10 👁 بازدید

BETING OR LOVE EP 28

سلام دوستای عزیزم اینم قسمت 28 فیک زیبای فرح جون

پیام کیم فرح جون نویسنده ی داستان:

سلام بچه ها اومدم باقسمت بیست وهشت داستان امیدوارم تااینجای داستان رودوست داشته باشید میخوام علاوه برنظری که برای این قسمت میدید درباره ی کل داستان هم نظرتونو بگید وبگم که از دوقسمت دیگه روال داستان عوض میشه وکلی اتفاق میفته ممنونم که همراه ماهستین وازافسون جون بخاطرپوسترای قشنگش تشکرمیکنم…..دوستان باآهنگ گندم زارسمیرزندبخونید

 

 

قسمت بیست وهشت

_لوهان تو….
لوهان:نمیخواستم کای نمیخواستم…به دستی که باهاش به صورتم مشت کوبیده بود نگاه میکردوفقط این که نمیخواسته روتکرارمیکرد
زانوهاش شل شدوهمونجاکنارکای نشست چشماش اومدبالا وتوصورت کای نشست
_لوهان….حا..حالت خوبه؟
همونجورزل زده بود به جای مشتش که قرمزشده بود درست روگونه ی راست کای
لوهان:نمیخواستم کای تو…توعصبیم کرده بودی…من…هیچوقت ..
کای بااینکه خودش کمی دردداشت جلوتررفت ویواش دستش رو دورشونه ی لوهان انداخت
_اشکال نداره پسر …درکت میکنم لازم نیست چیزی بگی
دستاش روبالا آورد ودور گردن کای خیلی آروم حلقه کرد
(لوهان)
باورم نمیشه که کای عشقموزده باشم اون خودش آسیب دیده بود حتماخیلی دردش اومده
کمی به خودم فشارش دادم حس میکردم قلبم یکم دردگرفته
کای دستش رو ازدورشونه ام برداشت وبین موهام فروبرد وشروع به نوازش کرد
کای:آروم شدی لوهانه من….آره فدای دلت بشم ؟من فقط اونومثل خواهرنداشته ام دوست دارم آخه عزیزدلم مگه میشه من بجزتو عاشق یکی دیگه بشم هان؟بنظرت انقدرعشقم سسته ؟من فقط داشتم شوخی میکردم نمیدونستم بایه شوخی مسخره انقدرعشقم ناراحت میشه …ببخشیدعزیزم کای بی عقلتو ببخش لوهان فقط گوش کن هیچ وقت…هیچ وقت دیگه نگوکه میخوای ترکم کنی داغون میشم ازبین میرم باشه لوهان؟باشه لوهانم؟
صدام بزور ازته گلوم دراومد:باشه ..نمیرم جایی..تو ..الان حالت خوبه؟
کای:آره خوبم خوب شدکه این مشت رو زدی هم آروم شدی هم حسابتو تصفیه کردی
ازبغلش اومدم بیرون موهام رو ازصورتم کنارزد وآروم لبش رو روی لبم گذاشت دوباره حس کردم خون به تمام بدنم هجوم آورد آخه من چجوری بتونم ترکش کنم؟مگه میتونم؟
معلومه که نمیتونم دستام روگذاشتم دوطرف صورتش وزبونم رو روی لباش کشیدم وبوسه ای به لب بالاش زدم ولب پایینش رومکیدم
بالبای درشتش تمام لبم رو به دهان کشید ومکید وبعدازبازی لبامون وزبونامون بابوسه ای صدادار ازلبم دل کند
بلندشدم وزیردست سالمش روگرفتم وبلندش کردم
_کای بشین اینجا تامن ایناروجمع کنم
نشوندمش روی تخت
کای:بزارکمکت کنم
_نه نمیخوادتوفقط بشین درعرض ده دقیقه کلبه مثل اولش تمیزشد
_مثل اینکه ماهردفعه که این خواهروبرادررومیبینیم بایدسریع برگردیم دور دور بهمون نیومده خنده ای کرد:آره هاااا…راست میگی
کای سرخوش بلندشد وگیتارش روبرداشت وداددستم :بیالوهان من نمیتونم بااین دست شکسته بزنم آهنگی که بهت میگم بزن میخوام بازم برات بخونم
روی تخت نشستم وکای پایین تخت کنارپام نشست آهنگی که گفت بلدبودم بارها باهم گوشش داده بودیم پس شروع کردم وهمزمان صدای کای هم بلندشد
توچشات دریا دریا آرامشه منوبه سمتت میکشه آروم آروم جونم
مال توحس عاشقونم ،موی تو دشت گندم زاره منه عشق بی تکراره منه
برای حس گرفتن چشمامو بسته بودم تا بهتر بزنم به این تیکه که رسیدباعث شدچشماموبازکنموزل بزنم توچشماش

چشماتووو نبند چشاتو،نگیرازم اون خنده هاتو
بزارتو چشمات عشقوببینم،کنارت بشینم
بزاردستاتو آروم بگیرم ،من آروم میمیرم
همونجورکه زل زده بودم بهش با مهارتی که ازکوچیکی داشتم دستاموروی سیم های گیتارحرکت میدادم
تو…باعث شدی عاشق بشم من ازت ممنونم
تااین روزگارفرصت بده پیش تو میمونم
من آرامشه زندگیموبه چشمات مدیونم
نگاهشوبه موهای طلاییم داد
موی تو دشت گندم زاره منه ،عشق بی تکراره منه چشماتو نبندچشاتو
نگیرازمن اون خنده هاتو،بزارتو چشمات عشقو ببینم کنارت بشینم
توباعث شدی ،باهرنفس حس کنم که شادم
تاوقتی نفس ،توسینه هست نمیری ازیادم ازیادم
تاوقتی که من اسیرتم خوشبختم آزادم آزادم
توچشمات دریا دریا آرامشه منوبه سمتت میکشه آروم
آروم جونم مال توحس عاشقونم
دست چپش رو آورد ودستمو ازروی گیتاربرداشت وتودستش گرفت
یواش تر زمزمه کرد
بزاردستاتو آروم بگیرم من آروم میمیرم
سرش رو هونجورروی پاهام گذاشت وچشماشوبست
خم شدمو بوسه ای به شقیقه اش زدم یکی هم آروم زدم پس کله اش وگفتم دیگه بسه کم فک عاشقانه بزن
وهردوباهم شروع به خندیدن کردیم محبت هامم خرکی بودخخخخ
اون شب هم گذشت تقریبا داشت میشدسه ماه که کره بودم ودوماه دیگه ازاقامتم مونده بود مرتب باچانی وبکی درتماس بودم وحسابی با فحشام بمبارونشون میکردم که چراتواون چندروز ازم سراغی نگرفتن بیچاره ها ازپشت تلفن نمیتونستن جلوم روبگیرن
دیگه باکای دعوایی نداشتیم یک باردیگه هم به اصرارزیاد بیرون رفتیم واین دفعه درکمال تعجب هیچ مشکلی پیش نیومد
جمعه بود که سوهوبه گوشی کای زنگ زد
کای:عجیبه سوهوزیاد به من زنگ نمیزنه تماسووصل کرد

کای:الوسوهو..
_ممنون توچطوری؟
_واقعا؟این عالیه معلومه که میایم آره پیشمه باشه میارمش گفتی یکشنبه شب دیگه؟
_اوکی ممنون میبینمت پسر
وقطع کرد
_سوهوچکارداشت کای؟
کای باخوشحالی گفت:دعوتمون کرد به جشن بالماسکه هرسال میگیره دیونه …توهم گفت حتما ببرم
محکم گونه ام روبوسید وباسرخوشی بلندشد:پاشو…پاشوعشقم
باتعجب گفتم:کجا؟
کای:معلومه خرید
تودوساعت تونستیم دو دست کت وشلوارشیک که به هردونفرمون بطورشگفت انگیزی میومدبگیریم وهم دوتانقاب که فقط چشمامون روتانصفه ی صورت میگرفت
کای سفیدگرفت که باپوستش هارمونی جالبی داشت ومن مشکی که به پوست سفید صورتم حسابی میومدودرست برعکس رنگ کت وشلوارم که ست کای بود
روزمهمونی هردوآماده شدیم وروبه روی هم ایستادیم برق رضایت ازچشمای جفتمون معلوم بود
جلواومد
کای:کراوات ببندیم؟
_بااینکه آقاترنشونمون میده امادوست دارم مادوتامتفاوت باشیم احتمالا اونجا خیلی ها کراوات زدن دکمه ی بالایی پیراهنش رومثل خودم بازکردم حالا اینجوری بهتره ویه چیزی اصلا ازم دورنشو
خندیدوگفت :چشم هرچی عشقم بگه
نقابامون رو برداشتیم وراه افتادیم
_بیاکای حوصله روندن ندارم خودت بشین سوییچ روگرفت
وبی حرف پشت رول نشست
_حس عروسی بهم دست دادبااین لباسا سفیدمون
کای:خخخخ..آره واقعا فقط مونده ماشین روبدیم گل بزنن یه دست گل هم بگیریم وبریم کلیسا
باخنده زدم به شونه اش
_آهان راستی شانسی آوردی هفته پیش دستت روبازکردن وگرنه هنوز درگیربودی هنوزم یادش میفتم اعصابم داغون میشه
کای سری تکون داد:خوچکارکنم همه چیز وباید ازتو میخواستم خودم که با یه دست نمیتونستم توهم توخیلی چیزا حال کردی مخصوصا قسمت کمک به حمام کردن من
خنده ی بلندی کردم:خیلی عوضی هستی
چشم غره ی ریزی اومد وحواسش رو دادبه رانندگیش دستموجلوبردم وسیستم رو روشن کردم وصداش رو بلندکردم
_اینم آهنگ عروسی بی آهنگ که نمیشه
لبخندی زدوگفت:کاش واقعی بشه این رویا
فقط نگاش کردم چیزی نداشتم که بگم
رسیدیم محل جشن …خونه ی خودسوهوبود
_نه بابا کای توهم که کلا بابچه مایه دارامیپری
وباانگشت به خودم اشاره کردم
کای:شایدبایدمنم بچه پولدارمیشدم وشانس نیوردم
شونه ای بالاانداختم نقاب هامون روزدیم وواردشدیم ازهمون موقع که واردشدیم حس کردم توجه خیلیا بهمون جلب شد شاید بخاطر تیپ مشابهمون بودواینم که یه چیزی پرواضحه هردوخشگل وخوشتیپ بودیم
انقدردختراومدجلووپیشنهاددادکه عاص شدیم
_هی کای این زنبورعسلا چی میخوان شهدپیداکردن مثل اینکه
کای:هی گل من بایدتحمل کرد
سوهوروتواون مدت ندیدیم معلومه که الان نمیشه پیداش کردفقط یک ساعت آخرجشن همه نقاب هاشون رودرمیوردن ومیشدتشخیص داد
صدای یکنفرکه داشت بامیکروفن فک میزد اومد:خب الان موقع رقص زوجیه امیدوارم عشاق لذت ببرید
همه هوووکشیدن ودست زدن
چراغاخاموش شد ورقص نوراروشن شدوکلی دختروپسرچسبیدن به هم برای رقص
کای:ای جووون..یادرقص خودمون افتادم دلم هوس کرد
_دلت اینجا ازاین غلطای اضافه نکنه لطفا
همه جاتاریک بود حتی باوجودرقص نورااما من وکای که چسبیده به هم ایستاده بودیم وشامپاینمون رومزه مزه میکردیم به خوبی هم رومیدیدیم
کای:هی لولو اونجارونگاه کن
به دختروپسری که توحلق هم میرقصیدن نگاه کردم
پیست رقص تقریبا روشن بود ولی باید توجه میکردی هنوزم تاواضح ببینی
_خب چیه مثل بقیه دارن میرقصن دیگه
کای:میدونم اماخوب نگاشون کن
خوب که توجه کردم ازخنده ترکیدم دختره هرچندثانیه یکبارکفش پاشنه چندسانتی اش میرفت روی پای پسره وصدای داداون رو درمیورد پسره حسابی کلافه شده بود چون مدام داشت دهانش تکون میخورد ومعلوم بود کلاداره تمام فک وفامیل دختره رو جلوچشمش میاره
_وای ..کای خیلی باحاله فک کنم الان اگه پسره رو ول کنی خون دختره روبمکه یابکوبه توسرش
کای هم باخنده گفت:آره دختره حسابی رواعصابه
آهنگ تموم شد وبلافاصله یه آهنگ دیگه پخش شد من وکای هنوزهم داشتیم به سوژه هامون نگاه میکردیم وحسابی میخندیدیم
پسره دختره روهل دادعقب ویه چیزی بهش گفت وتقریبا فرارکرد
دختره نگاهی به دوروبرش انداخت
ونگاهش روی مادوتاثابت شددستش روباعشوه سریع بردتوی موهاش وباحالت نازوبه صورت ضربدری به طرفمون اومدهه مثلا میخواست ادای مدلاروبیاره
کای:وای لولوبدبخت شدیم
_توجه نکن کای
دختره رسیدنزدیکمون وایستاد دستاش روتوسینه جمع کردوچشماش روخمارکردواومددهان بازکنه که سریعترازاون شروع به حرف زدن کردم
_حتی فکرشم نکن غلط اومدی عزیزم اینجاچیزی گیرت نمیاد
باصدای جیغ مانندی گفت:چییی؟؟
_زهرمارررصداتوبیارپایین نه خیلی صداش خشگله برو روزیتو جای دیگه حواله بده
گفت:توباکی بودی اصلا میدونی من کی هستم
_هرکی هستی باش برای ما یه کلاغ غارغاروبیشترنیستی بیچاره پسره حق داشت فرارکنه
باتعجب وچشمای گردشده نگاهش روبهمون داد:شما…شمادیدین؟
_آره ازاولش خداخیرت بده کلی دلمون روشادکردی بانمایشت دلقک خانوم
باصدای جیغش روبه کای گفت:اوپاااا تویه چیزی بگو
کای:اوققققق حالم بهم

خوردیادم باشه به دخترای دیگه بگم اینجوری دیگه صدام نکنن ازهرچی اوپاگفتنه حالم بهم خورد
پاهاشوازروی حرص به زمین کوبیدوپشتش روکردورفت
وقتی دورشدازخنده منفجرشدیم
دستاموبه نشونه ی های فایو بالابردم وکوبیدکف دستم
کای:اوففف لولومن برم دستشویی ازبس خندیدم میترسم خرابکاری کنم
همونجورباخنده سرم روتکون دادم
پشتش روکردوقدم اول روکه برداشت باچیزی که اتفاق افتاد خنده رو لبام ماسید درعرض چندثانیه صورتم قرمزشد وبه نفس نفس افتادم چجورجرات کرد ..چجور
به پسری که ازراه رسیده بود وبه سرعت لبای کثیفش رو روی لبای کای من گذاشته بود درست مثل یه ببرزخمی نگاه کردم واولین قدم روبرداشتم…..

قسمت بعد=نظرزیاددددد

 



About Admin ♛ Samira

Avatarسمیرا هستم مدیره سایت امیدوارم پستامونو دوست داشته باشید و ازمون حمایت کنید فایتینگگگگگگگگ





97
نظر بگذارید

avatar
51 نظرات
46 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
پرطرفدار ترین نظرات
نظرات با بیشترین پاسخ
45 نظرات نویسندگان
parvane joonshrNazi.Chenbaekyuminasepid نظرات اخیر نویسندگان
  اشتراک  
جدیدترین نظرات قدیمی ترین نظرات
آگاهی از :
parvane joon
مهمان
parvane joon

وااااااااااااااااااااااااااای نه این دیگه کیه
چرا همه گیر کای ان؟؟؟؟؟؟؟؟
این کره دیگه پسر خوشگل نداره دست از سر این زوج بیچاره بردارن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

shr
مهمان
shr

دی او کای رو بوسیدددددددددد

Nazi.Chen
مهمان
Nazi.Chen

چیشد!!؟ چیکار کرد اون پسره؟؟ کسی کایو بوسید؟؟؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/308519_huhsmileyf3.gif
وای خدا
من عرررررررررررررررررررررررررر عالی بود آجی کن غشششششششششششش
چه چیزایی به ذهنت میرسه /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wow.gif
دمت جیز/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (15).gif

baekyumina
مهمان
baekyumina

oh kiii booood komaoooo aliiiie.merciiiiiii

sepid
مهمان
sepid

چییییییییییییی…؟؟؟!!!
غلط کرده…