20 👁 بازدید

D.O for VOGUE KOREA

مصاحبه همزر کیونگی با مجله Vogue

توجه: نام دیگر فیلم عشق پاک ، فراموش نشدنی میباشد.

❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄

تابستون قبل ، پسری دختری رو ملاقات کرد و دستشو گرفت. دختر پسش نزد. هاله ای از خجالت روی صورتش بود و دست هاشون عرق کرده بودن. در حالی که خجالت میکشیدن ، چشم هاشون رو به آبیه خیره کننده آسمون دادن و بر اثر ضربه های کفششون به زمین ، رز های قرمز به اطراف پراکنده میشد. هوای بینشون بیگانه بود و پسر و دختر معذب بودند.
این اولین صحنه فیلم ” فراموش نشدنی ” نیست. فقط یه شرح کوتاه با طراحی زیبا از اولین ملاقات دو کیونگسو و کیم سوهیونه.
در برداشت اول ، کارگردان لی ایونهه ، بدون راهنمایی و توضیح از اون ها میخواد دست هم رو بگیرن و اون ها اجازه ندارن دست های همو ول کنن حتی اگر دوربین درحال چرخش نباشه. هردوی اونها با این موافق بودن که :
” واقعا خجالت اور بود ! ”
و این یک شروع برای دو کیونگسوی 23 ساله و کیم سوهیون 17 ساله بود.
کارگردان تردید نداشت. کیم سو هیون حین خوندن سناریو گریه کرد. همچنین چون زمان وقوع فیلم قبل از تولدش بود ، اون نمیتونست جلوی خودش رو بگیره .
” قلبم محکم میزد. این واقعا زیبا و غم انگیزه. من فکر میکردم که باید خیلی قشنگ باشه.”
دو کیونگسو به سرعت با ” بئومسیل ” ارتباط برقرار کرد.
” من سناریو رو بدون اینکه چیزی ازش بدونم خوندم. اولین فکری که راجعش داشتم این بود که میتونم از پس این نقش بر بیام. “
اون میتونست پاکی و بی گناهی رو به وضوح در نقشش حس کنه.
” من توی دبیرستان خیلی شلوغ و پر سرو صدا بودم. برای همین فکر نمیکردم که واقعا برای ابراز این کلمه در نقشم توی فیلم مناسب باشم.(میخنده ) “
جستجوهاش برای خاطراتش در 17 سالگی اون رو به Goheung و جزیره Deukryang در Jeollanam-do برد. این جزیره در 400 کیلومتریه سئول قرار داره که دقیقا در دسترس دریاست. این جزیره توی نقشه فقط به اندازه یه نقطه اس. گل ها روی آب شناورن و شالیزار ها واقعا زیبان. توی جزیره ی بدون حتی یک سوپر مارکت ، بهترین فروشنده و منبع غذا ، کامیون غذا بود. جاده ها برای بازیگرها مثل خونه شده بودن. 5 بازیگر اومدن و در این روستای ساحلی Jeollanam-do ، مثل یک فیلم یا دراما ، باهم دوست شدن.
” من زمانم رو با بازی کردن به همراه پسرای روستا گذروندم. من در دریا شنا کردم و حتی ماهیگیری هم کردم ! و همچنین نوشیدم.”
دو کیونگسو نمیدونست چجوری شنا کنه اما هرروز مدت زمان کوتاهی رو قبل از ضبط فیلم بعد از یادگیری با علاقه به آب میرفت. اون زمان کمی رو در کودکی توی Goheung زندگی کرده بود و احساسات گرم و زیبایی رو ازش به خاطر می آورد.
” بیشترین کاری که انجام دادیم حرف زدن بود. اونجا هیچ برقی نبود. برای همین شب ها خیلی تاریک بود و اگر بارون میومد نمیتونستی بیرون بری. ما سه تا پسر یه اتاق رو در یکی از خانه های روستا باهم شریک شدیم و خیلی باهم حرف زدیم. فقط حرف ، حرف های مردونه…فکر کنم هیچی رو پنهان نکردیم “
اونا فیلمبرداری رو نزدیکای صبح تموم میکردن. اگر اونا کل روز رو فیلمبرداری میکردن نمیتونستن بعد از شام ادامه بدن و اگر فیلمبرداری رو توی شب انجام میدادن ، تا سپیده دم ادامه میدادن تا زمانی که برگردن و بیشتر صحبت کنن. با وجود سرو صدای تلفن های دستی توی کره ، هیچکس smartphone همراه خودش نداشت. کسی که تمرینات بازیگر هارو رهبری میکرد ، دو کیونگسو بود در حالی که در اون طرف ” لی دیوید ” وقت فراغت و استراحتشون رو فراهم میکرد.
برای کیم سوهیون دیوید واقعا مثل یه شوء خنده دار بود.
” هیچ جایی برای خستگی نبود ، دیوید اوپا پر از انرژی بود. چون اگر ما یه اهنگ میذاشتیم ، میتونست تا 10 ساعت آینده پر انرزی بمونه.”
تمرین اونا تاثیر بزرگ و بدیهی روی بیان و گویششون داشت. 5 بازیگر انگار یه مانعی رو جلوی کره ای صحبت کردنشون گذاشته بودن ، شبیه این بود که انگار داشتن زبان خارجی یاد میگرفتن. برای دو کیونگسو که هنوز بین حرف زدناش “mwoyeo” از زیر زبونش در میرفت ، ظرافت لهجه Jeollanam-do ترسونده بودتش.
” در این صحنه ، که Sandol بازی داره ، یکی از ساکنان به جای جمله ” حتما درد داره ” ، از عبارت ” چه نگاه تلخی داره ” استفاده میکنه. وااو ، این واقعا بهترین راه برای بیانش بود. گوناگونی بیان واقعا برام شگفت آور بود. “
Beomsil, Suok, Gilja, Sandol, and Gaedeok
دوست های واقعی شدن و حین بازی کردنشون از طریق دوستی های بین هم ، انرژی رد و بدل میکردن. کارگردان لی ایونهه ، به هر کدوم از اونها راهنمایی های خاصی رو داد و ری اکشن ها طبیعی تر از انتظار بود.
در صحنه ای که فقط مختص اون دوتا (کیونگسو و سوهیون ) بود ، بئومسیل حتی بعد از اینکه ازش پرسید چه چیزی بهش میاد ،یه ژاکت برای سوئوک گرفته بود.در اون لحظه های کوچک ، اتفاقات برای بازیگر ها واقعی تر ساخته میشدن و فیلم سرشار از پاکی و خلوص میشد.
دو کیونگسو که موقع خوندن متن عرق سرد کرده بود و کیم سوهیون که نگرانی های زیادی درباره بازیش تو پروژه قبلیش داشت ، فشار کمتری رو با ” فراموش نشدنی ” حس کردن. کارگردان لی ایونهه بخاطر بکارگیری بازیگرانی که شخصیت هاشونو به خوبی درک میکردن ، تقدیر شد.
متاسفانه سوئوک عشق اول دو کیونگسو نبود. هروقت که دو کیونگسو بعنوان بئومسیل بازی میکرد ، چیزی که به ذهنش میومد عشق اولش در سال آخر دبیرستان بود.
” اگر چیزی بین من و بئومسیل مشترک باشه ، اون شخصیت با اراده ی ماست. اون تجربه یه شکست نبود اما وقتی الان به یاد میارمش احساس ناراحتی میکنم ، شاید بخاطر اینه که غم و اندوه جدایی خیلی بزرگه. “
سناریوی بئومسیل کمی ملاقات دو کیونگسو رو خراب کرده بود.
” بئومسیل شخصیت مردونه و پاکی داره ولی بعد از اینکه من گرفتمش ،…. چجوری میتونم بگم ؟ یه نوع وجهه احمقانه ؟ اون شخصیت یجورایی فضایی شد. باید بگم به طرز احمقانه ای خجالتی شد ؟ کارگردان دوسش داره
( خندید ) “
نویسنده IOIL ، نوه هیکیونگ توی ملاقاتش گفته دو کیونگسو مثل یک بوم نقاشی تمیز و پاکه :
” موقع خوندن فیلمنامه ، وقتی بهش گفتم این خط رو غم انگیز بخون ، واقعا با غم و اندوه خوند. برای همین شخصیتش کمی روشن تر شد.”
با اینکه اون عضوی از گروه اکسوئه – که به طرز عجیی در جهان معروفه – شاید بخاطر اینه که قبلا یاد نگرفته چجوری بازی کنه. اون بدون هیچ محاسبه و برآورد قبلی به شخصیتش نزدیک شد. در مجموع کیم سوهیون با دیدن بازی دو کیونگسو انرژی تازه میگرفت.
” وقتی ما داشتیم کار میکردیم ، کیونگسو اوپا خیلی جالب توجه بود. اون واقعا با خلوص نیت بازی میکرد. بازیش واقعا پاک و صادقانه و از اعماق قلبش بود. و این باعث شد که من هم بتونم با قلبم به جای ذهنم بازی کنم. ما واقعا باهم جور بودیم. “
وقتی دو کیونگسو اولین بار در ‘Cart’ ظاهر شد ، اونایی که باهاش بعنوان عضوی از گروه اکسو اشنا نبودن ، برداشتشون از اون , یه بازیگر تازه کار بود.
دو کیونگسو کسی که هیچ وقت تو زندگیش صداشو بالا نبرده بود ، خویشتن داریِ خودش رو بعنوان ته یونگی که زیر پا لگد مال شده ، نشون داد.
بو جی یونگ ، که اون رو در اولین اودیشنش دیده بود به سرعت حس کرد که :
” آره ، اون واقعا یچیزی داره ! “
“اگر بهش بگی بر طبق احساسات کار کن ، اون شخصیتیه که بسرعت نتیجه رو منعکس میکنه و نشون میده. حرفه بازی گری با ذهن نیست بلکه با غریزه اس و اون ( کیونگسو ) این غریزه رو داشت. “
اون غریزه کیونگسو رو در ” Unforgettable ” غرق کرده.
” صحنه ای هست که من از پدر سوئوک عصبانی میشم ولی بدن من در طی برداشت دوم عجیب عمل میکرد. چشم هام درشت میشد و بدنم سفت و محکم میشد. انگار واقعا عصبانی شدم. به کارگردان گفتم ” کارگردان ، من عجیب شدم. ” و من تقریبا تا 10 دقیقه بعدش استراحت کردم. “
این مثل یه غوطه وری میمونه که تنها نشون دهنده عشقش برای فیلم از دوران جوانیه. از یک پسر زخم دیده در ” It’s Ok , It’s Love ” به بازیه وهم آورش در ” I Remember You ” ، دوکیونگسو تلاش کرد شخصیت درون ذهنش رو به قلبش بیاره.
” حافظه من اصلا خوب نیست اما من فکر میکنم احساسات ناخودآگاهم کمکم کرده ان”
در مجموع دو کیونگسو همیشه به اطرافیانش گوش میده ، به نصیحت ها فکر میکنه و با نگران های بیشتری برمیگرده. این روزها ، کسی که بیشتر از همه در مواقعی که در بازیش دچاره مشکل میشه بهش تکیه میکنه ، جو اینسونگه.
” من همیشه زمانی که به مشکلی با سناریو ، شخصیت و یا حتی بازیم برمیخورم ، با اینسونگ هیونگ در ارتباطم. اون به من کمک میکنه تا یه ملاک و اساس میانه ای رو بین دیدگاه خودم به شخصیت ، دیدگاه خودش و دیدگاه کارگردان نسبت به اون برقرار کنم. ما مشترکات زیادی با هم داریم که باعث میشه بتونیم چیزی رو بدون صحبت کردن و ابراز کنیم. “
اخرین فیلمی که دو کیونگسو در اون بازی کرد ” Hyung ” بود. اون در نقش یه جودوکار موفق ظاهر شد. اگر چیزی قرار باشه بخاطر این فیلم تغییر کنه ، فقط قوای جسمانیه.
” من خیلی ورزش کردم چون بهم گفته بودن قراره یه صحنه بدنم به نمایش گذاشته بشه. من عضلاتم کوچیکن ولی حس میکنم تغییر کردن. با وجود این من هنوز کوچیکم. اما اونچیزی که مهمه اینه که در آخر بدن من در فیلم نشون داده نمیشه. یکم ناراحت کنندس چون من واقعا روی بدنم سخت کار کردم اما از طرف دیگه فکر میکنم اینجوری بهتره. چون کم و کاستی زیاد داره..هاهاها. “
مانند آخرین روز از تعطیلات تابستان ، فیلمبرداری بعد از 3 ماه به پایان رسید. دو کیونگسو به سئول و پرمشغله ترین گروه آیدول جهان-اکسو- برگشت در حالی که کیم سوهیون وارد پروژه جدیدش شد.
در عشق و دوستی ، ما بزرگ میشیم.همه این شانس رو ندارن که بدونن ما الان چی میدونیم. گذشته خام و ناآزموده ما ، مارو به سوی اینده هامون سوق میده تا بتونیم یک قدم به جلو برداریم.
این دو بازیگر ، که به طور جداگانه ازشون مصاحبه انجام شد ، شباهت ها و مشترکات شگفت انگیزی درباره آیندشون داشتن.
” بودن شخصیتی قابل تحسین برای دیگران “
اون تابستون لاجوردی و گلگون چه چیزی رو برای این پسر و دختر باقی گذاشته ؟

ترجمه: ترانه



About Angel Unicorn

Avatar25 ساله...
الف ، اکسوال ، اس ام لاور...
چانبک شیپر... سولی شیپر...
دانشجوی زبان و ادبیات انگلیسی...
ادمین سایت اکسو پرشین فیکشن ...





12
نظر بگذارید

avatar
11 نظرات
1 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
پرطرفدار ترین نظرات
نظرات با بیشترین پاسخ
12 نظرات نویسندگان
exo's mom :))bita-exo.lملیحهs&s..Mehrnoosh نظرات اخیر نویسندگان
  اشتراک  
جدیدترین نظرات قدیمی ترین نظرات
آگاهی از :
exo's mom :))
مهمان
exo's mom :))

مرسی بابت ترجمه /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (35).gif عالی بود /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (35).gif
واقعا منتظر فیلم کیونگی ام :))

bita-exo.l
مهمان
bita-exo.l

خیلی ممنون/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif

ملیحه
مهمان
ملیحه

بابت ترجمه ممنونم? عالی بود/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (35).gif

s&s..
مهمان
s&s..

واقعا مصاحبه قشنگی بود…واقعا نقششون تو عشقه پاکو خیلی عالی توضیح داده بود….و همین طور راجبه کیونگی چه حرفایی زدوو هم چنین صحبتایه کیونگی
روز به روز مشتاق ترم برا فیلمش ..مطمعنا بی نظیره و گریمو درمیاره…….
مررسی از ترجمه…../wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

hadis
مهمان
hadis

وای چقد قشنگ و دوست داشتنی../wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif
اگه تو همچین شرایطی بازی کردن باید عالی و فوق احساسی باشه..ذوق و شوقم چند برابر شد/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (63).gif
/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif