21 👁 بازدید

GQ luhan

ترجمه ی مصاحبه ی مجله ی GQ با لوهان توسط تیم مترجمی سایت

توجه کنید کپی مصاحبه ها ی سایت حتی با ذکر منبع هم ممنوعه کپی فقط با مجوز مترجم امکان پذیره

مترجم:آیدا

پشت این چهره ی تازه و بامزه ی لوهان یه قلب مهربون ئه.
اون فوتبال بازی کردن رو دوست داره ، اون بعضی وقتا مینوشه (الکل منظورشه) ، وقتی که موهاش بلند میشه بعضی ها نمیتونن تشخیص بدن که اون دختره یا پسر ، وقتی که راحب برنامه ریزی “the witness” با یانگمی حرف میزنه یکمی عصبانی میشه ، بعضی وقتا خیلی روان با لهجه بیجینگی حرف میزنه ، به جز آکروبوفیا ی اون (ترس از ارتفاع) که همه ی ما رو سوپرایز کرده لوهان از درون و بیرون یه مرد کامله.

کارای لوهان به خاطر تلاش و پشتکار اون ارزش پیش بینی کردن رو داره اما برای الان فوق العاده ترین کار اون ، خودشه بدون هیچ ترس یا خودبینی ای. اجراهای لوهان برای کار های زیادش بی دردسر بوده ، مثل یک آهویی که بدون فکر منتظر جاری شدنه. (منظورش اینه که با جریانات زندگی همراه بشه)

“وقت طلاست” ، این ضرب المثل معروف میتونه بهترین توصیف برای موقعیت لوهان باشه. لوهان الان توی گیج کننده ترین و دی عین حال مهم ترین مرحله اس و همه چیز در حال تغییر ئه. گرچه ممکنه آروم و ساکت به نظر برسه هر قدمی که اون برمیداره با یه نیروی سخت همراهه. مرد بودن یا پسر بودن؟ لوهان به این مرحله ی ظریف رسیده. پاکی و بلوغ بیشتر از بقیه چیزها خودشون رو نشون میدن اما بهترین ویژگی اون اینه که یه آدم بامزه و سرگرم کننده اس. البته ، به عنوان یه مصاحبه شونده بدون هیچ آرایشی لوهان جذابه ، واقعا جذاب.

گوشت تازه ی کوچولو ، بهترین تقدیر برای این جوان ئه.

درست مثل یه سنگ پرت شده تو دریاچه،هرجایی که میره رو با هیجان و پر جنب و جوش میکنه،آرامش رو بهم میزنه و سنتهای قدیمی رو از بین میبره…در کمتر از 2 سال،لوهان با اعضای گروه قبلی و یه سری از دوستایه دیگه ش “آیدولهای جوان” به سرعت مرکز توجه شبکه های اجتماعی قرار گرفت…در نتیجه اونا با فراوانی منابع خبری صنعت هنر و سرگمی مواجه شدن(?)فرصتهـا،مرکز توجه بـودن،آشکـاری… در این خلال با درک ما از تشریحات کانالهای ارتباطی راجع به سلبریتیها به نظر میاد به سرعت اصلاح شدن مثل لباس عوض کردن آیدولا?
زندگی روزانه مثل منشور چند وجهیه…هر گوشه و وجهش توسط چشمهایی کنجکاو مورد کنکاش قرار میگیره

10 سال پیش یا حتی کمتر لوهانی که تا دبیرستان توی منطقه هایدین درس میخوند مرتب به ژونگ گوان سون میرفته. اون و دوستای صمیمیش بازی های ویدئویی و پلی استیشن اونجا میخریدند و بازی موردعلاقه ی لوهان “فوتبال فیفا” بوده. اون موقع لوهان معروف ترین پسر توی مدرسون بوده جوری که دخترا ازدواج با لوهان رو توی الویت آرزوهاشون میذاشتن. لوهان فکر میکرد که در آینده یه بازیکن فوتبال خواهد شد. “فک میکنم اگه یه خواننده یا یه بازیگر نبودم. حتما سراغ فوتبال میرفتم و حتی اگه نمیتونستم فوتبال بازی کنم مربی فوتبال میشدم و به بچه ها فوتبال یاد میدادم”

اون همچنین به استایلش اهمیت میده. اون عادت داشت که بذاره موهاش تا شونه هاش رشد کنه که وقتی با صورت جذابش ترکیب میشد خیلی ها رو گیج میکرد. بعضی ها حتی در حضور اون پچ پچ میکردند که “این دختره یا پسر؟” لوهان گفت که اون به شدت عصبانی میشد. “به خاطر درخواست آژانس کاریم من موهام رو بلند نگه میداشتم. و این برای استایلیست ها لذت بخشه که آزادن برای آماده سازی آلبوم هرجور که بخوان استایل ما رو تغییر بدن.این یه موضوعیه که هنوزم هست.بعضی وقتا برای نقشم توی فیلم مجبورم که بذارم دوباره موهام بلند شه حتی اگه شبیه ولگردها هم بشم اجازه ندارم موهامو کوتاه کنم :)) نه به عنوان خواننده و نه به عنوان بازیگر من نمیتونم برای مدل موی خودم تصمیم بگیرم. یه مرد دوست داره که موهاش رو تمیز نگه داره. نمیشه فقط از روی ظاهر کسی رو قضاوت کرد (آه میکشه)..” “فروردینی ها خلق و خوی تندی دارن” “من سریع عصبانی نمیشم اما حدود خودم رو دارم.وقتی که آدم ضعیفی رو دارن اذیت میکنند نمیتونم همینجوری وایسم و نگاه کنم و نمیتونم هیچ آزار و اذیتی رو در برابر خانواده و دوستام تحمل کنم”

ترس همیشه چیز بدی نیست

تقریبا یه سال میشه که لوهان برای فسخ قراردادش درخواست داده و تقریبا فراموش کرده که اون موقع چه حسی داشته . یعنی شده که اون خودش رو به خاطرش سرزنش کنه؟ “

شاید یکمی. اما من واقعا پیشرفت کردم. برنامه کاری الان من پر ئه و وقت زیادی برای اینکه فکر کردن به احساساتم ندارم. وقتی که حس بدی دارم.بازی میکنم یا برای شام بیرون میرم یا مینوشم”

“مینوشی؟ راستش یکم شنیدن این غیره منتظره بود. توی تصور من یه آیدول همیشه خودشو از الکل دور نگه میداره.” “نه من میتونم الکل بخورم و در واقع توش خیلیم خوب هستم”

یه مدت پیش لوهان و منشیش که اتفاقا همکلاسی دبیرستانش هم بوده همدیگه رو میبینن با هم بیرون میرن و کمی الکل مینوشن. اون راجب همکلاسیش کنجکاو بود واسه همین پرسید : “راستی تو ازدواج کردی؟ به زودی بچه دار میشی؟”

علاوه بر آیدول، لوهان یه مرد معمولیه که راجب دخترای خوشگل حرف میرنه ” وقتی که دختری رو دیدم که خوشم اومد من اونیم که اول جلو میرم”

موقع مصاحبه لوهان خیلی ریلکس بود. یه مثالش اینکه وقتی که وارد مصاحبه شد هیچ آرایشی نداشت. من داستان های زیادی رو راجب حساس بودن آیدول ها نسبت به ظاهرشون شنیده ام اما لوهان برعکس اونا بود. اون گفت که مجبور بوده درست بعد از اینکه بیدار شده برای مصاحبه بیاد. این معمولی بودن اون یه امتیاز خیلی بزرگ برای لوهانه. لوهان گفت از چیزایی مثل وظایف آیدول ها خوشش نمیاد. “موقع فیلم برداری من محدودیتی ندارم و میتونم صحنه های عاشقانه رو بازی کنم” (“صحنه های بیشتر از عاشقانه رو چی؟”) “اونو نمیتونم قبول کنم ، مطمئنا نه ، مگر اینکه خیلی به نقش ام وابسته شده باشم”

گرچه الان لوهان با شوخی و خوشحالی حرف میزنه اما همین که سوار هواپیما میشه زبونش بند میاد. جرئت اینکه حرکت کنه یا چیزی بنوشه یا بخوره نداره و حتی بعضی وقتا حالش بد میشه. بله اون داره با آکروفوبیا (ترس از ارتفاع) دست و پنجه نرم میکنه. تیم لوهان گفتند که به همین دلیل چند تا فرصت خوب رو از دست داده. موقع فیلم برداری رانینگ من چینی توی shenzhen لوهان توی گروه ویچت دید که هم تیمی هاش با هواپیما زود به مقصد رسیده اند و لوهان گفته که داره توی یه قطار سریع السیر ناهار میخوره. سه ساعت بعد همه انتظار داشتن که لوهان بگه که من توی هتلم اما اون گفت “من دارم توی قطار عصرونه میخورم” بودن توی “قطار سریع السیر” یه زمان فراغت کوچیک براش جور کرده بود جایی که میتونسا غذت بخوره بخوابه و آهنگ گوش بده.

“شده از اینکه به خاطر آکروفوبیا فرصت های زیادی رو از دست دادی پشیمون باشی؟ مثلا فشن شو های خارج از کشور؟ یا اینکه میخوای یه آیدول فقط توی چین باقی بمونی؟” “فقط یه آیدول توی چین! اینجور نیست که هیچ پشیمونی ای نداشته باشم ، اما صنعت هنر چین خیلی بزرگه و من اول قبل از هرچیز باید توی چین موفق باشم” لوهان اینو گفت.شاید دلیل اینکه آکروفوبیا رو هنوز توی قلبش نگه داشته همین باشه. نگه داشتن یکم ترس ضرورتا چیز بدی نیست. “تا وقتی که من توی بیجینگ ام خانواده ام میتونن منو تقریبا هر هفته ببینن اما اگه من هر روز بخوام به این ور و اون ور دنیا سفر کنم باید از زمان بودن با خانواده ام بگذرم. ‘من باور دارم که هر چیز دو رو داره (خوب و بد)” بعدا لوهان گفت که هنوز هم تصمیم داره پیش یه روان شناس بره و خودشو با ترسش وفق بده چون بعد از همه ی اینا تیم اون هم آروز میکنن که اون میتونست بیشتر توی کارش موفق باشه.از لوهان پرسیدم که اگه یه روزی “گوشت تازه ی کوچولو” تبدیل به “بیکون پیر” شد آبا میتونه این ترس رو تحمل کنه. لوهان یکم فکر کرد و جواب داد ” فکر کنم همیشه یه تعدادی باشن که “بیکون پیر” رو هم دوست داشته باشن. یه آدم باتجربه و بالغ بودن و داشتن ریش خیلی باحاله. و این اواخر من از انجام هیچی پشیمون نیستم چون وقتمو به هیچ وجه هدر نمیدم.” “حتی اگه قرار باشه تنهایی توب جنگ باشم رویای من سلاح من میشه و همه زخم های من همه ی مدال های افتخار من میشه” این تیکه از آهنگ medals ئه لوهان برای فیلم the witness ئه و این چیزیه که لوهان کسی که تقریبا یه بازیکن فوتبال شده بود بهش باور داره.

خیلی کسایی که میشناسنش و هم دانشگاهی هاش که باهاش کار کردند به من پیشنهاد کردند از اونجا که اون یه مرد واقعی از درون ئه نباید گول چهره ی تازه و کیوت اون رو بخورم.

لوهان توی سال 2008 از بیجینگ به کره رفت تا اونجا درس بخونه. وقتی که داشت توی میونگدونگ خرید میکرد توسط یکی از بزرگترین کمپانی های کره کشف شد و اونجا کار هنر رو به عنوان یه کاراموز شروع کرد. توی 6 سال زندگی توی کره لوهان حداکثر فقط 1 بار در سال به بیجینگ برمیگشت. هر دفعه که برمیگشت شهر اون رو سوپرایز میکرد “ساختمان CCTV و فروشگاه های مرکزی وقتی که به بیجینگ اومده بودم ساخته شده بودند. همین باعث شد حس غریبی کنم. چون قبلا به جای این ساختمونا کلی خونه و ساختمان کوچیک و حتی کلی زمین خالی بود.” شروع اصطلاح “گوشت کوچولوی تازه” وقتی بود که لوهان به چین برگشت. همه رسانه و سایت های اینترنتی این رو کاملا پذیرفته بودند و با این اصطلاح آشنا بودند. این اصطلاح برای آیدول های جوان و زیبا به کار میره. اصطلاحایی مثل “لیس زدن صفحه” ، “ارتش آب اینترنتی” ( کسایی که استخدام میشن تا کامنت روی صفحه های معروف بذارن تا نظر مردم رو راجب یه چیزی عوض کنن) و “آنتی فن” هم انگار که بخوان یه سیستم متحد رو تکمیل کنن ظاهر شدند. “من به هیچ وجه مخالف اصطلاح ‘گوشت تازه’ نیستم. ” “این یعنی من با ارزشم و من باید قدر این رو تا وقتی که جوونم و میتونم ‘گوشت تازه ی کوچولو’ صدا زده بشم بدونم. شاید چند سال دیگه وقتی که دیگه جوون نیستم بهم بگن ‘بیکون پیر'”.

‘گوشت تازه ی کوچولو’ با کلمه ی ‘تازه’ اس که معنی پیدا میکنه. لوهان میگه “وقت زیادی برای ‘گوشت تازه ی کوچولو’ بودن برام نمونده پس نمیخوام هیچ جای پشیمونی باقی بذارم.” آگوست سال پیش لوهان جایزه گینس رو به خاطر “بیشترین کامنت توی پست ویبو” با ریپست کردن یه پست از منچستر یونایتد برد. یه سال بعد اون رکورد خودش رو با به دست آوردن 100 میلیون کامنت شکوند.

دیگه نمیشه از جمله ی “عشق به زیبایی جزء طبیعت انسانه” برای توصیف صمیمیت طرفدارا استفاده کرد. توی جهان 2 بعدی مشارکت و فراوانی فن ها توی دانسته هاشون از واکنش سنتی رسانه اونور تر رفته. بعد از این که خبر فسخ قرارداد لوهان منتشر شد اسم اون شروع به پخش شدن توی رسانه های مختلف شد. و بعد از اون بازی خوبش توی فیلم back to 20 خیلی از گزارشگرهای با سابقه فیلم رو تحت تاثیر قرار داد. فیلم های جدید امسالش شامل the witness ، the great wall از ژانگ ییمو ، ferryman ساخته ی ونگ کاروای و کارگردانی ژانگ جیا جیا و …

وقتی که این مصاحبه تموم بشه لوهان باید با جینگ بوران به فیلم برداری “the lost tomb” بره.
“فکر میکنی جینگ بوران یا اعضای گروه قبلیت رقیب تو محسوب میشن؟” “فکر میکنم ما باهم زمانای خوبی رو داشتیم. صنعت هنر چین خیلی بزرگه که با خواسته های من منطبق ئه. برای همین هیچ احساس رقابتی ندارم” لوهان با اعتماد جواب داد و امکان دردسر رو نادیده گرفت. توی دنیای فن ها یه ارزیابی ساده میتونه بین طرفدارا دعوا درست کنه.

یه چیز مهم برای بقای “گوشت تازه ی کوچولو” اینه که کار یه “گوشت تازه ی کوچولو” ی دیگه رو ارزیابی نکنه. این یه جورایی مثل چیزیه که مدیر تولید میگه “اونا کین؟ من نمیدونم. تنها هدف من اینه که خودمو ارتقا بدم. (پیشرفت کنم)”
گرچه میدان جنگ “گوشت تازه های کوچولو” شلوغه ، هرکی به این جنگ می پیونده تصمیمی بوده که خودش بدون هیچ کمکی گرفته. بی رحمانه به نظر میرسه اما این واقعیته.

 



About Admin ♛ Samira

Avatarسمیرا هستم مدیره سایت امیدوارم پستامونو دوست داشته باشید و ازمون حمایت کنید فایتینگگگگگگگگ





23
نظر بگذارید

avatar
22 نظرات
1 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
پرطرفدار ترین نظرات
نظرات با بیشترین پاسخ
23 نظرات نویسندگان
LILIABaharfati?kimiamaryam نظرات اخیر نویسندگان
  اشتراک  
جدیدترین نظرات قدیمی ترین نظرات
آگاهی از :
LILIA
مهمان
LILIA

/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (35).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (35).gif

Bahar
مهمان
Bahar

کسی دقت نکرد ک بدبخت شدیم رفت؟؟؟؟؟
اینکه مدل موشون رو نمیتونن خودشون انتخاب کنن ینی بکی مدل موش توی moon lovers ون باشه ک بدبختتتت شدیم…دیگه وایییی…ولی اون مدل چینیههه عرررر پسد چرا باهم آپ شدن؟؟بدبخت شدیمممممم

fati?
مهمان
fati?

عزیزم خیلی قشنگ بود واقعا ..
وای خدا لوهان خیلی آینده بینه ….خیلی دوسش دارم
وای گفت که بعضی وقتا به خاطر احساساتش مینوشه….الهی …نه نکن اینکارو پسر …ضرر داره واست
امیدوارم بتونه با مشاوره ترسش از ارتفاع رو از بین ببره …آخه اینجوری که نمیتونه به کاراش برسه …چینم که خیلی بزرگه و فاصله شهراشون از هم زیاده
وای تو مدرسه اولویت اول دخترا ازدواج با لوهان بوده ….خخخخخخخ
از همون بچگی جیگر بوده
مرسی اجی /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/jhsdhuf9.gif

kimia
مهمان
kimia

merc azizam,faghat khode mosahebash ro gozashte boodin ghablan ya na?

maryam
مهمان
maryam

mamnon aji