها بگيرش!
Yeah baby😁😁😁
(کامنت کريس:بچگانه است😎🙊😏)



About Angel Unicorn

Avatar25 ساله...
الف ، اکسوال ، اس ام لاور...
چانبک شیپر... سولی شیپر...
دانشجوی زبان و ادبیات انگلیسی...
ادمین سایت اکسو پرشین فیکشن ...





9
نظر بگذارید

avatar
9 نظرات
0 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
پرطرفدار ترین نظرات
نظرات با بیشترین پاسخ
9 نظرات نویسندگان
Aydaalaیه دوستAfsanYifans&s.. نظرات اخیر نویسندگان
  اشتراک  
جدیدترین نظرات قدیمی ترین نظرات
آگاهی از :
Ayda
مهمان
Ayda

بالاخره کارو خودشوکرد ماشینوبهش دادن ………………خیلی باحاله …عجب داستانی ….گلکسیه دیگه …

ala
مهمان
ala

با این ماشینه خیلی حال کرده ها

یه دوست
مهمان
یه دوست

خنگول خان گلکسی /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gif

AfsanYifan
مهمان
AfsanYifan

هرچقد میخونمش نمیفهمم:/
قشنگ گذاشت تو خماری/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (3).gif

s&s..
مهمان
s&s..

/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif