41 👁 بازدید

HIGH CUT Magazine Interview with Kyungsoo

مصاحبه ی مجله ی High cut با همزر کیونگی

××××××××××××

سوال:”تو چهره ای از یک شخص بسیار پر کار رو داری(مثل گاو کار میکنی😂).اینطور به نظر میرسید که ما اخباری در مورد اینکه تو فیلمی رو بازی میکنی شنیدیم و وقتی تلویزیون رو روشن کردیم متوجه شدیم که اکسو یه اهنگ جدید بیرون داده.خیلی سختتر از چیزی که گفته میشه به نظر میاد.”

کیونگسو:”ahyoo(فکر کنم همون ایگویی که زیاد به کار میبرنه)،اینطور نیست.اینکه ادم سرش شلوغ باشه و همزمان در دو جا کار کنه رو نمیشه کاریش کرد.ولی من همین الانشم هم عادت کردم.اگه کاری نباشه،مثل الان که اوقات فراغت دارم احساس پوچی بهم دست میده.ولی حتی در این زمان هم،من اون رو با یه روش لذت بخش انجام میدم.(میخنده)

سوال:ا”ینطور به نظر میرسه که تو همین الانشم عمیقا تو این شیوه(زندگی)غرق شدی.تو به خاطر “فراموش نشدنی”با صورت برنزه ات کاملا تبدیل به یک پسر روستایی شدی.و وقتی به سئول برمیگردی،تو یک ایدول در سرتاسر اسیایی.تو به راحتی چرخاندن یک کلید تغییر میکنی.”

کیونگسو:”به هیچ وجه سخت نیست،به خاطر اینکه فعالیتهای اکسو ثابتن و برام عادی شدن.اگه فقط روی استیج برم،همه چیز خود به خود پشت سرش میاد(همه چیز خود به خود انجام میشه).”

سوال:”حقیقت اینه که کمپانی تو هیچ قصدی برای بازیگر کردن تو نداشت،ما شنیدیم به همین خاطر تو هیچ وقت به طور درست و حسابی بازیگری رو یاد نگرفتی.ولی کاملا به طور شانسی تو اولین کسی از اکسو بودی که وارد این راه شدی”

کیونگسو:”صادقانه بگم من حتی خودم هم فکر نمیکردم یه روز بازیگر بشم.و اوایل رهاش کرده بوده بودم(ایده ی بازیگری رو).ولی کاملا اتفاقی شانس پدیدار شد و یه روز فیلمنامه ی “card”برام اومد.من اینطور فکر کردم “واو!” و انجامش دادم.”

سوال:”تو به طور اتفاقی بازیگر شدی،اما استعداد بازیگری تو بی چون و چراست.تو اینطور واکنشی رو پیش بینی میکردی؟”

کیونگسو:”من وافعا احساس خوبی داشتم،اگرچه من هروقت بازی خودم رو تماشا میکردم ،همیشه احساس پشیمونی و کم بودن چیزی رو حس میکردم.اینکه مردم بامهربونی بهش نگاه کردن من رو شگفت زده کردو بهم کمک کرد اعتماد به نفس بیشتری داشته باشم.من حقیقتا کسی نیستم که از اینکه مورد تعریف و تمجید قرا بگیره خوشش بیاد.اما قرار گرفتن در همچین موقعیتی خیلی عالی نیست؟ها ها ها..”

سوال:”داشتن لهجه اولین باره که برا تو پیش میاد،و نوع فیلم ملودرامه.”

کیونگسو:”من رو سراسیمه کرد.واقعا.عشق پاکی در هفده سالگی که به جز درفیلم من دیگه نمیتونم احساسش کنم.خوب بود.و کی من دوباره یه ملودرام رو با کیم سوهیون بازی میکنم؟(میخنده)”(پ.ن.شوخی میکنه ها جدی نگیرین)

سوال:”هفده سالگیت چطور بود؟عشق اولت رو کی تجربه کردی؟”

کیونگسو:”من یه دانش اموز ساکت و نابالغ بودم.عشق اول من تو سال اخر دبیرستان بود.اگه بتونیم اسم عشق اول رو روش بذاریم.بنابراین فیلمبرداری خیلی از احساسات اون موقع رو برام زنده کرد.”

سوال:”تو خودت به شخصه “فراموش نشدنی” رو بعنوان اولین نقش اصلیت(بازیگر نقش اول بودن رو منظورشه)انتخاب کردی؟پوشش خبری از نیمه های فیلمبرداری وجود داشت که تو در اون فقط یه پسر روستایی بودی نه دی.او ی اکسو.سورپرایز کننده بود که ببینیم صورت تو چقدر تیره تر شده.(میخنده).صادقانه بگیم اگه خودت میخواستی میتونستی نقش باحالتری رو داشته باشی.”

کیونگسو:”نه.من نقشهای باحال رو(به طور خاص) دوست ندارم .(میخنده)وقتی من فیلمنامه رو دریافت کردم اون رو بدون توقف از اول تا اخر خوندم.خوندنش باعث شد من بخوام نقشی مثل بومشیل رو حداقل یه بار امتحان کنم .و عکسهای ما در محل فیلمبرداری طبیعی بودن واسه همین من اونها رو بیشتر دوست داشتم.ها ها.اگه اونجا باشین،برنزه میشین.راستش رو بخواین من قبل از شروع فیلم از تختهای افتابگیری استفاده کردم.(همونطور که مهسای عزیزم بهم گفت تختهای افتابگیری تختهایین که در اون از نورهای مصنوعی برای برنزه کردن استفاده میکنن.)ولی شما هیچ وقت به رنگ پوست طبیعی بچه های ساکن جزیره ی joellanam-do از این طریق دست پیدا نمیکنین.من در این باره نگران بودم ولی دو روز اونجا بودم و به طور طبیعی پوستم اون رنگی شد. وقتی داشتیم فیلمبرداری میکردم ،یه بار من اعضای اکسو رو حوالی دو هفته ندیدم.کای تیره ترین عضو بود،ولی من خیلی تیره تر از اون شدم.من با خودم اینطور فکر کردم”واو،من واقعا تا این حد تیره شدم”

سوال:” تو واقعا هیچ وقت درس بازیگری نگرفتی؟”

کیونگسو:”بله،حتی یه بار هم نه…”

سوال:”اگرچه تا به حال تو در پروژه های زیادی ظاهر نشدی،خیلی از نقشهای تو غم انگیز به نظر میان.اما تو در “فراموش نشدنی”تبدیل به یه پسر شاد روستایی شدی.”

کیونگسو:”شاد یا غمگین،من فقط موقع بازی کردن خیلی بهم خوش میگذره.(میخنده)من این وجهه و اون وجهه رو دارم،اینطور نیست که یه نقش بهم بخوره یا یکی رو بیشتر ترجیح بدم.ولی انجام هردو خیلی لذت بخشه.”

سوال:”فیلمبرداری برای فراموش نشدنی چطور بود؟ما شنیدیم که تو یه منطقه ی دور افتاده در حومه ی شهر بوده.”

کیونگسو:”وقتی ما فیلمبرداری میکردیم،هوا خیلی گرم بود و کار خیلی سختی بود.وقتی فیلمبرداری نداشتیم واقعا بهمون خوش میگذشت.ما بازیگرها همیشه با هم بودیم بنابراین با هم بازی میکردیم.(میخنده).ما در همه جای goheungبازی میکردیم.هرکاری میتونستیم انجام میدادیم.ما با هم بیلیارد بازی کردیم و همه ی این راه تا suncheonرو رفتیم تا فیلم ببینیم.وقتی ما به جزیره یdeukryangdo رفتیم ما ماهیگیری کردیم و در اقیانوس شنا کردیم.درست مثل بچه های فیلم”فراموش نشدنی”.اگه بخوام راستش رو بگم بقیه ی بازیگرها،دوستانی کوچیکتر از من هستن.ولی از اونچیزی که ممکنه فکرش رو بکنین بالغترن(فهمیده تر).شاید به خاطر اینکه اونها زود کارشون رو شروع کردن،ولی حرف زدن باهاشون اسونه،و به همین خاطر ما مثل دوستهای واقعی با هم وقت گذروندیم.”

سوال:”باید احساس متفاوتی نسبت به فعالیتهای اکسو داشته باشه”

کیونگسو:”متفاوت متفاوته.به خاطر اینکه من وقتم رو با ادمهای متفاوتی که اعضای اکسو_ که همیشه باهشونم_نیستن گذروندم.یه تفریح جدید بود.”

سوال:”این اولین فرصت تو برای ایفای نقش اول یه مجموعه و با ادای لهجه بود”

کیونگسو:”من در nonhyeon-dongسئول به دنیا اومدم.من واقعا کنجکاوم ببینم کسانی که از گویش jeollanam-doاستفاده میکنن بعد از دیدن فیلم چه نظری دارن.مشتاقم و میترسم.ولی درحال حاضر بیشتر کنجکاوم.به جای درست و حسابی یاد گرفتن این لهجه(گویش)،من فقط با گوش دادن بهش تمرین کردم.و من بقیه ی بازیگرها وقتی به goheungمیرفتیم اصلا سئولی صحبت نمیکردیم.حتی الان به طور طبیعی(ناخوداگاه؟) از زبونم میپره.هاها.وقتی من بقیه ی اعضای فیلم فراموش نشدنی رو میبینم،ما هنوز باهم با لهجه حرف میزنیم.سئولی حرف زدن عجیب و غریب به نظر میاد.”

سوال:”از این بابت نگران نیستی؟اخه تو خیلی زیاد ظاهر پسرونه ای پیدا کردی؟”

کیونگسو:”من نگران نیستم، انجام پروژه ها همیشه خیلی باحاله(میخنده).طوری که بیننده ها من رو میبینن قطعا خیلی مهمه.ولی تمرکز من بیشتر رو این موضوعه که ایا من با خودم خوشحالم؟که داره بهم خوش میگذره؟فیلمبرداری لذت بخشه.و اگه من از فیلمبرداری لذت ببرم فکر میکنم بیننده ها هم میتونن همین رو بگن.”

سوال:”به عنوان یه بازیگر دوست داری چی رو امتحان کنی؟چه ژانری رو دوست داری؟”

کیونگسو:”چیزی به عنوان اینکه من بیشتر ازهمه دوست دارم امتحانش کنم وجود نداره.هر کاراکتر وجهی از من رو نشون میده که من تا حالا نتونستم نشونش بدم. پروزه هایی مثل جستجوگر(chaser)یا من شیطان رو دیدم(i saw the devil)من واقعا نقشهای بی رحمانه (بی عاطفه)رو دوست دارم،هاها.”

سوال:”من تابه حال بارها به کنسرت اکسو رفتم و هربارخیلی زیاد تحت تاثیر سوپراستارهای اکسو قرار گرفتم(؟).تو یکی از خواننده های اصلی اکسو هستی،و بازیگر فعالی هستی.ایا هدف اصلیت اینه که هر دو خرگوش رو در دستانت نگه داری؟”(در هردو حوزه فعالیت کنی؟)

کیونگسو:”درسته.کار سختیه اما من میخوام از بهترین توانایی هام استفاده کنم.نمیدونم میتونم به هردو هدفم برسم یانه.من هنوز راه طولانی رو در پیش دارم،برای اکسو هم راه درازی درپیشه.ما باید وجه های جدید بیشتری از خودمون رو نشون بدیم”

سوال:”سال 2016 برای تو چه جوریه؟سالی که توش نقش اول رو داشتی؟”

کیونگسو:”ایا سال پرمعناتری برای اکسو و دوکیونگسو خواهد بود؟من فکر میکنم سالیه که اثر(نشان)خودش رو بر زندگیم خواهد گذاشت.” من با اکسو قبل از دبیوشون(شروع به کارشون)مصاحبه کردم،اگه بخوام دقیق بگم با اکسو کی مصاحبه کردم.در اون زمان من حتی نمیتونستم از روی ظاهرشون شش نفرشون رو از هم تشخیص بدم.اونطور که من به یاد دارم دی.او ساکت ترین و خجالتی ترینشون بود.حتی اگر فقط با ده استعداد به دنیا اومده بود،اونها رو دورهم جمع کرده بودن تا صد استعداد داشته باشن.فقط اینطور بود که دی.او تونست باقی بمونه و پای خودش رو در صنعت هنر ثابت کنه.و دقیقا به همین خاطر بود که دی.اوی خنثی تونست رشد کنه و بازیگر دوکیونگسویی بشه که امروزه هست.امروز که من روبروش نشستم میتونم خونسردی و صلابتش رو احساس کنم.در ذهنم من با خودم اینطور میگم:”چطور این اتفاق افتاد؟”از شروع به کار خوانندگی و بازیگری اون به ترتیب پنج و سه سال میگذره،کیونگسو شخصیت تابناک و مثبتی رو از خودش به نمایش گذاشته.با شنیدن این نظر اون به طور غیرمنتظره ای شگفت زده شد و با خجالت پرسید:”منظورتون اینه که من واقعا در چشم دیگران میدرخشم؟” به خاطر خاکی بودن در طی پنج سال گذشته،اون قادر بوده تا افسون واقعی خودش رو به بقیه نشون بده،اون واقعا یه ادم بالغه.اگاه شدن از این رشد شادی بخشه.من اینطور فکر میکنم که باید اینطور باشه که دو کیونگسویی که ما میشناسیم امسال به نشان دادن تصویر تاثیرگزارتر و گسترده تری از خودش ادامه میده.و سال بعدش؟

ترجمه : آلا



About Angel Unicorn

Avatar25 ساله...
الف ، اکسوال ، اس ام لاور...
چانبک شیپر... سولی شیپر...
دانشجوی زبان و ادبیات انگلیسی...
ادمین سایت اکسو پرشین فیکشن ...





13
نظر بگذارید

avatar
13 نظرات
0 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
پرطرفدار ترین نظرات
نظرات با بیشترین پاسخ
13 نظرات نویسندگان
bita-exo.lLILIAH.Tinaexo's mom :))ریحانه نظرات اخیر نویسندگان
  اشتراک  
جدیدترین نظرات قدیمی ترین نظرات
آگاهی از :
bita-exo.l
مهمان
bita-exo.l

خسته نباشیو ممنون/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (6).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif

LILIA
مهمان
LILIA

مرسییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی…
/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (35).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (35).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (35).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (35).gif

H.Tina
مهمان
H.Tina

مررررسی
فایتینگ برادر بسیجی♥

exo's mom :))
مهمان
exo's mom :))

/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif

ریحانه
مهمان
ریحانه

مگه اینو قبلا نداشته بودی؟مرسی.