3 👁 بازدید

Dilemma ep 1

سلامی دوباره بچه ها این قسمت اول داستانه دوست گلمون رومینا هستش که من از طرفش میزارم امیدوارم با نظراتتون حمایتش کنید

پیام رومینا نویسنده ی داستان:

اسمه ما رومژیناس. من و روژینا. اسمه من رومیناس و‌نویسنده اصلی این رمان هستم. ولی روژیناهم کمکم میکنه پس میتونین رومینا صدام‌کنین.
بچه ها این اولین فیکه منه یعنی بهتره بگم تاحالا هیچ‌کدوم از رمانامو جز دوستام کسایه دیگه ایه نخوندن. برا همین صد در صد اشتباهات زیادی رو‌خواهم داشت. اولین درخواستی که دارم ازتون اینه که تو نوشتن این فیک بهم کمک کنین و اشتباهات و‌نقص هام‌ و بهم بگین و نصیحت ها و‌پیشنهاداتونو هم همینطور‌
دومین خواهشم اینه که لطفا با نظراتون بهم قوت قلب بدین که ادامشو بزارم.این یه داستان کوتاهه.
زیاد طولانی نیست که حوصلتون سر بره
ببینم از رمانم استقبال میشه تمامه تلاشمو‌میکنم که زودزود‌اپ میکنم
خب مثله همیشه زیادی حرف زدم. از آجی سمیرای گلم به خاطر کمک کردن بهم واسه گذاشتن این رمان خیلی خیلی مچکرم.
حالا بریم واسه خوندن این رمان جدید

نمیدونم چی درسته چی غلط. چی خوبه چی بد.
مثل خر گیر کردم وسط باتلاق.حس بدی دارم دلم گرفته حالم توصیف نشدنیه . این مدت مثل برق و باد گذشت اصلا نفهمیدم چی شد . چی به چیه و کی به کی.
کاش یه معجزه ای بشه فقط دلم به این امید بنده یه امید که فقط درصدکمی احتمال رخ دادنش هست حتی بهتره بگم غیرممکنه.
[فلش بک]
.زبان‌سوم‌شخص.
همیشه تویه هرکلاسی یه نفر هست که محبوبه و‌تو دله همه جا داره هم از نظر قیافه هم از نظر اخلاق. یکی که همه دوستش دارن. یه پسر قدبلند که تویه کشورش متوسط حساب میشد با قیافه ای جذاب و خوشگل اره خوشگل برا پسر بودن زیادی خوشگل بود . همیشه تیپ های جذابی میزد توچشم‌بود .مهربون و صمیمی.
اینا گزیده ای از اخلاقای خوبش‌بودن.اما مغرور بود خونسرد این محبوبیتش حسه مغروربودن خاصی رو بهش انتقال میداد
دوستاش بهش لولو میگفتن.
همکلاسیاش اونو سرد و بیروح میدونستن ولی همه در این موضوع که چرا اون این همه محبوبه با وجوده این مغروربودنش مونده بودن تنها دوستای نزدیکش بودن که میدونستن اون یه پسر خوش قلب و‌شوخ‌طبع و شیطونه.
لوهان:
باز مثله همیشه سرکلاس استاد داشت درس میداد بگو‌یه کلمه از حرفاشو فهمیده باشم؟ باید باز جزوه کریس و بگیرم ازش.
هیعع خدا من کی ادم‌میشم؟ خخخخ ندای درونم‌ مثله همیشه با جوابه زیبا و دلگرم کنندش : هیچ ووووووقتتتتتتتتت
خخخخخخخخ.
اوف پس به جزوه گرفتن باید ادامه بدم. بعده تموم شدن کلاس کریس با لگدی که پام زد به خودم‌اومدم.
کریس : هوی لولو خان کجایی تو‌پسر؟ باز که حواست یه جای دیگه بود. تو احیانا نمیخوای خودت‌جزوه بنویسی؟ با گوش کردن‌که نمیشه.
سوهو از دسته چپ(لوهان وسطه کریس و‌سوهو‌نشسته بود) صورتشو میاره جلوترو‌میگه.
سوهو: چیکار به کار این داری تو کریس؟ میبینی با این جزوه ننوشتنش شاگرد اول کلاسه من موندم اینچطوری اینهمه زرنگه؟؟؟!!! خدا از این استعدادا کاش به ماهم میداد‌ ‌.
کریس .: اوهووم موافقم.
– بس کنین باو. باز شروع کردین این‌بحثو.
پاشین بریم حیاط‌که حوصلم‌سر رفته.
کریس‌و‌سوهو‌موافقت کردن و‌بعده جمع کردن وسایل حاظر به رفتن شدیم. همینطوری‌سه تایی داشتیم میگفتیمو میخندیدم و از چهارچوب‌در میگذشتیم‌که ناگهان دسته دراز شده یه‌پسرو‌دیدم که راهمو صد کرده یه‌پسر با قد بلند و فکی تیز .موهای‌بلوندشو داده بود بالا و یه جین آبی پوشیده بود با یه بلوز دورنگ. استیناشم کوتاه بود و‌مثله خودم یکمی تاشون کرده بود.الحق که بعده‌خودم خوشتیپ بود . مثله همیشه خونسردیمو‌حفظ کردم.
– بروکنار.
پسر خوشتیپه: نرم چی میشه؟
– بدون جواب دادن بهش از زیر دستش سرمو‌خم‌کردم و اومدم بیرون
چون‌قدم‌کوتاه تر ازش بود به راحتی اینکارو کردم به‌سوهو و کریس یه چشمکی زدم و اشاره کردم اوناهم همینکارو بکنن.
سوهو هم مثله من از زیر دستش اومد بیرون اما چون کریس بلند قد‌تر از پسر خوشتیپه بود نتونست.
همینطوری داشتیم به هم‌نگاه میکردیم که یه پسر با قد کوتاه ( از منم‌کوتاه تر) با لبای قلب شکل از اونور سالن بدوبدو اومد وقتی رسید به ما روبه پسر خوشگله گفت سهوون تو اینجا چیکار میکنی؟ مگه…
من که فهمیدم اسمه اون پسر خوشتیپه سهونه تا بیام تجزیه تحلیلش کنم…
سهون: اومدم بابا فقط اومدم اینجا تا دوستای ژیوروهم به مهمونی‌دعوت کنم.
ژیو یکی از‌همبازیای من‌توی تیم فوتبال مدرسه بود با این که همکلاسی نبودیم ولی خیلی خوب باهم‌مچ‌شده ببودیم. خلاصه بریم ببینیم این سهون چی‌میگه.
کریس: لوهان؟ هیونگ؟ بریم؟
_برق گرفتت؟ چرا تیکه تیکه حرف میزنی؟ اممم بزار ببینیم اصلا کی؟
شاید با برناممون‌جور در نیاد.
سهون: آخر‌همین هفتس. بیشتر بچه های دانشگاه هستن .
_به‌چه مناسبتی؟
سهون: ترم اخرم واسه تموم شدن ترمم یه‌مهمونی گرفتم.
– اوکی. بهتر . این روزا خیلی کسل کننده بود. باشه اگه به مشکلی برنخوردیم‌میایم.
کریس و‌سوهو‌هم‌مخالفت نکردن و سهون‌دستشو برداشت و‌کریس هم‌ پشت سرمون اومد.همینطوری داشتبم‌درمورده مهمونی و سهون حرف میزدیم که یه لحظه چشمم به یه یکی افتاد.
نه نه اون‌نمیتونه باشه.
اره اون‌نیست! اون‌میخواد از کجا منو پیدا کنه؟ امکان نداره.
حتما‌دارم‌اشتباه میبینم.
کریس که‌همینجوری داشت فک‌میزد وقتی دید واستادم و‌چیزی نمیگم تعجب کرد اومد ببینه به چی‌نگاه‌میکنم که یه‌تکون شدیدی خوردم.
همینطوری‌به‌اون‌نقطه زل زده بودم .
نه‌اووون نباید اینجا باشه.
این تنها چیزی از گذشته من بود که هیچکس ازش‌خبر نداشت
حتی سوهو و‌کریس. اوون…
اممم چطور بود؟ میدونم گند بود و خیلی کم .
کم و‌کسری هام و لطفا بهم بگین اصلا ناراحت نمیشم چون‌من این فیکو‌دارم برا شما مینویسم پس باید به بهترین شکل در بیاد.
بچه ها میدونم نظر دادن‌با موبایل خیلی سخته ولی خواهش میکنم حداقل که‌میتونین یه شکلک بزارین؟
هممم؟
امیدوارم‌خوشتون‌اومده باشه.
ساله نو همگی مبارک

 



About Admin ♛ Samira

Avatarسمیرا هستم مدیره سایت امیدوارم پستامونو دوست داشته باشید و ازمون حمایت کنید فایتینگگگگگگگگ





96
نظر بگذارید

avatar
46 نظرات
50 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
پرطرفدار ترین نظرات
نظرات با بیشترین پاسخ
45 نظرات نویسندگان
Romzhina_RominAjokerناهیدmahsashr نظرات اخیر نویسندگان
  اشتراک  
جدیدترین نظرات قدیمی ترین نظرات
آگاهی از :
joker
مهمان
joker

ممنون قشنگ بود
خوشمااااان امد

Romzhina_RominA
مهمان
Romzhina_RominA

خواهش میکنم خداروشکر

ناهید
مهمان
ناهید

قشنگ بود عزیزم …… من تازه شروع کردم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

Romzhina_RominA
مهمان
Romzhina_RominA

خواهش میکنم خانومی!
ممنون اجی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

mahsa
مهمان
mahsa

سلام رمزا رو بهم میدید؟
تازه شروع کردم به خوندن
مرسی

Romzhina_RominA
مهمان
Romzhina_RominA

خواهش میکنم عزیزم!
ممنون
فقط شماره یا ایمیلی برام بذارین تا بفرستم

shr
مهمان
shr

یعنی اون چی میتونه باشه؟

Romzhina_RominA
مهمان
Romzhina_RominA

/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gifمنم نمیدونستم اجی

park fatima
مهمان
park fatima

عالی /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif

Romzhina_RominA
مهمان
Romzhina_RominA

مرسی عزیزم