9 👁 بازدید

170924 Yixing Weibo Update


آپديت وبیو ییشینگ:
“مهم نیست چیه،شادی ما اصلی ترین ملودیه”
دیدن حرفای و قول های یه شخص مثل دیدن چهرشه،گوش دادن به موسیقی،پیاده روی،ابراز عشق راه های زیادی داره.همچنین یه عالمه داستان در مورد این موضوع وجود داره.از آغاز تاریخ تا همین لحظه،از زمانی که من هیچی نمیفهمیدم تا زمانی که شروع به نوشتن آهنگ عاشقانه کردم.
نمیدونم آیا اونا چیز مخصوصی به حساب میان یا نه
وقتی جوون بودم با پدربزرگ و مادربزرگم،بزرگ شدم.همیشه دوس داشتم روی شکمم کنار مادربزرگم دراز بکشم و زمانی که داریم باهم به کاست گوش میدیم باهاش حرف بزنم.این ممکن بود کل بعدازظهر طول بکشه.
همیشه،این پدربزرگ بود که ظاهر میشد،تا کاست رو پلی کنه و اهنگ رو تنظیم کنه و بعدش خاموشش کنه و کنار بزارتش.
مادربزرگ خیلی توانا و کوشا بود.اون خیلی از قوانین و مهارت های زندگی رو بلد بود.همیشه فکر کردم احتمالا هیچ چیزی نیست که اون نتونه انجام بده.اون از کل خانواده ما مراقبت کرده بود.
اونا توی سن 25 سالگی همدیگه رو ملاقات کردن،توی اون دوره،نامه ها با حس اشتیاق ردوبدل میشدن و نوار کاست یه جور رمنس متعلق به اون ها بود(یه کار عاشقانه بود)
پدربزرگ نکات خاص رو بهم نگفت و همچنین بهم گفت که پسر شیطون و فضولی نباشم
خلاصه،پدربزرگ مدتی بعد به مادربزرگ پیشنهاد ازدواج داد.مثل خیلی از افراد نسل قدیم تو اون روزها،از تجملات و شکوه زیاد،صحنه های رنگارنگ و حلقه های الماس که نشون دهنده جاودانگی باشه خبری نبود.شاید این یه شروع ساده بود،ولی در برابر توفان ها و بادهای پنجاه فصل محکم و استوار موند.من همیشه حسود و یکم متاثر بودم.ایکاش براشون رمنس ساخته بودم.
وقتی این بار اون ها رو بیرون بردم،اون افراد پیر هیچوقت خیلی دور از خونشون به سفر نرفته بودن.وقتی که داشتیم چمدون هارو جمع میکردیم،پدربزرگ کاست پلیر قدیمی و قابل حمل و یکی از نوارکاست های قدیم رو داخل چمدون گذاشت.مادربزگ قبلا خواب بود.اتاق هنوز روشن بود.این عادت قدیمی اون بود.پدربزرگ گفت،مادربزرگ هیچوقت یاد نگرفته چطوری از این چیزا استفاده کنه(کاست پلیر)،اما چون هنوز دوس داره بهشون گوش بده پس من هر روز تو یه زمانی براش پخش میکنم.
عشق ممکنه یه عادت باشه،یه حس تازگی،یه فیلم تاثیرگذار،یه کتاب،یه اهنگ،یا یه نوار کاست.چیزهای کوچیکی هست که یه شخص مشتاقه تا براتون انجام بده،دوباره و دوباره برای صد،هزاران بار
این منم که بهت نیاز دارم

 

متن نامه:
یه نامه که توسط پدربزرگ ییشینگ برای مادربزرگش نوشته شده.
فیوون عزیزم
ما برای 50 سال در میان باد و بارون بودیم.تو این 50 سال ما در میان تلخی و شیرینی،شادی و درد بودیم.
اما مهم نیست چیه،شادی ما اصلی ترین ملودیه.
تنها دخترمون به میان سالی پا گذاشته و تنها فرزندش ییشینگ هم تو کارش خیلی موفق شده
و تبدیل به بزرگترین شادی و نشاط برای ما تو زندگی شده
بیا براش دعا کنیم،برای کل خانوادمون



About Admin ♛ Samira

Avatarسمیرا هستم مدیره سایت امیدوارم پستامونو دوست داشته باشید و ازمون حمایت کنید فایتینگگگگگگگگ





2
نظر بگذارید

avatar
2 نظرات
0 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
پرطرفدار ترین نظرات
نظرات با بیشترین پاسخ
2 نظرات نویسندگان
Sepidezma نظرات اخیر نویسندگان
  اشتراک  
جدیدترین نظرات قدیمی ترین نظرات
آگاهی از :
Sepid
مهمان
Sepid

عزییییزززم

ezma
مهمان
ezma

وای چه عاشقانه