21 👁 بازدید

Grazia kris

ترجمه ی مصاحبه ی کریس باGrazia توسط تیم مترجمی سایت

مترجم:فاییزه

بعد از رفتن به محل عکس برداری_یه زمین سرپوشیده در شانگهای_یه مرد جوان به وسیله حمله های مکرر پشت خط 3 امتیازی به سمت سبد نشونه گرفت.با حرکات ماهرانه و یه jump shot امتیاز کسب کرد
واکنش تماشاچی ها این بود که اون کیه؟ مردی با قدرت زیاد؟ چه کسی میتونه باشه؟ اون قطعا کریس وو هست
در طول عکس برداری متوجه شدیم که کریس واقعا عاشق بسکتباله.
حتی وقتی که کت و شلوار پوشیده،قطعا میتونه توپو بین دستاش به آسونی حرکت بده ، دریبل بزنه و خودنمایی کنه. مطمئنا میتونست کمتر از ۱۰ دقیقه مهارت فریبندشو نشون بده. حتی موقع عکس و مصاحبه توپ از دستش جدا نمیشد…زمان مصاحبه وقتی صحبت به بسکتبال کشیده شد خیلی طبیعی گفت:«بسکتبال باعث تقویت و قوی شدن بدن، افزایش اعتماد به نفس میشه و همینطور قادر به پرورش روح انسان هم هست.جالب نیست؟»
درسته. اون روز حتی یه قانون جدید هم برای خودش داشت که بعد از کامل شدن مصاحبه بسکتبال بازی کنه پس باید لباس هاشو عوض میکرد «حتی اگر من اوقات فراغتی در زمان کارم داشته باشم،با خودم سبد و توپ میارم تا تمرین کنم. هر جا که میرم میبرمشون.حتی وقتی میخوابم،کنارمن»
کار مصاحبه و فیلمبرداری رو همون روز تموم کرد چون که خیلی زود باید به تورنتو میرفت برای شرکت در مسابقه آخر هفته NBA All-star،با هم تیمی هاش مثل Mc Grady و Rick fox.
با اشاره به این مسابقه،چشمای کریس برق خاصی گرفت:«رفتن به مسابقات NBA برای من یه آرزو بوده که داره محقق میشه.من هرگز اونو به عنوان بازیگر یا خواننده انجام نمیدم.این آرزوی بسکتبالی رو خیلی وقته توی قلبم دارم.واقعا احساس فوق العاده ایه»

مسابقه هم زمان با سال نو چینی بود.این یعنی اینکه کریس وقتی برای تجدید دیدار با خوانوادش نداشت.با این حاا سعی میکرد که نیمه ی پُرِ لیوانو ببینه:«صرف زمانم با بسکتبال برای من واقعا ارزشمنده.اعضای خوانواده و دوستام،همشون برای من خوشحالن»

هر چقدرم کریس هیجان زده بود،اما استرس زیادی داشت «خیلی از ستاره های NBA اونجا حضور دارن.همشون هم ماهرن. حس میکنم من نماینده ی مردم چینم به خاطر همین باید بیشتر تلاش کنم»
گرزیا(اسم مجله)تضمین میکنه که کریس وو فقط حرف نمیزنه بلکه عمل هم میکنه. چرا که از آغز ماه دسامبر گذشته،به خاطر تمرین مهارت های بسکتبال ۲۰پوند به دست آورد تا از ناامید شدن به وسیله ی دیگران جلوگیری کنه و اصلا در مورد تصویر مشهورش نگران نبود . حتی تمریناشو زیادتر کرده بود
«من برای یه مدت طولانی تمرین نداشتم به خاطر همین توانایی هام تحلیل رفته باید حتما برم باشگاه تا دوباره قدرتمو بدست بیارم»«حس توپ حین بازی خیلی مهمه.امروز بهم نگاه کن بازم میخوام تمرین کنم تا شانسی برای بازی داشته باشم.هاهاها(میخنده)»
+آیا کریس حس میکنه اگه این همه سخت کار کنه برنده میشه؟
_«همش این نیست.بردن یا باختن اونقدرا هم مهم نیست البته که بردن بهتره . امیدوارم مربی بهم زمان بیشتری برای بازی بده.اگه زمان کافی داشته باشم،میتونم به Tracy McGrady چند بار پاس گل بدم اونم میتونه امتیاز بیشتری برامون بگیره»
+اما میتونی با هم تیمی هات صمیمی تر بشی؟
_«زمان دیگه ای نمونده.همه پر مشغله هستن‌.اما خب قبل از مسابقه باید خودمونو گرم کنیم،اون موقع میتونیم با هم آشنا بشیم.اما بین اون افراد مشهور من با Tracy McGrady و چند نفر دیگه آشنت هستم»

ماه پیش کریس وو پروژه ی خیریه ی بسکتبال داشت افتخار بزرگی بود که به بچه های محروم که عاشق بسکتبالن شانسی داده بشه. وقتی راجع به این پروژه باهاش صحبت میکردیم،خیلی جدی بود و گفت:«انجام کارای خیریه،چیزیه که من خیلی وقت پیش به عنوان یک چهره ی عمومی میخواستم انجام بدم.من باید از توانایی هام بیشتر استفاده کنم تا به مردم بیشتری کمک کنم. بسیاری از بچه های محروم و تنگدست هستن که دوست دارن بسکتبالو در شرایط بهتری بازی کنن. این واقعا آرزوشونه و این کمکیه که اونا نیاز دارن»
کریس دلیل ساده ای برای این سوال که چرا برای اولین اقدام خیریه اش بسکتبالو انتخاب کرد آورد:«من عاشقانه بسکتبالو دوست دارم.بنابراین معتقدم که میتونم از پسش بربیام.منم واقعا دوست دارم مثل بقبه درست انجامش بدم»

٬عشق٬ این کلمه رو اون روز کریس بارها میان صحبت هاش تکرار کرد
_«موسیقی چیزیه که منو بیان میکنه من روی استیج روبروی طرفدارام آهنگامو اجرا میکنم.این چیزیه که واقعا مشتاقش هستم»
_«بازیگری هم یه شکلی از عشقه.مخصوصا وقتی که تلاش میکنم یه شخصیتی رو به تصویر بکشم.همینطور وقتی یه تجربه ای رو روی پرده ی نقره ای سینما میارم،یه حس عمیقی از موفقیت دارم»
_«کار فشن انجام دادن فقط یه علاقست به عنوان مثال :میتونم دوستای بیشتری پیدا کنم یا جنبه های بهتری از خودمو نمایش بدم»
_«در واقع چیزای زیادی توی زندگی من هست.برنامه روزانم معمولا پُرِه حتی صحبت در موردش هم خستم میکنه. اگر علاقم به کارم نبود،واقعا خسته میشدم اما چون که کارمو د

وست دارم میتونم ادامش بدم»
_«با این حال هدف بزرگی توی زندگیم ندارم مثل جایزه بردن یا امثال اینا. فقط چیزهای زیادی هست که دلم میخواد انجامشون بدم. فقط دوست دارم و امیدوارم وظایف روزانمو به نحو احسن انجام بدم.طوری که ۱۰۰٪ تواناییمو توی کارام میذارم»

بله تنها دلیل موفقیتاش علاقه و عشقش به کارش بوده. کریس در مورد این که چه چیزی اونو بیشتر خوشحال میکنه هم حرف زد:«مردمایی هستن که به خاطر ایفای نقشم به عنوان xiao fei‌طرفدارم شدن. حتی نامه هایی از طرفدارام دریافت میکنم که بهم میگن استایل لباس پوشیدنمو دوست دارن»(با خنده)
_«میبینین؟ الان من در موزیک،بازیگری،فشن و بسکتبال طرفدارای خاص خودمو دارم:)))»

در مورد برنامه ها و تمرکزش برای کار در سال جدید پرسیدیم. گفت:«خب من الان چند تا هویت دارم:خواننده،بازیگر،مدل،خَیر و… در آینده نمیدونم قراره چه کاری کنم.شاید سوپرایز بیشتری توی راه باشه:))) ولی در موردشون فکر نکردم چون واقعا پایانی ندارن.کسی چه میدونه؟ شاید یه روز کارگردان شدم»
+چه جوری همکاریتو با برند Burberry(شو لباس مردانه تابستون ۲۰۱۶) شروع کردی؟
_«پارسال حین برنامه Met Ball من طراح Burberry رو ملاقات کردم.رفتار و تعامل خوبی با هم داشتیم و بعد اون دعوتنامه ای از اونا دریافت کردم. من همیشه به فشن علاقه داشتم.وقتی دعوتنامه رو دیدم تصمیم گرفتم شانسمو امتحان کنم
تفاوت بین تماشاچی بودن و اون وسط راه رفتن(به عنوان مدل)سطح مشارکتشونه»
+صادقانه بگو قبل راه رفتن بین تماشاچی ها عصبی بودی؟
_«آره واقعا عصبی بودم.چون هیچ تجربه ای نداشتم.به علاوه اون show, یه show بین المللی بود. طراحم به من گفته بود که آخر از همه بیام . شاید این کارمو راحت تر کرد چون کار بقیه رو دیدم و ازشون یاد گرفتم»

_«اما وقتی که تنها اون وسط قدم میزنی وااای(چهره ی ترسیده)واقعا فشار زیاده. مخصوصا آخر که باید سرعت قدم هاتو کنترل و هماهنگ کنی وقتی انجامش دادم حس میکردم خوب به پایان رسوندمش»
+وقتی داری توی شو راه میری به چی فکر میکنی؟ آیا به این فکر میکنی که خیلی جذاب شدی؟
_«نه من اون موقع فقط راه میرم.به عنوان یه مدل وظیفه دارم که لباسامو نشون بدم. بنابراین فقط روی راه رفتنم تمرکز میکنم. به هر حال مدلا هیچ حالتی موقع راه رفتم توی شو به چهرشون نمیگیرن منم سعی کردم حالتی اون موقع نگیرم.هاهاها(میخنده)»
+به عنوان یه مدل نمرت چنده؟
_«۹ از ۱۰ .شایدم ۹ یه خرده زیاده .پس ۸ ام.
+چرا ۲نمره کم کردی؟
_«میترسم مغرور بشم😂😂خخخ به خاطر این به خودم نمره کاملی ندادم»
+دوست داری بازم توی برنامه های فشن شرکت کنی؟
_«اگه بازم شانسشو داشته باشم،خیلی دوست دارم بازم شرکت کنم»

+شنیدیم میخوای فشن خودتو راه بندازی.درسته؟
_«امیدوارم بتونم امسال استارتشو بزنم.این یه پیشرفت تدریجیه. برند من یه برند خیلی شیک و با کیفیت خواهد بود»
+بین این استایل هایی که تا به حال دیدی،استایلی چشمتو گرفته؟
_«آره.من استایل خیابانی رو دوست دارم»
+در آینده دوست داری طراحی هم کنی؟
_«البته. خودم ۸۰٪ طراحی رو به دست میگیرم.بخش دیگشم میزارم برای افراد ماهر»
+چی توی فشن هست که باعث شده بهش علاقه مند بشی؟
_«چون تنوع زیادی داره .بدون مرزه مثل موسیقی. همچنین وقتی پیشرفت میکنم حس خوبی دارم.دلیل دیگه اینکه لباسا بهم استایل های مختلفی میدن و من واقعا این حس تازه بودنو دوست دارم»
+نگاه کردن شوی فشن،قدم زدن به عنوان مدل،شرکت در جشن هاشون…. دیگه چه جاه طلبی های دیگه ای در حیطه ی فشن میبینی؟
_«چیز مهمی که الان میخوام اینه که برند خودمو بزنم.بعدا امیدوارم با طراح های بیشتری همکاری داشته باشم البته الانم با خیلی از طراحا دوستم . امیدوارم بتونم یه چیز تازه و متفاوتی رو داشته باشم.»
+قبلا وقتی هنوز برف میومد تو شلوار جین پاره پوشیده بودی،فکر میکنی فشن آیدلا رو داشتی؟
_«این خیلی خوبه. دوست دارم بتونم یه نمایش خوبی از خودم به جا بذارم. اون روز من اشتباه کردم(با حالت پشیمونی). اون روز کارم دیروقت تموم شد ‌ بدون توجه به هوای سرداونا رو (جین پاره)پوشیدم.واقعا از سرمای صبحگاهی به اون شدت جا خوردم. اون موقع واقعا پشیمون و ناراحت بودم از اینکه چرا کسی بهم نگفت شب قبلش هوا خیلی سرد بوده…در واقع مطلع بودم ولی یادم نبود:|»
+طرفدارا ازت خواستن که یه جین بلندتر بپوشی.پیشنهادشونو قبول کردی؟
_«بخوام صادق باشم،معمولا این چیزارو قبول نمیکنم اما حین فیلمبرداری هوا واقعا سرد بود و نیاز داشتم که لباسای بلند و ضخیم بپوشم»
+آیا اخیرا اونا رو(جین پاره) پوشیدی؟
_«نه اخیرا نپوشیدم. جرأتشو ندارم. اون روز واقعا یخ زدم اینقدر سردم بود که تا چند ساعت میلرزیدم»
+چند وقت پیش گزارشگر یه بازی بسکتبال بودی.آیا تجربه قبلی داشتی؟
_«نه.فقط توی خونه برای تفریح انجام داده بودم . چیزای مثل:یه شوووت بزرگ،فرررصت عالی،تکنیک عاااالی…»
+اما مردم گفتن که واقعا حرفه ای گزارش دادی؟
_«واقعا؟😳(با شرم و چشمای خندون) راستش من زمان کافی نداشتم. فقط در مورد تکنیک های بسکتبال یه چیزای گفتم»
+خبر داری خیلی از مردم شروع کردن که کاراتو دنبال کنن؟
_«آره آره آره فکر میکنم خیلی باحاله. اخیرا با مردم صحبت کردم. به عنوان یه چهره ی سرشناس،دوست دارم مردم بیشتری دنبالم کنن.حتی وقتی در مورد بسکتبالم منو الگو قرار میدن واقعا خوشحال میشم»

+درسته. بازیت در نقش Tang monk(نقش راهب در فیلم سفر به غرب:فصل شیطان) چه جوریه؟شخصیتت در این فیلم کلا با شخصیت واقعیت فرق داره.
_«چون تفاوتای زیادی با شخصیت اصلیم داشت دوست داشتم توی این چلنج شرکت کنم میخواستم مردم توانایی تبدیل شدنم از یه فرد به یکی دیگه رو ببینن و البته دلایل خیلی مهم بازم هست:Tsui Hark کارگردان این فیلم چ Stephen chow تهیه کنندشه.خب منم فکر کردم واقعا فرصت خوبیه.به عنوان بازیگر،دلیلی برای قبول نکردن این نقش نبود.»
+واسه این فیلم تموم موهاتو تراشیدی.فکر میکنی میتونی فداکاری های بیشتری برای عرصه ی بازیگریت انجام بدی؟
_«وقتی برای فیلم برداری نیاز باشه تمام تلاشمو میکنم.اما الان نمیتونم درموردش فکر کنم. برای بازیگر خوب شدن باید تمام چیزایی که داری رو رو کنی و محدودیتی براس قرار ندی»
+خاطره ای از ۷ سالگیت داری؟
_«وقتی کلاس اول ابتدایی بودم و هنوزم در گوانگژو زندگی میکردم،تنها چیزی که از اون موقع یادم میاد اینه که احتمالا عاشق فوتبال بودم.
+چرا فوتبال؟
_«چون بسکتبال دوست نداشتم»
+چرا؟
_«چون به اندازه کافی قدم بلند نبود و نمیتونستم توپو به سبد برسونم»
+پس کی شروع کردی به قد کشیدن؟
_«وقتی ۱۱ ساله بودم به سرعت رشد کردم.آخه از ۱۰ سالگی بسکتبالو شروع کردم»
+ ۷ سال پیش چیکار میکردی؟
_«۷ سال پیش ۱۸سالم بود.توی کانادا درس میخوندم و کره هم میرفتم»
+نقشت برای ۷سال دیگه چیه؟
_«۷سال دیگه ۳۲ سالم میشه . در موردش فکر نکردم ولی دوست دارم زندگی آزادانه ای داشته باشم و کارایی که دلم میخوادو انجام بدم مثل خوانندگی،رقص و بازیگری و خیلی چیزای دیگه و هم اینکه توی کار فشن هم بمونم به عنوان مدل (میخنده)☺️ راه جدید من:)»
+آیا چیزی وجود داره که به مدت ۷سال همراهت مونده باشه؟
_«بسکتبال.آرهههه»
+چیزی هست که به مدت ۷ سال انجامش داده باشی؟
_«بسکتبال بازی کردن(کُشتی مارو)😃. همچنین شغل فعلیم. تقریبا کارمو۷ساله که شروع کردم»

کریس در نهایت جمله ی قشنگی گفت:«وقتی جوونی و هنوز فرصت و انرژی داری،شجاعانه کاری که درسته رو انجام بده و به خودت فرصت پشیمونی نده!(پشیمونی سودی نداره).»

 



About Admin ♛ Samira

Avatarسمیرا هستم مدیره سایت امیدوارم پستامونو دوست داشته باشید و ازمون حمایت کنید فایتینگگگگگگگگ





23
نظر بگذارید

avatar
22 نظرات
1 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
پرطرفدار ترین نظرات
نظرات با بیشترین پاسخ
21 نظرات نویسندگان
s&s..hadisForougheliتانا نظرات اخیر نویسندگان
  اشتراک  
جدیدترین نظرات قدیمی ترین نظرات
آگاهی از :
s&s..
مهمان
s&s..

خیلی ممنون…/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (35).gif

hadis
مهمان
hadis

خیلی وقت بود مصاحبه نداشتیم..مثل همیشه حرفاشو دوست داشتم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif
خیلی ممنون/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (35).gif

Forough
مهمان
Forough

چه حرفهای جالب و تاثیرگذاری/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif
مرسیییییییییییییی /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif

eli
مهمان
eli

وایییییی مگه میشه ی بشر اینقد عشق باشه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (63).gif واقعا کار کریس عالیه مثل همیشه قوی و محکم ب سوال ها جواب داد و خوشم میاد حتی ب انتی فن هاشم نشون میده قویه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif ممنون از ترجمه زحمت کشیدین

تانا
مهمان
تانا

چه جمله تاثیر گذاری/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif